خانه  |  فروشگاه  |  مجلات  | کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات

پدیدآورندگان  | محصولات  |  کتاب ریگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونیکی

ویژه نامه | حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب

کاربر: مهمان (خالی)

نمای بزرگ روی جلد

من او

نویسنده: رضا امیرخانی .

تعداد صفحات: 528 قيمت: 4500 تومان

شابک: 539-471-964-x قطع: رقعی

نوبت چاپ: چاپ چهاردهم: 1386 شمارگان: 2200

معرفی کتاب: داستان مربوط به زندگى فردى به نام على فتاح است. راوى،قهرمان داستان هم هست، ماجراهاى زندگى خود را، از كودكى تامرگ، روايت مى‏كند. على فتاح فرزند يك تاجر ثروتمند است و درجنوب شهر زندگى مى‏كنند. در كودكى، پدر خود را از دست مى‏دهد وتحت نظر پدر بزرگش بزرگ مى‏شود. در نوجوانى به مهتاب،همبازى دوره كودكى خود، دل مى‏بندد. ولى اين علاقه به ازدواج‏نمى‏انجامد. سال‏ها بعد، مهتاب با خواهر على به فرانسه مى‏روند.خواهر على با يك مبارز الجزايرى ازدواج مى‏كند. اين مبارز ترورمى‏شود و او و مهتاب به ايران برمى‏گردند. در زمان موشك باران‏تهران، خواهر على و مهتاب به شهادت مى‏رسند. على فتاح نيز بعداز بخشيدن آنچه از اموال پدرى مانده است، فوت مى‏كند.
اين سخن حقى است كه اگر ما بخواهيم ادبيات داستانى ما در دنيامورد اعتنا واقع شود بايد به ريشه‏ها برگرديم و از مضامين گنجينه‏ادبيات كهن مدد بگيريم. اتفاقاً تاكنون تلاش كرده‏اند اما موفقيت‏چشمگيرى نيافته‏اند. از اين بابت رمان من او جهش بزرگى است به‏سوى اين هدف بزرگ. مضمون اصلى اين رمان عشق است اما نه‏عشق به معناى رايج امروزى آن بلكه عشق به همان معنا كه بزرگان‏ادب و هنر ما در آثارشان مايه گرفته‏اند.(چاپ اول: 1378)
این کتاب توسط مركز آفرينش‏هاى ادبى تدوین وبا جلد شمیز منتشر شده است.

 

چطور نقد بنويسيم؟  .   برای اين کتاب نقد بنويسيم  .  درخواست خريد کتاب  .  معرفی کتاب به دوستان  .  چاپ معرفی

 

نقدهای اين کتاب

 

فرهاد خوبی (پست الکترونیکی: farahd_khoubi@yahoo.com)

تاریخ: 24 ارديبهشت 1388

متن نقد: خیلی قشنگ بود
مرسی آقای امیر خانی


من او

تاریخ: 29 دى 1387

متن نقد: از بهترین کتابهای بود که خوندم.
می خواستم بگم با مقایسه کتاب با سووشون ارزش من او رو پایی نیارید.


سپهر (پست الکترونیکی: monir_poor@yahoo.com)

تاریخ: 16 دى 1387

متن نقد: من تا حالا سه بار این کتاب رو خوندم و هر دفعه هم بیشتر لذت بردم .بهترین رمانی بود که تا حالا خوندم


فاطمه

تاریخ: 26 آذر 1387

متن نقد: کتابو خیلی دوس دارم
دوس دارم رضا امیر خانی رو ببینم
تو ذهنم اون یه ادمه که تازه هفت ساله شده و سر تا پاش سفیده وقتی دهنشو باز میکنه بوی گل اتاق رو پر میکنه و خیلی هم لوطیه


saeed (پست الکترونیکی: sa_teymoori_as@yahoo.com)

تاریخ: 14 آبان 1387

متن نقد: بهترین از این نمیشه......
مگه نه بچه ها؟؟؟


هد هد ميرزا (پست الکترونیکی: simorgh_manteghoteir@yahoo.com)

