|
علاقهاي به تلويزيون نداشتم، زمانيكه حوصلهام سر ميرفت خودم را با برنامههاي كودك و نوجوان سرگرم ميكردم. آن روز بر حسب اتفاق يكي از كانالها را انتخاب كردم كه در حال پخش كردن يك قطعه موسيقي مخصوص كودكان بود. شعر و حتي نحوهي خواندن بچهگانه بود ولي سازهاي استفاده شده فانتزي و قطعهاي پرتحرك بود كه شادي كاذب كودكان را موجب ميشد. البته براي مسئولان و حتي والدين همين كه كودك، به ظاهراً شاد باشد كافي است و از ظاهر نتيجه ميگيرند، الحمدالله بيتالمال به هدر نرفته است. لابد سازندهي محترم به خاطر چنين كار فرهنگي كلي پول به جيب زده است. نوش جانش! ديگران هم ياد بگيرند كار فرهنگي بكنند! از طرف ديگر كودكان اين مرز و بوم بايد شاكر باشند كه در اين آشفته بازار يكي پيدا شده و براي اين قشر آيندهساز دل ميسوزاند و آتش به مالش ميزند. اما آهنگسازان كودك فراموش كردهاند كه قبل از اينكه براي كودكان قطعه بسازند بايد تجربهي لازم و روانشناسي كودك را بدانند. متأسفانه بيشتر آهنگسازاني كه براي كودكان آهنگ مي سازند يا در آن مقطع زماني پيشنهاد كاري نداشتند و هر كاري را ميپذيرند و يا همزمان در چندين جا كار ميكنند و ساختن بعضي قطعات موظفي است. در اين فرصت نوشتاري ميخواهيم گزارشي در مورد روند آهنگسازي مقطع كودك بنويسيم. ۩ ناصرنظر در گفتو گويي ميگويد: آهنگساز ويژهي كودك بايد اصول روانشناسي كودكان را ياد بگيرد. متأسفانه به اين رشته و تخصص نگاه درستي نميشود. آهنگسازان كودك بايد خود را بچه فرض كرده و با دنياي كودكان زندگي كنند. اما آنها در سنين بالا كودكي خود را فراموش ميكنند و حتي به تغييرات اجتماعي دورهها توجهي ندارند. وي ميافزايد: موسيقي كودك داراي ابعاد آموزشي است آثاري كه متناسب با اين فكر ساخته ميشوند بايد چنان قوي و استوار باشند كه سالهاي سال انتشار يافته و كودكان حداقل براي يك دهه با آن ارتباط داشته باشند ولي در سالهاي اخير جز تعداد معدودي كمتر شاهد ماندگاري آثار هستيم». عرصهي موسيقي هم از پيشرفت علم و تكنولوژي بي نصيب نمانده است. رواج انواع سيتي سايزرها كه همزمان صداي چندين ساز را با همديگر تركيب ميكنند كار بسياري از آهنگسازان را راحت كرده است. اين دستگاه با اينكه عمر طولاني ندارد ولي استفاده از آن فراوان شده است. البته هيچ انسان عاقلي طالب ضرر نيست. عصر، عصر تكنولوژي است و آهنگسازان مجبور نيستند بيخودي پول نوازنده بدهند! چون تهيهكنندهها تا از فروش بالاي كار مطمئن نشوند روي آن سرمايهگذاري نميكنند. سپس يك آهنگساز به تنهايي و با سرمايهاي متوسط هم ميتواند يك كاست با قيمت نازل بيرون بدهد و حتي ميتواند آنرا به يك سازمان فرهنگي بفروشند و مطمئن باشند كه مسئولان در حيطهي فعاليت خود آنقدر بيسوادند كه براحتي ميتوان بر سر آنها كلاه گذاشت. ۩ محمد ميرزماني سازنده قطعات، نماز سرچشمهيپاكيها، خون مهتاب، لالايي عاشورا و ... در مورد ويژگيهاي قطعهاي كه براي كودكان نوشته ميشود ميگويد: «يك قطعه موسيقي از چهار عنصر ريتم (وزن)، اصوات يا نتها (زير و بمي صداها)، وسيله اجرا مانند ساز يا صداي انسان و هارموني يا هماهنگي تشكيل ميشود طبيعي است كودك به سمت