|
|
نقدي بر كتاب لشكر خوبان
20 خرداد 1385
داود هوشنگ روشنك
|

|
لشكر خوبان خاطرات مهديقلي رضايي است كه به كوشش معصومه سپهري از طرف انتشارات سوره مهر به چاپ رسيده است. اين كتاب كه يكصد و پنجاهمين كتاب خاطره منتشره توسط ناشر است در 27 فصل نوشتاري و يك فصل از تصاوير در 546 صفحه در شمارگان 2200 با قيمت 4000 تومان در سال 84 به پيشخوان كتابفروشيها پيوست و نه تنها در محافل دفاع مقدس كه در بين جوانان نيز با مخاطبان زيادي روبهرو شد. فارغ از بحثهايي كه ميتوان در اهميت و فقدان فعاليت در زمينه ادبيات دفاع مقدس داشت، براي لشكر خوبان ميتوان از نكات زير نزديكتر شد و در همين چند سطر نيز به غربت دلنوشههاي دوران خون و حماسه قدم گذاشت:
1ـ روايت يا خاطره؟ شايد هنوز تعريف درستي از نوع خاطرهگويي دفاع مقدس ارايه نشده است چرا كه خاطرهها معمولاً تكههايي از يك مقطع زماني هستند كه به بيان نقطه برجسته آن ميپردازند. اين مسئله در اغلب كتابهاي چاپ شده نيز رعايت شده ولي در لشكر خوبان خواننده شاهد روايتي است كه از يك نقطه شروع ميشود و با ذكر نقاط قوت و ضعف پيش ميرود. اعزام به جبههاي كه خود حاوي حكايتهاي تلخ و شيرين است تا حضور در موقعيتهاي مختلف، عملياتها، جانبازيها و ... البته اين نكته كه لشكر خوبان روايت جنگ است نه خاطرات دفاع مقدس چيزي از خاطرههاي كتاب نميكاهد.
2ـ ذكر جزئيات يكي از نكات قابل توجه اين كتاب بيان اتفاقها با ذكر جزييات است. در تمام فصلهايي كه در كتاب آمده نويسنده ضمن توجه به ترتيب اتفاقها (كه معمولاً در كتابهاي خاطره رعايت نميشود) مسايل حاشيه قابل توجه آن را نيز بيان ميكند و در حقيقت حاشيهها را به گونهاي شيرين و برجسته به خواننده انتقال ميدهد. ذهن راوي تمام جريانات را به خوبي در خود دارد و حتي بعد از گذشت چند سال طرز پوشش افراد، وضعيت منطقه و مسايل ريز و درشت نكته به نكته رعايت شدهاند. به طوري كه خواننده در اين كتاب مثل يك سرباز كه به گردان شناسايي معرفي شده آموزش ميبيند و ضمن كسب اطلاعات از وضعيت مناطق جنگي، با چگونگي عملياتها نيز آشنا ميشود.
3ـ نثر روان و تعليق مناسب عدم آشنايي راويان جنگ با ادبيات در بسياري از كتابها موجب ضعف و از هم گسيختگي نثر و موضوع شده است. البته اين مسأله در كتابهايي كه توسط راويان اهل قلم يا افراد متخصص انجام شده كمتر ديده ميشود. ولي نثر روان لشكر خوبان كه حكايت از آگاهي راوي در تصويرسازي و بيان زيباي خاطرات همچنين تبحر نويسنده دارد خواننده را با جريان سيال و داستاني اتفاقها همراه ميكند. شايد در نگاه اول عنوان يك زن براي بازنويسي خاطرات دفاع مقدس اين انتظار را براي خواننده به وجود آورد كه اين كتاب از يك بيان رمانتيك و فانتزي برخوردار خواهد بود. ولي مطالعه كتاب از دقت نويسنده و آگاهي او از جنگ و ادبيات دفاع مقدس حكايت دارد. نثري محكم و مردانه با بيان ساده و صميمي اما عمق زيبايي اين كتاب را براي خواندن و حتي دوباره خواندن به تصوير ميكشد. خانم سپهري در اين كتاب كه در مقايسه با ديگر مجموعههاي خاطره جنگ از خاطرهها، فصلها و تعداد صفحات بيشتري برخوردار است به خوبي خود را محك زده و به حق توانسته از اين آزمون سربلند بيرون آيد. البته نبايد اين حقيقت را نيز ناديده گرفت كه علاوه بر هماهنگي نثر و روايت شيطنت راوي در برخي اتفاقها غير قابل اغماض است. به طوري كه به طرز ماهرانهاي از بازگويي برخي اتفاقها ميگذرد بيآنكه خواننده را متوجه اين سانسور! ـ اگر واژه درستي به كار برده باشم ـ كند.
4ـ فصلهاي سبز، فصلهاي سرخ شايد براي هر كسي كه خاطرههاي جنگ را دنبال ميكند نقاط قوت و ضعف خاصي پديدار شود. برداشتي كه هر شخص در خصوص چنين كتابهايي در روايت، معرفي جنگ، نثر، اهميت مضامين و ... الخ دارد متفاوت است اما علاوه بر مواردي كه در بالا نيز اشاره شد يك تفاوت ديگر كتاب به ساير همتايان خود در پرداخت عميق به موضوع است. وقتي راوي از يك شيطنت سخن ميگويد ناخودآگاه خواننده را نيز به خنده وا ميدارد و زمانيكه از يك صحنه دلخراش پرده برميدارد خواننده نميتواند بدون ريختن اشك از كنارش بگذرد. اهميتي كه در پرداختن به شوخي و مصيبت در اين كتاب داده شده در نوع خود زيباست چرا كه در اغلب ـ شايد هم تمام ـ كتابها فرماندهان و شهدا معصومتر از بقيه بودهاند و گاه ساختگي بودن اين مسأله باعث آزار خواننده شده است اما لشكر خوبان نگاهي عمومي به افراد و اتفاقها دارد. در پايان دوباره يادآور ميشوم كه لشكر خوبان روايت زيبا و روان و آموزنده مهديقلي رضايي است از دوراني كه در جنگ بوده و بازنويسي استادانهاي كه معصومه سپهري براي آن همت گمارده و آن را در قالبي ساده و عام فهم براي خواننده ارائه داشته است.
» نسخه قابل چاپ
» ارسال خبر برای دوستان
|