تاریخ: 20 شهريور 1387

متن نقد: یا حق
شاید باور کردنش سخت باشه اما بیوتن منو با امیرخانی آشنا کرد نه من او
بعد از بیوتن هم ارمیارو خوندم
و دست آخر من او
---------------------------------------------
در مورد من او باید بگم برام جذاب بود اما نه به اندازه ی بیوتن
داستانش آدمو در گیر می کنه اما نه به اندازه ی بیوتن(چون هنوز بعد از چند ماه از خوندن این کتاب هنوز هم آلبا لیل آلبا می گم)
سبک نویسندگی امیرخانی تو این کتاب در حال صعوده درحالیکه تو بیوتن یک قله رو فتح کرده
حقیقتا می گم که به نظر من بیوتن خیلی از من او سره چه از نظر نویسندگی و از نظر جاافتاده بودنِ داستان و نوع شخصیت پردازی تیپ سازی(البته این رو هم باید بگم که من او پاکه ؛ اون هم به خاطر نوع فضایی که امیرخانی توش ساخته اما بیوتن دچار نوعی نفرت زدگیه باز هم به خاطر نوع فضایی که امیر. . . )
---------------------------------------
در پابان می خوام به ملت ایران ظهور این نابغه ی 35 ساله ی صاحب سبک رو(سبکی که از دل ادبیات خودمون و ایرانیت خودمون سربلند کرده)که با نوشتن سه تا رمان دل خوانندگانشو بدست آورده تبریک بگم.
و من الله توفیق


احمد ایزدی (پست الکترونیکی: ahmad_behfar_1@yahoo.com)

تاریخ: 1 مرداد 1387

متن نقد: باید زیرکی جناب امیر خانی را ستود که این چنین توانسته اند مطالب را در لایه لایه ی یک داستان "عشقی!"بگنجانند.
درست مثل :بیوتن"


خسرو معتضد (فرعی)

تاریخ: 11 تير 1387

متن نقد: فکر میکنم آقای امیرخانی نویسندۀ خیلی خوبیه که تونسته تو این بلبشو چندتا کتاب بنویسه که نه تنها فاقد ازون قبیلیاته(!!) و هم توانایی جذب مخاطبو داره!
به هرحال فکر میکنم اگر وزارت محترم ارشاد به رمانهای به روشنفکری اجازۀ نشر بده معلوم میشه که واقعن کی این وسط برای گفتن حرف داره.
با تشکر از امیرخانی عزیز.


مهدی

تاریخ: 22 فروردين 1387

متن نقد: سلام علیکم
اول "خسته نباسید" ی خدمت دست اندر کاران سایت و نتشارات و نویستده محترم آقای"امیر خانی"
امیدوارم همواره در عرصه هایی این چنین فعالیت کنید و از سنگ های در راه نهراسید.
اثر ارزشمن شما علاوه بر جنبه هنری جنبه پرورشی نیز داشت که بسیار جای تقدیر از شما دارد. و نیز برای هنرمندانی که فقط به جنبه هنری اثر نگاه می کنند متاسفم.
امید وارم موفق باشید وآثاری مانند"من او"و"از به"و"داستان سیستان" همواره به دستان زحمت کش شما مکتوب گردد.


محسن شادرو (پست الکترونیکی: mshadroo@gmail.com)

تاریخ: 18 فروردين 1387

متن نقد: کتاب بسیار عالی بود!
من در عجبم که کسی که متولد سال 52 هستش چطور چنین داستانی رو نوشته انگار در اون دوران زندگی میکرده و تمام اون لحظات رو حس کرده ! کتاب ناصر ارمنی و ازبه هم از شاهکارهای زیبای آقای امیر خانی است که پیشنهاد میکنم بخونید.
انشالله کسی آجرهاتونو جابه جا نکنه که انقدر اذیت نشید!