موسيقياي كشيده ميشود كه برايش جذابيت داشته باشد. لذا براي كشش در كودكان جهت ارتباط با موسيقي بايد اين چهار عنصر براي كودكان واضح و شفاف و قابل درك باشد». وي افزود: «شايد ريتم، ملودي، اركستر يا سازها و خوانندگان و هارموني زياد پيچيده نباشد. اما بايد شكل سادهاي بكار گرفته باشد كه در هر صورت كودك به سمت آن موسيقي كشيده ميشود. مثلاً ملودي به حدي جذاب و شاد باشد. كه او را به طرف خود جذب كند يا سازها بطوري واضح و مشخص (البته با همراهي ساده آكومپانيمان) استفاده شده كه براي كودك قابل شناسائي باشد. يا ريتم قطعه براي او قابل درك و جذاب باشد البته استفاده از آكوردهاي مطبوع در تنظيم قطعه نيز براي ايجاد ارتباط نيز بسيار مؤثر است.» اين آهنگساز در مورد استفاده زياد از سازهاي الكترونيكي ميگويد: «مقابله با دستاوردهاي جديد و فنآوري روز عاقلانه نيست و بهتر است از امكان، شرايط جديد فنآوري روز بيشترين بهرهبرداري صورت گيرد و با كوتاه نظري و سادهانديشي راه پيشرفت و خلاقيتهاي متنوع، را محدود ننمائيم. با اين همه، لازم است آگاه باشيم كه استفاده زياد از دستگاه الكترونيكي، بدون ارائه طريق مناسب و بدون توجه به خطر افراط در تصنيف و توليد موسيقي مصرفي و بدون هويت چه ضربهها و لطمات جبران ناپذيري به زير بناي فرهنگي ايران و موسيقي ايراني وارد خواهد آورد.»
ميگويند: آلبرت انيشتن در كودكي كمهوش و كودن بود. والدين او برايش ويلن خريدند. موسيقي كليدي بود كه موجب شد انيشتن پيشرفت خود را مديون موسيقي بداند. اين موضوع اهميت موسيقي در كنار يادگيري دانشآموزان را نشان ميدهد و اكثر مدارس معتبر دنيا با آموزش مواد درسي جايگاه ويژهاي براي آموزش موسيقي در نظر گرفتهاند. البته در ايران هم زمزمههايي شنيده ميشود كه ميخواهند موسيقي را از دبستان به كودكان ياد دهند. اين باعث ميشود كه در رشتههايي كه ما به نوعي واردكننده آن هستيم مثل موسيقي پاپ نوعي هماهنگي فرهنگي بوجود آوريم و ديگر از نداشتن اساتيد مجرب در اين زمينه رنج نبريم. اما يادمان نرود ما ايرانيها حرف زياد ميزنيم. ۩ فريبرز لاچيني آهنگساز، در گفتو گويي در مورد تفاوت موسيقي كودك و بزرگسالان ميگويد: « در ابتدا بايد كودك ملودي بشنود و خود را با آن هماهنگ كند. فواصل اين ملوديها بايد كوتاه و نوسانات آنها بسيار كم باشد. وسيع نبودن اين ملوديها سبب ميشود كه بچهها به آساني با شعر و موسيقي همآواز شوند. صداي دنياي كودكان، فقط توسط برخي از سازها تكرار ميشود. به همين سبب من بيشتر از سازهاي پركاشن، سازهاي كوبهاي، ضربهاي مانند (قاشقك) ويبرافون و ترييانگ استفاده ميكنم. البته انتخاب سازها به نوع شعر هم بستگي دارد. اصولاً ساختههاي من براي كودكان ساده هستند». وي در مورد شعر در موسيقي كودك ميافزايد: «براي استفاده از شعر در موسيقي كودك، بايد جنبههاي مختلف لحاظ شود. شعر كودك بايد ساده، روشن و روان و در ضمن تابع زبان خاص كودك باشد. سيلابهاي كوتاه در شعر و تكرار اشعار هم، اهميت خاص خود را دارد. زبان حيوانات نيز در انتقال معني، اهميت بسزايي دارد.» سازنده قطعه «پاييز طلايي» در مورد تفاوت شيوه تدريس موسيقي به كودكان با