|
اشاره:
حجتالاسلام فخرزاده، مسئول واحد تدوين تاريخ انقلاب اسلامي:
واحد تاريخ شفاهي انقلاب اسلامي يكي از واحدهاي تابعه دفتر ادبيات انقلاب اسلامي در مركز مطالعات و تحقيقات فرهنگ و ادب پايداري است. مركز مطالعات و تحقيقات فرهنگ و ادب پايداري از دو دفتر تشكيل شده است: دفتر ادبيات و هنر مقاومت و دفتر ادبيات انقلاب اسلامي. دفتر ادبيات و هنر مقاومت در آذرماه 1367 فعاليت خود را آغاز كرد و گردآوري، تدوين و نگارش آثار ادبي، هنري، پژوهشي و خاطرات به جاي مانده از دوران دفاع مقدس را هدف خود قرار داد. بعدها بنابر تجربه موفق دفتر ادبيات وهنر مقاومت دفتر ديگري هم در اين مجموعه پايهگذاري شد: «دفترادبيات انقلاب اسلامي». اين دفتر هم در سالهاي نخست، توليدات ادبي را وجهه همت خود قرار داده بود، اما بر اساس شرايط آن دوران كه كمبود منابع پژوهشي و تاريخي در مورد انقلاب اسلامي محسوس و آشكار بود، به پژوهشهاي تاريخي رو آورد و تمام توان خود را صرف توليد منابع تاريخي كرد تا اين توليدات منبع و منشأيي براي توليدات ادبي باشد. رفتهرفته دفتر ادبيات انقلاب اسلامي در دل خود سه واحد مختلف را جاي داد: واحد فرهنگ ناموران معاصر ايران، واحد تاريخ شفاهي انقلاب اسلامي و واحد تدوين تاريخ انقلاب اسلامي. واحد تاريخ شفاهي انقلاب اسلامي ايجاد بستر و زمينه انتقال فرهنگ انقلاب و دفاع مقدس را در صدر اهداف خود داشت و اين هدف را از طريق جمعآوري اطلاعات شفاهي انقلابيون و رزمندگان دفاع مقدس پي ميگرفت. اين واحد تا كنون حدود پنج هزار مصاحبه با بيش از 600 نفر انجام داده است. كه حاصل آن انتشار خاطرات جلالالدين فارسي، هادي غفاري، آيت الله پسنديده، مرتضي الويري، رجبعلي ظاهري، جواد منصوري، جهانگير تفصلي، عزت شاهي و ... است. مسئوليت واحد تاريخ شفاهي انقلاب را حجت الاسلام سعيد فخزاده بر عهده دارد. فخرزاده قبل از تأسيس دفتر ادبيات انقلاب اسلامي در سپاه پاسداران مشغول گردآوري خاطرات رزمندگان دفاع مقدس بوده است. فخرزاده خود در اين زمينه ميگويد: «وقتي خاطرات جنگ را جمع ميكرديم احساس كرديم جنگ ما در دفاع از انقلابمان معنا پيدا ميكند و اگر انقلاب ما را كسي نشناسد به راحتي نميتواند عظمت دفاع و جايگاه انقلاب را درك كند. دوم اينكه، بچههاي جنگ همان بچههايي بودند كه در دوران مبارزات انقلاب حضور داشتند ...» حجتالاسلام فخرزاده در مورد چگونگي آغاز كار ميگويد: «دراوايل دهه 1370 جنگ تمام شده بود، اما تهاجم فرهنگي باهدف زير سؤال بردن انقلاب اسلامي دفاع مقدس رخ نموده بود. در اينجا متوجه شديم گردآوري خاطرات رزمندگان و انقلابيون ابزار مناسبي براي دفاع در مقابل تهاجم فرهنگي است ... در آن زمان آقاي بهبودي و آقاي سرهنگي دفتر ادبيات و هنر مقاومت را تأسيس كرده بودند، وقتي پيشنهاد گردآوري خاطرات را به آنها داديم، آنها استقبال كردند. در اوايل هيچگونه امكانات خاصي نداشتيم، حتي جلسات ما در مسجد حوزه انجام ميگرفت، و دفتر و اتاقي براي اين كار نداشتيم. كار را با ضبطهاي خبرنگاري كه در زمان جنگ براي خودمان خريده بوديم شروع كرديم. در آن زمان ما تنها مركز فعال دراين زمينه بوديم. بعدها كمكم مراكز ديگر