پارسا (پست الکترونیکی: pbni2002@yahoo.com)

تاریخ: 18 فروردين 1387

متن نقد: به نظر من اگر مهتاب دختر بدی بود یا ازدواج با او اعتقادات علی را در خطر قرار می داد عفت پسندیده بود،وگرنه ازدواج پسندیده تر است یا تجرد،چه اینکه ازدواج از تجرد عفتمندتر است.این کتای زیباترین رمانی بود که خوانده ام.آن هم 2 بار!


alireza

تاریخ: 8 اسفند 1386

متن نقد: واقعا جذاب بود در این حد که دو روزه تموم شد واقعا عالی و معرکه مثل بقیه کارهای آقا رضا
انشالله خداوند بیش از پیش به او معرفت عطا کند


bisheh (پست الکترونیکی: rozy_ya7569@yahoo.com)

تاریخ: 7 اسفند 1386

متن نقد: نهایت کم لطفیه اگه خسته نباشید به آقای امیرخانی نگیم.اعتراف میکنم که نمیتونم هرگز مثل شخصیت اول داستان باشم ولی یاد گرفتم که نهایت خودخواهی که ما کسی را بخاطر رسیدن به امیال و خواسته های درونی خودمان تصاحب کنیم و ادعا کنیم که دوستش داشته ایم.
یه انتقاد داشتم و اونم اینکه چرا آقای امیرخانی داستان را خیالی جلوه داده بود!مثلا اینکه چرا دختره دو تا قلب داشت...!


مجتبی شکوری (پست الکترونیکی: SHEVER66MS@YAHOO.COM)

تاریخ: 24 آذر 1386

متن نقد: با وجود من او، هرکس که خود را نویسنده بداند باید همیشه یک لنگ هم همراهش داشته باشد. تا پیش رضا امیرخانی لنگ بندازد و ادعای نویسندگیش نشود!


پرستو (پست الکترونیکی: par.piray@gmail.com)

تاریخ: 2 آذر 1386

متن نقد: مطمئن نیستم نقدم واقعا به کتاب وارد است یا نه! من تا حالا عاشق نبودم ولی خوب یه چیزی! آقای امیر خوانی شما واقعا عاشق بودید! از رو تجربه است! وطوئنید که یک همچین عشقی می تونه وجود داشته باشه؟


يكي از دوستداران من او

تاریخ: 26 آبان 1386

متن نقد: قبل از هر چيز اميدوارم تو دانشگاه مازندران به آقاي امير خاني خوش گذشته باشه و ميزبان خوبي براشون بوده باشيم
در ضمن كسايي كه كتابو نخريدن و نخوندن همين حالا پاشن تا تموم نشده


مصطفی یوسفی

تاریخ: 23 آبان 1386

متن نقد: رمان فوق العاده ای.هنوزم هروقت مراجعه می کنم بهش برام جذابه.
باتشکر از امیرخانی عزیز


chamedonam

تاریخ: 12 شهريور 1386

متن نقد: بهتر از بقیه...


منصوره رضايي (پست الکترونیکی: mansooreh723ma@noavar.com)

تاریخ: 30 مرداد 1386

متن نقد: آقاي امير خاني كاش مي تونستم جمله اي بهتر از دمتون گرم پيدا كنم . شما ادبيات ايران را نجات داديد.ياهو . يا علي مددي


محمد علی نباتی (پست الکترونیکی: hello_hi_salam_4u@yahoo.com)

تاریخ: 21 مرداد 1386

متن نقد: سلام به همه ی شما دوستان حقیقتا یکی از بهترین کتابهایی بود و یا شاید بهترین کتابی بود که تا به حال خوانده بودم اما من حقیرترین نکته ای به ذهنم رسید در مورد این داستان که قاعدتا بی عیب نمیباشد که بی عیب خداست و بس
نویسنده در ابتدا از ریزترین نکته ها سخن به میان میاورد اما در انتها از بسیاری از جزئیات میگذرد
به هم نرسیدن ها و جدایی ها باغث ماندگاری داستان ها و فیلم ها و اثار هنری میشوند همچون رستم و سحراب که اگر هر دو به هم میرسیدند داستان تا به امروز جاودان نمیماند
شاید نویسنده در این کتاب میخواسته این جاودانگی را به جا بگذارد و یا معنی من عشق ثم عفف ثم مات مات شهیدا
را برساند که میتوانست بهتر به قلم بکشد که این چنین جدایی جدا از معنی عشق است
و به نظر من درویش مصطفی به جای انکه برای علی زمان مشخص کند بایستی راه را به ان نشان میداد
و در ضمن در قسمتهای انتهایی کتاب معصومیت و عشق پاک او زیر سوال رفته است
و یا انکه بی مقدمه به رفتن مهتاب یک گودی نشین به فرانسه اشاره میکند بی هیچ توضیحی
و یا انکه علی در ان سالهای جنگ چه میکرده ............
اما باز گفتم این بهترین کتابی است که تا به حال خوانده ام
علی مع الحق :الحق و مع العلی