آموزش در دوران نوجواني و جواني ميگويد: «من در خصوص تدريس موسيقي به كودكان به نتايج تازهاي رسيدهام كه اين تجربه باعث شد براي كودكاني كه هنوز اعداد و حرف را نميشناسند كتابي بنويسيم. يكي از عناصري كه كودك نسبت به آن واكنش نشان ميدهد، رنگ است. من با آگاهي از اين مسئله توانستم نتها و ريتمهاي موسيقي را با رنگهاي زنده كه مورد توجه كودك است تطبيق دهم. درواقع كودك از طريق رنگها به راحتي ميتواند نتهاي موسيقي را بخواند و آن را تجربه كند». اين هنرمند ميافزايد: «با استفاده از روشهاي صحيح ميتوان فرهنگ و درك معني موسيقي را به كودك آموزش داد. بنابراين در اولين قدم بايد موسيقي مخصوص كودك را آماده كنيم. كودكي كه موسيقي را ميشناسد، با كودكي كه هيچ دركي از موسيقي ندارد، متفاوت است. جواني كه در كودكي، از همه نوع موسيقي به او تزريق كرده اند، در سالهاي بعدي هيچ درك صحيحي از موسيقي نخواهد داشت و اما كودكي كه با موسيقي آشنا باشد، از همان ابتدا دركي اصولي از موسيقي دارد و براحتي موسيقي اصيل و كاذب را از يكديگر تميز ميدهد». براي بالا رفتن فرهنگ شنيداري كودكان ميتوان انواع موسيقي علمي و سالم كه مبتني بر قواعد علمي و فني موسيقي باشد تجويز كرد كه در صورت وجود عناصري مثل ساز مناسب، ريتم، هارموني و صوت اين موسيقيها براي كودك جذابتر خواهد بود. متأسفانه كودكان آثاري را گوش ميدهند كه برگرفته از موسيقي مصرفي است و اين موسيقي به فرهنگ ملي و كلاسيك ايرن ضربه ميزند و به مرور زمان، رابطهي كودكان را در شناخت موسيقي دچار اختلال ميكند، به نحوي كه اين موسيقي (ايراني) به مرور زمان محو شود. ۩ مسعود نظر آهنگساز كودك در مورد ويژگي موسيقي كودك ميگويد: «ملودياي كه از نتهايي با فواصل كم ساخته ميشود ميتواند در ذهن بماند چون كودكان ملوديهاي سخت را نه ميتوانند ياد بگيرند و نه ميتوانند بنوازند. ريتم بايد پرتحرك (نه شلوغ) شاد و در عين حال روان باشد و با توجه به خصوصيات روانشناسي بچهها بايد موسيقي فعال و گويا و در عين حال آسان باشد. وي ميافزايد: « ـ قواعد و اصول موسيقي براي بچهها سنگين است. چون موسيقي يك قواعد بينالمللي دارد كه اين ريتم و اصطلاحات حتي براي بزرگسالان سخت است چه رسد به كودكان. البته بچهها ميتوانند بوسيله معلم و مربي و به روش بازي با روشهاي خاص «ارف» (قواعد تئوريهاي موسيقي به صورت بازي به كودك آموزش ميدهند) موسيقي را ياد بگيرند. شعر يكي از عناصري است كه در موسيقي مشرق زمين بخصوص براي ما ايرانيها اهميت بسزايي دارد. لذا بيشتر آثار موسيقايي كه در ايران تصنيف مي شود با كلام است كه براي ترسيم و خلق تصوير در يك قطعه موسيقي ميتواند مؤثر باشد. شعر در موسيقي كودك خيلي مهم است و بسيار اهميت دارد كه كودك بتواند شعر را بخواند و با آن ارتباط برقرار كند. به همين خاطر شاعر بايد متخصص سرودن اشعار كودكان باشد. ۩ يك آهنگساز كودك ميگويد: «كودكان قبل از فراگيري خواندن و نوشتن ميتواند با حضور در كلاسهاي جمعي، تحت نظر مربي با تجربه و صبور با انجام حركات موزون و خواندن ترانههاي ساده و كودكانه، با ريتم و ملودي البته غير مستقيم و ناخودآگاهانه با صداي سازها آشنا