خانه  |  فروشگاه  |  مجلات  | کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات

پدیدآورندگان  | محصولات  |  کتاب ریگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونیکی

ویژه نامه | حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب

کاربر: مهمان (خالی)

نمای بزرگ روی جلد

کوه مراصدازد

نویسنده: محمدرضا بایرامی .

تعداد صفحات: 127 قيمت: 1300 تومان

شابک: 5-651-471-964 قطع: وزیری کوچک

نوبت چاپ: چهارم:1384 شمارگان: 3300

معرفی کتاب:

« كوه مرا صدا زد» ،کتابی داستانی نوشته‌ محمد‌رضا بایرامی است که با همت مركز آفرینش های ادبی(واحد كودك ونوجوان)،تهیه و توسط انتشارات سوره مهر منتشرشده است .
این‌كتاب از مجموعه كتابهای طلایی سوره مهر منتشر می شود که توانسته جوایز بسیاری را در داخل و خارج کشور به خود اختصاص دهد . از جمله این جوایز می توان به جایزه كانون پرورش فكری كودكان ونوجوانان،وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی،مجله سوره نوجوان و ... در داخل و جایزه‌ ‌خرس طلایی استان ”برن“ وكتاب سال ”سوییس“ (جایزه مار عینکی آبی) اشاره کرد .
قابل ذكراست این كتاب توسط مترجم برجسته آلمانی ،خانم ” یوتا هیمل رایش“ به زبان آلمانی ترجمه شده وترجمه او مورد توجه منتقدان ومطبوعات آلمانی زبان قرار گرفته وجایزه ای از محافل ادبی سوییس را نیز برای مترجم فراهم آورده است.
درقسمتی از كتاب می‌خوانیم : « ... باز هم توده‌ای‌از برف،پایین می‌غلتد‌وبه‌دیوار ی سرخ وسیاه پرتگاه می‌خورد ومثل آبی كه از بلندی بریزد،از هم باز می شود وپاش پاش می شود و بعد،صدایی می‌آید وانگار چیزی می‌غرد ویا سنگی‌قل می‌خورد ومی‌بینیم كه‌دیگر نزدیك است دیوانه بشوم.
ـ عمو اسحق كجایی؟ ... عمـ ... م... و اسحااااق! كجایی؟
صدا درصدا می پیچید وتكرار می شود وبرمی گردد طرفم.انگاركوه است كه دارد صدایم می كند... »
داستان درباره نوجوانى به نام «جلال» است كه در دهكده‏اى دركوههاى سبلان زندگى مى‏كند. جلال با اسب خود «قاشقا» به‏دهكده همسايه مى‏رود تا براى پدر بيمارش حكيم بياورد. به توصيه‏حكيم، عمو اسحق پدر را براى معالجه به شهر مى‏برد. اما حكيم وپزشكان شهر نمى‏توانند پدر را نجات دهند و او مى‏ميرد. جلال‏تصميم مى‏گيرد بنا به توصيه پدر جاى خالى او را در خانواده پر كند.
يكى از روزها، وقتى عمو اسحق براى گرفتن «كبك» به كوهستان‏مى‏رود، جلال كه نتوانسته رضايت او را جلب كند، پنهانى به دنبالش‏روانه مى‏شود. در بين راه عمو متوجه حضور جلال شده و از سردلسوزى او را هم با خود همراه مى‏كند.
آنها موفق مى‏شوند در كوهستان كبكى را شكار كنند. وقتى عمواسحق به دنبال كبك ديگرى مى‏رود، گرفتار بهمن مى‏شود. جلال‏عمو را نجات مى‏دهد و به دهكده بازمى‏گرداند. عمواسحق جريان رابراى مادر جلال تعريف مى‏كند، او باور مى‏كند كه پسرش ديگرمى‏تواند كارهاى مردانه خانه را انجام دهد.
گفتنی است این کتاب پس از انتشار اول خود در سال 1371 بارها تجدید چاپ شده و چاپ چهارم آن در127 صفحه، به شمارگان 3300 نسخه وبا قیمت 1300 تومان در سال 84 به كودكان ونوجوانان عزیز تقدیم شده است .

 

چطور نقد بنويسيم؟  .   برای اين کتاب نقد بنويسيم  .  درخواست خريد کتاب  .  معرفی کتاب به دوستان  .  چاپ معرفی

 

نقدهای اين کتاب

 

سیدحسام طاهری

تاریخ: 10 اسفند 1387

متن نقد: بسیارخوب است ولی اگر کتابهایتانرادراینترنت رواج دهیدبسیار خوب ترمیشود باتشکر


 

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 15681116