مهدی خانعلی زاده (پست الکترونیکی: mehdi6767@gmail.com)

تاریخ: 8 مرداد 1386

متن نقد: در عالی بودن کتاب شکی نیست فقط اگر رضا امیرخانی دو نکته را رعایت می کرد بهتر بود.اول اینکه جوانان امروزی حوصله کتاب کلفت ندارند.پس هر چقدر از جزئیات کم کرد و حجم کتاب را پایین آورد بهتر می توان جوانان را به کتابخوانی جذب کرد.دوم هم اینکه اگر از روش خطی برای این کتاب استفاده می شد تاثیر گذاری بیشتری داشت.
باز هم از آقای امیرخانی برای این کتاب بسیار زیبا تشکر می کنم.


عاطفه هوشمند (پست الکترونیکی: atinice000@yahoo.com)

تاریخ: 19 خرداد 1386

متن نقد: واقعا این کتاب عالیه.مخصوصا برلی هدیه دادن!


فاطمه (پست الکترونیکی: sf_236@yahoo.com)

تاریخ: 5 خرداد 1386

متن نقد: به نام خدا
من او رمان فوق العاده جذاب و دوست داشتنی است......... و به همه ی دوستانم توصیه کرده ام که این کتاب با مفهوم و معنوی را مطالعه کنند....
یا حق


nc

تاریخ: 25 فروردين 1386

متن نقد: خوب من هم به اندازه بقیه از این کتاب خوشم اومد ولی به نظر من یک مشکلی که داشت شخصیت منفعل علی بود . عملا توی کل زندگیش کار خاصی به جز عاشق بودن نکرد وتو یه زمانهایی هم قاطی برخی جریانها بر می خورد ولی خودش دنبالشون نمی رفت .


ساجده عسگريان (پست الکترونیکی: ahoora_hamishegi@yahoo.com)

تاریخ: 20 فروردين 1386

متن نقد: للحق

نه تنها يك رمان خوب بلكه داستاني نزديك به جان وجود آدمي راستش بيشترين تاثير ظاهري كه براي من داشت استفاده ي روزمره ي من از لغات خاص گويش و گفتار شخصيت ها ي داستان بود


ابراهیم (پست الکترونیکی: nanehgorboon@yahoo.com)

تاریخ: 9 اسفند 1385

متن نقد: از من میشنوید این کتاب را نخرید چون اونوقت باید چند روز کامل فقط وقتتون رو صرف تموم کردنش کنید


اصغر (پست الکترونیکی: payvast111@yahoo.com)

تاریخ: 6 اسفند 1385

متن نقد: واقعا جالب بود؛ اما دو تا سوال
1- مگه آقای امیر خوانی از سایت لوح نرفتن؟
2- رمان بی وطن ایشون بالاخره کی بیرون میاد؟


محمد نادعلی نسب (پست الکترونیکی: min_ahmadi@yahoo.com)

تاریخ: 9 دى 1385

متن نقد: من میخواستم بگم که این بهترین و تاثیر گذارترین کتابی بود که تا حالا خوانده ام امیدوارم همه مثل علی بشوند و واقعا عاشق خدا باشند ( بله درسته عاشق خدا ) در ضمن : من عشق فعف ثم مات مات شهیدا .


محمد امین شهابی پور (پست الکترونیکی: besoyezohoor_14@yahoo.com)

تاریخ: 8 دى 1385

متن نقد: رضا امی رخانی به اعتراف بسیاری از بزرگان ادبیات کشور یکی از بهترین نویسندگان جوان است که قلم زیبا و نکته سنجی دارد . و خب کتاب های دیگر ایشان نیز از زیبایی های خاص خود برخوردار است که البته کتاب "من او" از همه انها شاخص تر است البته بماند که کتابهای " داستان سیستان" و " از به " و یا حتی مقاله " نشت نشاء " از رضا امیر خانی جزو بهترین کتابهای خوانمده شده توسط بنده حقیر هستند . در هر حال توصیه من به دوستان دیگر این است که از امیر خانی هر چیزی که بخوانید (چخ مقاله و چه داستان) ضرر نکرده اید . باور کنید!!