شود. البته بخاطر سن كم كودك رابطه استاد با شاگرد (كودك) خيلي مهم است. قطعاً استاد بايد بسيار صبور باشد و بيان ساده همراه با (مهر و محبت) انتخاب كند. و روشي كه براي آموزش انتخاب ميكند بايد بسيار ساده و دور از هرگونه پيچيدگي فني در ساختار موسيقي باشد». ۩ محمد ميرزماني در مورد چگونگي تصنيف مجموعه قطعات «نماز سرچشمه پاكيها» ميافزايد: «تنوع، جذابيت و نشاط در عناصري كه در بالا ذكر شد از ويژگيهاي اين اثر است و تا حد امكان سعي كرديم ريتمها، ملوديها، سازها با شفافيت و وضوح(قابل شناسايي) به كار گرفته شوند. تا كودك امكان برقراري ارتباط با اين قطعات را داشته باشد. اولين قدم در ساختن موسيقي محض براي كودك اين است كه مشخص كنيم براي چه مقطعي ميخواهيم آهنگ بسازيم. مثلاً گروههاي 4 تا 6 سال، اين قطعات معمولاً با قصه و عمدتاً از زبان حيوانات است. نكته بعدي اين است كه در فرهنگ تربيت كودكان، عموماً به كلام اهميت دهيم و بدانيم كودكان اين مقطع سني با شعر ارتباط بهتري برقرار ميكنند تا با موسيقي بدون كلام. البته آهنگسازان بايد روانشناسي كودك، فرهنگ بومي، ميزان هوش و قدرت كودك را هم در نظر بگيرند». ۩ فريبرز لاچيني، آهنگساز با بيان مطلب بالا ميافزايد: «هر چند موسيقي كودك در ظاهر بسيار ساده است، اما كاري بسيار حساس است، متأسفانه امروزه شاهد ساخت مجموعههايي براي كودكان هستيم كه عملاً متناسب با كودكان نيست و بيشتر جنبه تجاري دارد؛ در حالي كه در دنياي امروز به اين مقوله اهميت بسياري داده ميشود.» ۩ مسعود نظر آهنگساز قطعات، فرزند ايران، كفش دوزك، صداي سبز، امير بچه و... ميگويد: «با سازهاي ساده مثل سيلفونها، فلوت ريكوردها و سازهاي تيغهاي و آگوستيك كه نواختني ساده دارد ميتوان قطعات مناسب براي كودكان ساخت.» وي ميافزايد: «استفاده مطلق سازهاي افكتيو مثل ارگ و سينتيسايزر فاجعه است اما متأسفانه به دليل سهلوصولتر و كم هزينه بودن اين سازها رايج شده است». موسيقي كودك به دليل اين كه موسيقي، مشكلات فراواني داشته است. چندان رشد نكرده است به همين دليل موسيقي كودك نياز به كارشناساني دارد كه خوب تعليم ببينند و آن را به طور تخصصي آموزش داده و شاگردان مستعدي را در اين زمينه تربيت كنند نه اين كه به صرف مسايل مالي به ساخت موسيقي كودك روي آورند. در حال حاضر جاي خالي آموزش صحيح در موسيقي كودك خالي است و بسياري از مسايل موسيقي ما به دليل ضعف آموزش است. امروزه موسيقيدان ما بايد بداند كه ميتوان يك بچه 5 ساله را خوب آموزش داد و به يك استاد تبديل كرد چون در عمل انسان 25 ساله از دست رفته است و فقط ميتواند از موسيقي لذت ببرد و معدود كساني را داريم كه موسيقي را در سنين بالا شروع كردهاند و موزيسين موفقي شدهاند. مدير شركت پلانت كه در امور موسيقي كودك فعاليت دارد در گفتو گويي اعلام كرده بود: «به دليل بيتوجهي به موسيقي كودك، اين موسيقي از نظر كمي و كيفي روزبه روز مسير صعودي داشته و آثار ارائه شده روز به روز ضعيفتر ميشوند.» ۩ حميد منوچهري با بيان اين مطلب كه توليد آثار موسيقي در عرصه كودكان زياد است، افزود: «توليدات موسيقي كودك نسبت به گذشته كاهش يافته است. قبلاً به موسيقي پاپ يا راك مجوز فعاليت نميدادند لذا آهنگسازان بيشتري در توليد موسيقي كودك مشاركت داشتند اما الان به دليل صدور مجوز براي اين موسيقيها آمار توليد موسيقي كودك به شدّت پايين آمده است.» سازندگان موسيقي كودك نبايد تصور كنند كه چون با كودك سر و كار دارند ميتوانند هر نوع موسيقي را توليد كنند.