خانه  |  فروشگاه  |  مجلات  | کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات

پدیدآورندگان  | محصولات  |  کتاب ریگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونیکی

ویژه نامه | حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب ریگان

کاربر: مهمان (خالی)

 

زندگی‌نامه‌

 


اشاره:


يكي‌ بود، يكي‌ نبود.
در يكي‌ از روزهاي‌ خوب‌ خدا، يكي‌ از باغچه‌ها سبزه‌ داد!
آن‌ روز وقتي‌ به‌ تقويم‌ نگاه‌ مي‌كردي‌، هشتم‌ مهر سي‌ و هشت‌ بود. مردم‌ مشغول‌ جشن‌ تولد امام‌ زمان‌ بودند و باغبانان‌ اين‌ باغچه‌، مشغول‌ دو جشن‌. يكي‌ جشن‌ گل‌ نرجس‌ و ديگري‌ جشن‌ پيچك‌ كوچكي‌ كه‌ در باغچه‌شان‌ تازه‌ روييده‌ بود .
نام‌ يكي‌ از باغبانها اسماعيل‌ بود. و نام‌ ديگري‌ كبري‌. اين‌ دو زن‌ و شوهر جوان‌ عشق‌ فراواني‌ به‌ حضرت‌ علي‌ (ع‌) داشتند. آنها مي‌خواستند يك‌ جوري‌ ارادتشان‌ را به‌ مولا نشان‌ دهند، لذا اسم‌ بهترين‌ هدية‌ زندگي‌شان‌؛ يعني‌ همان‌ پيچك‌ كوچك‌ باغچه‌شان‌ را گذاشتند «غلامعلي‌».
غلامعلي‌ از وقتي‌ فهميد غلام‌ علي‌ (ع‌) است‌، تصميم‌ گرفت‌ علي‌وار زندگي‌ كند.
او در نهايت‌ سادگي‌ رشد مي‌كرد، با سرعت‌ راه‌ بيداري‌ را پيمود و خود را براي‌ دفاعي‌ جانانه‌ از اسلام‌ علوي‌ آماده‌ مي‌ساخت‌.
گاه‌ در مدرسه‌ مقالاتي‌ مي‌نوشت‌ كه‌ منجر به‌ اخراج‌ او از اين‌ مدرسه‌ به‌ آن‌ مدرسه‌ مي‌شد.
گاه‌ وارد گروههاي‌ سياسي‌ شده‌ و خود را در محك‌ خطرناك‌ ترور جلادان‌ ساواك‌ مي‌آزمود.
غلامعلي‌ پيچك‌ در حين‌ مبارزه‌، كار هم‌ مي‌كرد، درس‌ هم‌ مي‌خواند و از دسترنج‌ خود جهت‌ رفع‌ جهل‌ و محروميت‌ دوستان‌ همكلاسي‌اش‌ بهره‌ مي‌جست‌.
انقلاب‌ كه‌ پيروز شد، غلامعلي‌ ديگر در تهران‌ بند نبود.
هرجا فرياد مظلوميت‌ كسي‌ برمي‌خاست‌، غلامعلي‌ در آنجا بود.
گاه‌ در سيستان‌ و بلوچستان‌ و در سنگر معلمي‌. گاه‌ در گنبد و پاوه‌ و كردستان‌ و در سنگر رزمي‌. گاه‌ در جهاد سازندگي‌...
او از جمله‌ ياران‌ باوفاي‌ شهيد بزرگوار، دكتر چمران‌ بود.
وقتي‌ هجوم‌ علفهاي‌ هرز به‌ باغ‌ انقلاب‌ اسلامي‌ آغاز شد، پيچك‌ ديگر يك‌ رزمندة‌ ساده‌ نبود. حالا ديگر از او به‌ عنوان‌ يكي‌ از برجسته‌ترين‌ فرماندهان‌ جنگ‌ ياد مي‌كردند. اين‌ درحالي‌ بود كه‌ تنها 21 بهار از زندگي‌ او مي‌گذشت‌.
طرح‌ آزادسازي‌ بازي‌دراز و نيز فرماندهي‌ اين‌ عمليات‌، يكي‌ از افتخارات‌ زندگي‌ كوتاه‌ اوست‌.
شوخ‌طبعي‌ و صميميت‌ غلامعلي‌ با زيردستان‌ و شجاعت‌ بي‌نظير در مواجهه‌ با دشمنان‌، از جمله‌ خصلتهايي‌ بود كه‌ بر محبوبيت‌ او مي‌افزود.
پيچك‌ بارها و بارها مجروح‌ شد و هر بار تا پاي‌ شهادت‌ پيش‌ رفت‌.
خطبة‌ عقد او و همسرش‌ با نفس‌ مقدس‌ امام‌ خميني‌ جاري‌ شد و هنوز بيش‌ از دو ماه‌ از دامادي‌اش‌ نمي‌گذشت‌ كه‌ در عمليات‌ مطلع‌الفجر ـ كه‌ در آذرماه‌ سال‌ 60 و در گيلان‌غرب‌ انجام‌ شد ـ پرندة‌ روحش‌ قفس‌ تن‌ را شكست‌ و در ملكوت‌ الهي‌ به‌ پرواز در آمد.
راهش‌ مستدام‌!

 

» ارسال صفحه برای دوستان

 

بازگشت به فهرست کتاب

چه کسی ماشه را خواهد کشید

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 17718686