سينا (پست الکترونیکی: sina_bio@yahoo.com)

تاریخ: 30 آبان 1385

متن نقد: براي آنهايي كه در توهم دوست داشتن بودند خوب بود ! مثل اين بود كه نويسنده عقايد من را مي دانسته است !


نفیس

تاریخ: 3 آبان 1385

متن نقد: خداوکیل این کتاب مگه جای نقد هم دارشت؟

فقط اجر رضا امیر خوانی خدا حداقل به واسطه این کتابش بده(بقیه فاکتور)


nouri

تاریخ: 4 شهريور 1385

متن نقد: وقتی به اواسط کتاب می رسی بی شک آن را با سووشون مقایسه می کنی و برتر می دانی ولی وقتی کتاب تمام می شود فقط دور خودت می چرخی و می گویی "من عشق فعف..." نگران نباشید که چه کار کنم تا کتاب را پشت سر هم بخوانم که بیشتر آن را درک کنم تا تمام نشود آن را رها نخواهید کرد. من هم الان می گم با "من او" واقعا با رمان آشنا شدم و عاشق آن شدم. در ضمن خواندنتان را طوری تنظیم کنید که فصل آخر آن را صبح بعد از بیدار شدن بخوانید. به این معرفی کتابی هم که این بالا نوشته هیچ توجهی نکنید.
یا علی مددی...


امیر (پست الکترونیکی: amirarshia2006@yahoo.com)

تاریخ: 27 مرداد 1385

متن نقد: بنام خدا
خیلی زیبا و دل نشین بود
اگر رمانی مثل من او سراغ دارید به من mailکنید
یا علی مددی


سلمان (پست الکترونیکی: salmanvaezi@yahoo.com)

تاریخ: 12 تير 1385

متن نقد: كتاب بسيار زيبا و منطقي نوشته شده.به طور كلي فكر ميكنم اين كتاب بهترين نثر و داستان را در بين نوشته هاي رضا اميرخاني داشته باشد.شايد خلاصه و چكيده تمام داستان را بشود در همان يك جمله زيبا و تأثير گذار « من عشق فعفف ثم مات مات شهيدا» پيدا كرد.به دوستان خواندن كتاب داستان سيستان رضا اميرخاني را هم پيشنهاد ميكنم


مهسا (پست الکترونیکی: jaleb_20005@yahoo.com)

تاریخ: 3 تير 1385

متن نقد: تا کنون 8 بار این کتاب را خوانده ام و هربار چیز جدیدی یاد گرفته ام. شاید بقیه با این نظر موافق نباشند اما به نظر من "من او" در رمان مثل "آژانس شیشه ای" در سینماست.
هر دو بی رقیبند، هردو تحولی جدید محسوب می شوند، هردو بهترین اثر خالقشان هستند و هر دو حرف تازه ای برای گفتن دارند.


صدرا (پست الکترونیکی: sadra_md@yahoo.com)

تاریخ: 26 ارديبهشت 1385

متن نقد: ايراني بودن و اسلامي بودن با هم سبب تمايز"من او" اقاي امير خاني شده .بخوانيد "من او "را سالي يك بار چون مومن در هيچ چارچوبي نميگنجد. والسلام


میثم

تاریخ: 20 ارديبهشت 1385

متن نقد: با تشکر از آقای امیرخانی بابت این رمان واقعا زیبا.
این رمان به قاعده یک سووشون و حتا تر بیشتر تاثیر گذارتر بود.
یا علی مددی.


علیرضا (پست الکترونیکی: johny_persia121@yahoo.com)

تاریخ: 2 اسفند 1384

متن نقد: داستان به قدری در من تاثیر داشت که تا مدتها من در جمع از حاجی فتاح صحبت میکردم ..اما نمیدانم
چرا علی فتاح فقد بنا به صحبت درویش مصطفی با مهتاب ازدواج نکرد؟یا علی مددی...