توليد موسيقي كودك بايد برعكس پيشفرض مزبور صورت گيرد. يعني آهنگسازان بزرگ با زبانِ حالِ كودك موسيقي بسازند و همچنين قطعاتي كه قوي و ساده و از اشعار متناسب و زيبا برخوردار باشد تا براي كودكان قابل فهم و درك باشد. ۩ ارب حوربه آهنگساز كودكان در گفتوگويي ميگويد: «موسيقي كودك از گستردگي زيادي برخوردار است اما مهمترين نكته قابل ذكر اين حوزه موسيقي، كه اين روزها باب شده است استفاده از سازهاي الكترونيكي در موسيقي كودك است. استفاده از سازهاي الكترونيكي در موسيقي كودك چيزي مثل مضرات استفاده كودكان شيرخواره از غذاي مركب است در حالي كه اين كودك به غذاهاي ساده نياز دارد.» وي افزود: «صداهاي توليد شده از سازهاي الكترونيكي براي كودكان سنگين است. صداي سازهاي كودك بايد داراي ملوديهاي ساده بوده با فواصل ملوديهاي كوتاه باشد كه اين ويژگيها در سازهايي مثل اُرگ به چشم نميخورد. اين آهنگساز با استفاده از نحوهي فعاليت مدرسان موسيقي كودك در مهد كودكها كه با استفاده از اُرگ آموزش ميدهند ميافزايد: «هر چند اين آهنگها هيجانانگيز است اما به درد موسيقي كودك نميخورد چون در برخي آهنگها شاهد هستيم كه شعر كودك را بر روي ترانههاي مردمي پياده ميكنند.» اين هنرمند ادامه ميدهد: «چنانچه ملوديها به كار رفته در موسيقي سنگين باشد كودكان توانايي ارتباط با آن را نخواهند داشت. ولي در حال حاضر شاهديم كه در موسيقي كودك به كرّات از صداي اُرگ استفاده ميشود ودر كاستهايي كه ارايه ميشود سازندگان، ملوديها را از خارج گرفته و تنها شعر كودك را روي آن قرار ميدهند. اين ملوديها خاص كودكان نبوده و با ديدگاههاي تكنيكي ويژهي موسيقي كودك توليد نشده است.» اين روزها موسيقي به واسطهي اينكه يك زبان بيواسطه است در پيشرفت وتكامل فكري و روحي كودك نقش زيادي دارد. از يك طرف قواعد موسيقي به دليل استفاده از قواعد رياضي تكامل فكري كودك موجب ميشود، از طرف ديگر خود موسيقي به دليل زياد بودن جنبههاي احساسي در پرورش روح خيلي مفيد است. اگر توجه به زندگي اساتيد بزرگ موسيقي بيندازيم متوجه ميشويم كه بيشتر آنها از كودكي با موسيقي آشنا شدهاند و به اين درجه رسيدهاند. البته با پيشرفت علم و تكنولوژي و سرمايهگذاري كلان و برنامهريزي درست ميتوان آيندهي خوبي را براي كودكانمان پيشبيني كنيم. به شرط اينكه خودمان را در برابر نسل آينده مسئول بدانيم.
|

ناصرنظر : عصر، عصر تكنولوژي است و آهنگسازان مجبور نيستند بيخودي پول نوازنده بدهند!
ارب حوربه: استفاده از سازهاي الكترونيكي در موسيقي كودك چيزي مثل مضرات استفاده كودكان شيرخواره از غذاي مركب است در حالي كه اين كودك به غذاهاي ساده نياز دارد.»
محمد ميرزماني: اولين قدم در ساختن موسيقي محض براي كودك اين است كه مشخص كنيم براي چه مقطعي ميخواهيم آهنگ بسازيم.

|