هم فعال شدند . خود ما به فعال شدن مؤسسه نشر و تنظيم آثار امام در اين زمينه كمك كرديم، آقاي حسينيان هم مسئوليت مركز اسناد انقلاب اسلامي را بر عهده گرفته بود، در زمان ايشان بخش گردآوري خاطرات مركز اسناد انقلاب اسلامي فعال شد و حالا ديگر ما تنها نيستيم. اما انقلاب و دفاع مقدس ما آنچنان حادثه عظيمي است و ابعاد آن گسترده است كه اگر همه اين توانمنديهاي مراكز مختلف را يكجا جمع كنيم، حتي قادر نيستند حوادث انقلاب و دفاع مقدس رامرور كنند.» مسئول واحد تاريخ شفاهي انقلاب اسلامي در ادامه ميگويد: «خروجيهاي اين مجموعه مورد استقبال جناحها و گروههاي مختلف است. توليدات اين واحد مورد وفاق عمومي جامعه واقع شده است. برخي از كتابهاي توليد واحد تاريخ شفاهي انقلاب اسلامي مانند خاطرات احمداحمد، خاطرات عزت شاهي و ... حتي در خارج از كشور نيز به عنوان كتابهاي مرجع مورد استناد گرفته است.» از فخرزاده در مورد مشكلات واحد تاريخ شفاهي انقلاب ميپرسم؛ ميگويد: «مشكل مهم ما كمبود بودجه است. ما سال گذشته كمتر از پانزده ميليون تومان بودجه داشتيم. ما هم اكنون پروژههاي بزرگ و مهمي را دنبال ميكنيم كه اين بودجه كفاف آنها را نميدهد. پروژههايي مثل ماجراي تسخير لانه جاسوسي، وضعيت زندانهاي رژيم پهلوي و ... ما الان با ضبط صوت معمولي و با حداقل امكانات يك مجموعه كارهايمان را انجام ميدهيم. اگر در روستاهاي افغانستان بوديم با همين امكاناتي كار ميكرديم كه اينجا در مركز ايران كار ميكنيم. فقط به تازگي براي ما دو ضبط خبرنگاري فرستادهاند كه بعضي مواقع مجبوريم اين ضبطها را دست به دست كنيم. يك دوربين عكاسي هم داريم كه بتوانيم مصاحبههايمان را با عكس همراه كنيم. اما با همه اينها ما توقعي نداريم، ما آمدهايم بجنگيم. جنگ ما، جنگ فرهنگي است. اينجا هم جبهه است. اما همين جبهه هم گلوله و موشك لازم دارد. ما تجهيزات و امكاناتي ميخواهيم كه بتوانيم در مقابل تهاجم فرهنگي از خود دفاع كنيم. ملت ايران بعد از ساليان سال توانسته روي پاي خود بايستند و...» از حجتالاسلام فخرزاده ميپرسم از انتشارات سوره مهر گلايهاي نداريد: با لحن جدي ميگويد: «چرا به شدت. اول اينكه انتشارات سوره مهر با فرهنگي خاص احساس ميكند بايد مردم را تربيت و آنها را وادار كند به كتاب خواندن. همه ميگويند كتابهاي انتشارات سوره مهر چرا اينقدر گران است. خيليها به ما مراجعه ميكنند و ميگويند اگر فلان كتاب انتشارات سوره مهر ارزان بود ما از آن در سطح گسترده استفاده ميكرديم. چرا كتابهايي را كه ميتواند مردم را با انقلاب اسلامي و جنگ آشنا كند گران ميكنيم. در يك نشريه محاسبه كرده بودند، گفته بودند كتاب عزتشاهي بيش از 4000 تومان هزينه ندارد. ولي الان انتشارات آن را با قيمت 10000 تومان ميفروشد.» فخرزاده از شيوة توزيع كتابهاي سوره مهر هم انتقاد ميكند و ميگويد: «هرجا كه كتابهايمان را معرفي ميكنيم، ميپرسند اين كتابها را از كجا ميتوانيم تهيه كنيم؟ وقتي ميگوييم انتشارات سوره مهر ميپرسند مگر انتشارات سوره مهر فروشگاه ندارد؟ از كجا كتابهايش را بخريم، مردم در شهرستان هم گلهمند هستند كه كتابهاي انتشارات سوره مهر در هيچ عرضه نميشود.»
|