ع2 (پست الکترونیکی: pixolator@gmail.com)

تاریخ: 14 دى 1384

متن نقد: فکر می کنم کسی که برای کتاب معرفی نوشته یه کمی اشتباه نوشته...چون علی فتاح توی جنگ شهید میشه...اگر فصل آخر رو درست خونده باشید و فهمیده باشید این موضوع رو می گیرید...آخرش خودش بودش که همراه خواهر زاده و داماد خواهرش سر قبر خودش می رفت...یعنی زنده بود و مرده...اشاره به زنده بودن شهیدان...ونه اینکه هر عاشقی که بمیره شهید هستش...اصلا عاشق واقعی شهید می شه و میمیره و به همین علت علی فتاح تو جنگ شهید شده بود و در فصل آخر بازم داره که می گه پیرمرد انگار با اینکه چندین سال از شهادتش می گذشت ولی به خاطر عشقش پیکرش رو خاک نتونسته بود از بین ببره...و روحش بودش که اومد و برای عقد خوهر زادش با یه جانباز شرکت کردو و بهشون اجازه داد...مثل خود درویش مصطفی...ایشا الله که دقیق تر کتابا رو بخونیم...فکر می کنم برای این کتاب معرفی ننویسیم بهتره...منم زیاد حرف زدم...کتاب زیبایی بودش...من لذت بسیاری بردم...اولا به دلیل مفهومی که به اعتقاداتم خیلی نزدیک بود و ثانیا به خاطر نثر خارج از دستورش که همون نثر جدید وبلاگی هستش که گرفتار فعل و فاعل و اینا نیستش...هر جوری می خوای بنویس...و...خیلی چیزای دیگه...بخونید...


امیر حسین مجیری (پست الکترونیکی: amojiry@gmail.com)

تاریخ: 22 مرداد 1384

متن نقد: واقعا "سووشون" کجا و "من او" کجا؟
من او هزار بار زیبا تر از سووشون است.(و ایرانی تر)
یا علی


علی اکبر فروتن (پست الکترونیکی: aki_forootan@yahoo.com)

تاریخ: 27 ارديبهشت 1384

متن نقد: به نام خدا.
رضا امیرخانی در یکی از نقدهایش می گوید« چرا دروغ بگویم من وقتی سووشون را خواندم تازه با رمان ایرانی آشنا شدم» و من هم باید بگویم چرا دروغ بگویم وقتی من او را خواندم نه تنها با رمان ایرانی بلکه با رمان خوب هم آشنا شدم چون تا آن زمان چند رمان خوانده بودم که حتی نامهای بزرگی هم داشتند ولی به دلم نشسته بود ولی وقتی این کتاب را خواندم به رمان چند برابر علاقه مند شدم والان حداقل ماهی دو رمان می خوانم ولی چرا دروغ بگویم « بهترین رمانی که تا به حال خواندم من او بوده» و مطمئنم که جناب امیرخانی هم اگر قبلاً من او یی وجود داشت هیچ موقع سووشون را نماد آشنایی با رمان ایرانی نمی دانست!!!


شهلا

تاریخ: 2 فروردين 1384

متن نقد: رمان بسيار خوبي بود . خواندنش را به ديگران توصيه مي كنم. ارزش خواندن دارد .فراموش نكنيد


احمد پیران (پست الکترونیکی: ahmad_pnh@yahoo.com)

تاریخ: 22 اسفند 1383

متن نقد: به نام خدا.
داستان اینقدر جذاب بود که سه روزه آن را تمام کردم.داستان مرا با عشق واقعی آشنا کرد.
اگر از من بپرسید کتاب را در یک جمله بگو، همان حدیث شریف را میگویم: من عشق ثم عفف ثم مات مات شهیدا.
امیدوارم از آقای امیر خانی آثار مشابه و ارزشمندی باز ببینم وبخوانم.


محسن غياثي (پست الکترونیکی: ketabkhan@noavar.com)

تاریخ: 27 بهمن 1383

متن نقد: از اين بهتر تابه حال کتابي نخوانده‌ام
بهترين رمان ايراني


 

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 17718509