|
او همچنين در كنسرتهاي متعدد در تهران و شهرستانها شركت داشته است كه اولينِ آنها در سال 74 در تالار فردوسي دانشگاه تهران برگزار شد. اجراهاي ديگر او كنسرتي در سال 75 در كشور اتريش به همراه يك گروه موسيقي سنتي ايراني و به سرپرستي پژمان طاهري برگزار شد. آخرين اجراي او در فرهنگسراي ارسباران برگزار شد. او هماكنون با گروه موسيقي جاويدان (كرج) كه متشكل از سازهاي ايراني و غيرايراني است، همكاري ميكند.
۩ شروع بحث را به دست خودش ميسپارم و او هم از خودش ميگويد: • در سال 32، در شهرستان دزفول به دنيا آمدم. پدرم قاري قرآن بود. به خاطر علاقهي خانوادهام به آواز و موسيقي به يادگيري آواز سنتي تشويق شدم. در سال 52 به دنبال مكاتبهاي با مركز حفظ و اشاعهي موسيقي و ابراز علاقه به شركت در كلاسهاي آنها، به تهران آمدم و با معرفي استاد افشارنيا ـ كه آن زمان در دانشكدهي هنرهاي زيبا تحصيل ميكردند ـ به هنرستان ملي موسيقي رفتم و نزد مرحوم محمود كريمي، فراگيري مقدمات آوازي را آغاز كردم. بعداً براي ارائهي كار به مركز كانون فرهنگي ـ هنري چاووش ـ كه در آن زمان زير نظر استاد لطفي و استاد عليزاده اداره ميشد ـ رفتم. كلاس آواز آنجا زير نظر استاد ناصحپور و استاد شجريان، اداره ميشد و من از محضر استاد ناصحپور بهرهمند شدم تا اينكه در سال 59 مركز چاووش تعطيل شد. پس از وقفهاي كه پيش آمد، آموزش آواز را در منزل استاد، ادامه دادم. از سال 66 تا 73 نزد ايشان ميرفتم و از سال 73 به بعد تا سال 77 گاهي از محضر ايشان، استفاده ميكردم. ۩چند سال است تدريس ميكنيد؟ • از سال 70 به توصيه استاد ناصحپور، تدريس را آغاز كردم و از سال 73 هم در مكتبخانهي ميرزاعبدالله و زير نظر استاد لطفي مشغول تدريس هستم. ۩آيا اكنون هم از محضر اساتيد استفاده ميكنيد؟ • براي افزودن به داشتههاي آوازي خودم، از نظرات و تجارب و همچنين نواي سازهاي استادان جليل شهناز، لطفي، افشارنيا و طلوعي استفاده ميكنم و همچنين گاهي به باغي در هشتگرد نزد استاد شجريان ميروم و به صورت متفرقه از راهنمائيهاي ايشان استفاده ميكنم. ۩شما به كدام رديف آوازي و كدام مكتب، بيشتر مسلط هستيد؟ • رديف آوازي كه من كار ميكنم، رديف عبداله خانِ دوامي است. آقاي دوامي سرفصل موسيقي قدما و موسيقي دههي 40 است، درنتيجه همهي رديفها، از رديف دوامي منشأ ميگيرند و با اختلافات جزئي، همه به يك رديف منتهي ميشوند. همچنين با راهنمائيهاي استاد شجريان، با محورهاي آوازي مكتب اصفهان هم آشنائي دارم. ۩ مكاتب آوازي چه تفاوتي با يكديگر دارند؟ • مكتبها از نظر بيان شعري، نوع تحريرها و تفاوتهاي گوشهاي كه در آوازها هست با يكديگر متفاوت هستند. ۩ براي كسي كه آواز سنتي كار ميكند، تا چه حد آشنايي با ريتم، ساز، تئوري موسيقي و سلفژ لازم است؟ • من براي تصنيفخواني كمي از تنبك استفاده ميكنم، آن هم در حدي كه بتوانم ريتم را حفظ كنم و معتقدم فردي كه آواز سنتي ميخواند، بايد كاملاً با ريتم آشنايي داشته باشد و يكي از سازها را هم در حد جواب آواز بايد بتواند بنوازد، براي اينكه ساز، در كنار آواز كمك به سلفژ ايراني ميكند و هماهنگي خوبي را ايجاد ميكند. همچنين تئوري موسيقي را در حد مجموع مطالبي كه به موسيقي مربوط است و همچنين آشنايي با مكاتب مختلف و حتي آوازهاي كلاسيك غيرايراني، آوازهاي غربي و آوازهاي آذربايجان بايد تجربه كند و از همهي آنها بهرهي تكنيكي، صوتي و حسي ببرد. ۩ بسياري از بزرگان موسيقي ما با همهي اين علوم آشنايي نداشتند. آيا باز هم فكر ميكنيد لازم است كه يك هنرمند با تمام اين علوم آشنايي داشته باشد؟ • در آن زمان، محدوديت ارتباطي وجود داشته و هر رهرو موسيقي در محدودهي خودش فعاليت ميكرده و ارتباطات فرامنطقهاي وجود نداشتهاند. در موسيقي قديم، هر كس مايل بوده است كه مجموعهاي از گوشههاي آوازي را كه تبحر بيشتري در خواندن آنها داشته و يا اينكه فاصله يا ملودي خاصي را كه علاقهي بيشتري به آن داشته را اجرا كند، ولي هماكنون كه ارتباطات گستردهتر شدهاند، اگر وقت و شرايط و اوضاع اجازه بدهد، فرد ميتواند از مجموعهي هنرهاي موسيقي استفاده كند و خود را غنيتر سازد. ۩با توجه به اجراهاي متعدد صحنهاي، راديويي و تلويزيوني شما، چرا كاست منتشر نميكنيد؟ • به دليل مشكلاتي كه براي جمع كردن يك كار وجود دارد اين كار را انجام نميدهم. كار كاست، بايد كاري ماندگار باشد و در آرشيو موسيقيِ جدي، جاي داشته باشد. در حال حاضر، آهنگسازها و شعرا، آن انسجام قديم را ندارند و درنتيجه در كار، فاصلهاي ايجاد ميشود و اين ايجاد فاصله، يكي از سختيهاي كار است. همچنين قيمتهاي گزاف استوديو و ضبط و مشكلات مجوز گرفتن هم مزيد بر علت است. ما بايد تمام وقتمان را بگذاريم و برويم يك اثر را به ثبت برسانيم! ۩اگر افرادي حاضر شوند كه از كار حمايت كنند، آن وقت نظرتان چيست؟ • اين روزها حمايت مالي از يك اثر به خاطر علاقه به يك نوع صدا و يا اعتقاد به كار يك هنرمند، وجود ندارد و معمولاً شركتها و سرمايهگذاران به دلايل مالي از كار هنري حمايت ميكنند. در حال حاضر هم به خاطر كساديِ توليد، كسي خطر نميكند. ۩فكر ميكنيد چه چيزي باعث كسادي موسيقي سنتي ميشود؟ • اين كسادي، به خاطر كمبود تبليغات جانبي و گسترش ندادن كارهاي صحنهاي، شرايط دشوار سالنها و مجوز گرفتنها از مراكز صدور مجوز به وجود ميآيد و باعث پراكندگي اهل موسيقي سنتي و عدم استقبال از اين نوع موسيقي ميشود. ۩شما، چه راهكاري را پيشنهاد ميكنيد؟ • اگر حمايتها به موقع باشند اين نوع موسيقي به مراتب بيشتر گسترش پيدا خواهد كرد و علاقهمندان بيشتري به سالنها هجوم ميآورند. اگر جوانها شناخت دقيقي پيدا كنند، قطعاً از اين كارها، استقبال ميكنند. بسياري از اهالي موسيقي غيرسنتي، موسيقي پاپ و انواع موسيقيهاي ديگر آرزو دارند بتوانند از موسيقي سنتي استفاده كنند، ولي به دليل عدم شناخت كافي و همچنين نداشتن توانايي، موسيقي سنتي را فرا نميگيرند و در حاشيهي كار واقع ميشوند و اين در حاشيه بودن، آنها را به سمت موسيقي صرفاً شبهپاپ سوق ميدهد. البته من به موسيقي پاپ مشغولكنندهي بيهويت و سرگرمي صرف معتقد نيستم. اگر به مختصات صحيح موسيقي پاپ توجه شود، قطعاً ميتوان اين نوع كارها را قابل قبول دانست. به هر حال در رشتههاي مختلف موسيقي حرفهايي براي گفتن هست، تا چه كساني اين حرفها را بگويند و بشنوند. ۩به نظر شما، موسيقي پاپ فعلي در جامعهي ما، تا چه حد به اين مختصات صحيح نزديك است؟ • موسيقي پاپ براي قشري از جامعه لازم است و كارهاي پاپ از طرف هركس كه اصولي كار كند، قابل تقدير است، ولي بيشتر كارهاي پاپ فعلي، كارهاي تقليدي هستند و براي پر كردن بازار ارائه ميشوند. پاپ بازاري از آن جهت كه ظاهراً موسيقي پر نشاطي است، بيشتر باب طبع قشر جوان است، ولي بايد به خاطر داشت كه جوان، در اين سن باقي نميماند و به يك سن و تفكري ميرسد كه حتماً بايد به موسيقي فني و انديشمندانه گوش كند. البته نميشود كار جوانهايي را كه به موسيقي پاپ ميپردازند رد كرد، زيرا كار آنها از نظر گرايش به موسيقي و پر كردن وقتشان و بيتفاوت نبودن نسبت به گذران اوقات مهم جواني قابل تقدير است. ۩ فكر ميكنيد، براي آشنايي بيشتر اين قشر جوان با آواز سنتي، داشتن رشتهي آواز در دانشگاه و برقراري تحصيلات آكادميك در اين زمينه ميتواند مفيد باشد؟ • از ديرباز تاكنون رشتهاي به صورت آكادميك براي آواز به وجود نيامده است. البته من شنيدهام كه در هنرستان موسيقي حوزهي هنري و گروه آموزشي موسيقي دانشگاه سوره، رشتهي آواز به صورت قسمتي از رشتهي موسيقي براي شناساندن تئوريهاي مربوط به آن، بر خلاف سرفصلهاي درسي مصوّب وجود دارد. ولي ما شكل و جدول خاصي براي آن نداريم و اين رشته به صورت رسمي در سطح كشور وجود ندارد. لازمهي آواز، داشتن صدا و گوش دقيق است كه ممكن است در هر شخص و هر سن و هر صنفي وجود داشته باشد. درنتيجه نميتوان براي آن كلاسهاي دانشگاهي تشكيل داد و براي دانشگاه نيز تشكيل كلاس، مقرون به صرفه نيست. ولي خودِ افراد ميتوانند با مطالعهي آزاد و به دست آوردن معلومات موسيقي و همچنين استفاده از تجارب ديگران و مقايسهي سبكها، قدم بزرگي در راه آشنايي با آواز سنتي بردارند كه اين خود، كمتر از تحصيلات دانشگاهي نيست. ۩ هنرجويان شما معمولاً چند سال نزد شما تعليم ميگيرند؟ • در حال حاضر، هنرجويان، ماندگار نيستند و به دليل اعتقاد نداشتن به مجموعهاي از مسائل بنيادي، يك جا دوام نميآورند. زمانه فرق كرده است و هيچ هنرجويي حتي 4 سال يك جا نميماند. وقتي به چهارچوب كار، شناخت پيدا كردند، به نوارهاي موجود كه در حال حاضر به وفور در دسترس است، روي ميآورند و خودشان، كار را ادامه ميدهند تا بدين شكل اصطلاحاً خيلي زود وارد بازار كار شوند. ۩آيا اين نوارهاي ضبط شدهي آواز، پاسخگوي نياز هنرجويان هستند؟ • اين نوارها، براي كساني كه ذهن پويا و گيرايي دارند، جوابگو هستند ولي در عين حال كلاس مستمر و آموزش اصولي رديف دستگاهي تحت نظر استاد را نبايد كنار گذاشت. ۩بهعنوان يك استاد آواز، معايب و مزاياي تدريس را در چه ميبينيد؟ • تدريس آواز، طاقتفرساست و حوصله ميخواهد. براي جبران يك ساعت كار با يك هنرجوي آواز، بايد از نظر حسّي يك روز مايه گذاشت. براي تدريس در يك ساعت، هشت ساعت كار حسي لازم است. به يك معلم آواز و يا معلمهاي سازهاي مختلف، صدمات حسي وارد ميشود، ولي مزيّت تدريس اين است كه هم باعث آشنايي قشر علاقهمند به اين رشته ميشود و هم جريان اطلاعات را در اين زمينه برقرار ميسازد و هم اينكه به نوعي حافظ يكي از مواريث فرهنگي و هنري ملّي كشورمان ميشويم. ۩فكر ميكنيد، داشتن اخلاق خوش تا چه حد لازمهي كار يك هنرمند است؟ • اخلاق، سرلوحهي كار هنرمند است. به خاطر آنكه كار موسيقي زير سؤال نرود، حتماً اخلاقيات بايد مدّ نظر قرار گيرند. هنرمند بدون اخلاق معني ندارد. ۩در بسياري موارد، ميشنويم كه بزرگان موسيقي ما، به رغم هنر والايي كه دارند، اخلاق چندان خوبي ندارند، نظر شما در اين مورد چيست؟ • به نظر من، اين هنرمندان، اخلاقشان بد نيست، بلكه كمحوصله هستند و اين كمحوصلگي به دليل كمتوجهي به مقام آنهاست، و بعضي جاها بداخلاق، جلوه ميكنند. آنها به تنهايي و بدون پشتوانه، بار موسيقي را به منزل ميرسانند و توقع آنها هم بيجا نيست) البته مسؤولين، به دليل وقوف به اين امر، گاهي با برنامههايي مانند چهرههاي ماندگار، به سراغ آنها ميروند و از آنها تجليل ميكنند). اگر هنرمند بخواهد، خلاقيت داشته باشد، بايد فضايي متناسب با روحيات و اخلاقيات داشته باشد تا بتواند به كار خالصانه بپردازد، نه اينكه درگير مشكلات روزمره باشد. اهل ذوقِ موسيقي، توانايي كار در رشتههاي مختلف را داشته و دارند، ولي تمام همّ خود را صرف نگهداري موسيقي كردهاند و به همين دليل مشكلات جانبي به آنها فشار ميآورد. ۩هرچند كه از سخنان شيرين شما خسته نميشوم ولي، بهعنوان حسن ختام، آيا صحبت ديگري باقي مانده است؟ • موسيقي، بخش عمدهاي از فرهنگ و اعتقادات و زندگي ما را تشكيل ميدهد. درواقع پايهي بخشي از فرهنگ كشور، بر موسيقي استوار است. موسيقي سنتي، عرفاني، آئيني و محلي بخش عظيمي از فرهنگ موسيقي را تشكيل ميدهند و مخاطبان بيشمار دارند، بنابراين، منافع و مصالح اهلِ اين موسيقي را بايد در نظر داشت و بايد موانعي را كه در راه اين افراد وجود دارند، از بين برد تا آنها بتوانند به حفظ ميراث فرهنگي ـ هنري يك ملت كه در بخش اقتصادي هم مثمر ثمر است و همچنين شناسانندهي كشور، به جهان است، توجه خاص نشان دهند. متأسفانه در حال حاضر، بعضي از افراد و مراكز، اين امور را به صورت انحصاري درآوردهاند. فقط در برهههايي از زمان كه شرايط، ايجاب ميكند، به صورت مناسبتي از موسيقي سنتي استفاده ميكنند.
[احساس كردم بايد ساعتها پاي درد دل هنرمندان نشست و گوش فرا داد تا هنرمند بودن، مسؤوليتپذيري و دلسوزي و در كنار همهي اينها عضو خانه و خانواده بودن و شهروند خوبي بودن را تجربه كرد...]
|

آقاي دوامي سرفصل موسيقي قدما و موسيقي دههي 40 است، درنتيجه همهي رديفها، از رديف دوامي منشأ ميگيرند و با اختلافات جزئي، همه به يك رديف منتهي ميشوند.
اگر هنرمند بخواهد، خلاقيت داشته باشد، بايد فضايي متناسب با روحيات و اخلاقيات داشته باشد تا بتواند به كار خالصانه بپردازد، نه اينكه درگير مشكلات روزمره باشد.

|