خانه  |  فروشگاه  |  مجلات  | کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات

پدیدآورندگان  | محصولات  |  کتاب ریگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونیکی

ویژه نامه | حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » مجلات

کاربر: مهمان (خالی)

 

نسل معترض

پرویز براتی

 

اشاره:

استان نسل بيت (Beat)، داستان جذابي است. واژه‌ي «بيت» تداعي‌كننده‌ي شورش و دود سيگار و شعر است، اما وقتي يك نفر كندوكاو كند تا ببيند اين نسل چگونه به وجود آمد، داستان عاشقانه‌ي قشنگي نمايان مي‌شود؛ داستان اين‌كه چطور عشق، خودبه‌خودي، حلقه‌اي از دوستان مستعد را در سال‌هاي بعد از دهه‌ي پنجاه در امريكاي دل‌مرده و رخوت‌زده شكل داد و آن‌ها را برانگيخت تا درهاي تازه‌اي روبه‌جهان باز كنند و در نهايت دست‌آوردهاي قشنگي براي هنر و ادبيات به ارمغان بياورند. با اين حال، بين زندگي بيت‌ها و تصوير هنري‌شان خيلي تفاوت هست، اما چطور؟
نويسندگان و هنرمندان نسل «بيت»، مثل هنرمندان امپرسيونيست پاريس، در آغاز گروه كوچكي از دوستان نزديك به هم بودند. هسته‌ي اصلي و مركزي اين گروه را جك كروك، آلن گينزبرگ، نيل كاسادي و ويليام باروز تشكيل مي‌دادند. آن‌ها در دهه‌ي چهل هم‌ديگر را در حومه‌ي منهتن ديدار مي‌كردند و بعداً، به سان فرانسيسكو، مهاجرت كردند و در آن‌جا بود كه با پيوستن گَري سيندر، لارنس فِرلينگِتي، مايكل مَك كِلاو، فيليپ والِن و تعدادي ديگر به آن‌ها، اين گروه وارد مرحله‌ي تازه‌اي شد و آرام آرام شكل يك جنبش را به خود گرفت. در همين سال‌ها، يعني در 1948 بود كه جك كروك براي اولين بار عبارت «نسل بيت» را وضع كرد.
بارِ يكي از هتل‌هاي شهر نيويورك به نام «هتل بيت»، جايي بود كه نخستين شخصيت‌هاي نسل بيت در آن‌جا گردهم مي‌آمدند. بحثي در اين نيست كه ديدن پاريس تأثير عميقي در شكل‌گيري اين گروه داشت، با اين حال، بيت‌ها به پيروي از اعضاي مكتب «بوهم» در قرن نوزدهم، هنر خود را به عرصه‌ي اجتماع كشاندند. هتل بيت مانند تمام پاتوق‌هاي اعضاي مكتب بوهم، جُزءِ ارزان‌ترين و ساده‌ترين مكان‌ها محسوب مي‌شد و داراي امكاناتي معمولي بود.
اصولاً دهه‌ي شصتِ ميلادي، عرصه‌ي تغييراتِ راديكال و انقلابي در بسياري از كشورها و به‌خصوص در امريكاست. جريان‌هاي عمده‌ي فلسفي، ادبي و هنري در همين دهه به رشد و شكوفايي رسيدند و نسل معترضِ بيت هم رشد و شكوفايي خود را در همين دهه ديد. نيمه‌ي دوم سده‌ي بيستم ميلادي يادآور جنگ سرد، كمونيسم، مك كارتيسم، رواج گسترده‌ي تلويزيون، بحث‌هاي داغِ حقوق مدني، تبعيض نژادي، تبعيض جنسي، مبارزات مارتين لوتركينگ، قضيه‌ي مالكوم ايكس، باب ديلن و جيمز دين، جنگ ويتنام، رواج انواع موسيقي پاپ و راك اند رول و خيلي چيزهاي ديگر است. هريك از اين‌هايي كه اسم بردم، خود، هزار موضوع و بحثِ ديگر را به دنبال دارد و چه‌بسا هريك از اين‌ها بستر و زايچه‌ي ابهام‌ها و مسأله‌هاي ديگري باشد. در كنار تمام اين‌ها، اصولاً ادبياتِ‌پس از جنگ دوم جهاني در امريكا تحت عنوان «ادبيات پس از جنگ» (Post War) شناخته مي‌شود و نسل بيت هم محصول همين ادبياتِ پس از جنگ است. با اين حال، آبشخور فكريِ اعضاي اين نسل را نبايد تنها در دهه‌ي شصت جست‌وجو كرد و بايد خيلي قبل‌تر را ديد. نوشته‌هاي بيت‌ها، درحقيقت واكنشي بود به محافظه‌كاري ماترياليست‌هاي امريكايي، و به بيان ديگر، بيت‌ها عليه جريانِ‌ غالب مي‌نوشتند.
در سال 1948 مجله‌ي نيويورك تايمز گفت‌وگويي را با جك كروك ترتيب داد. كروك آن‌جا گفت: «بيت در مرحله‌ي اول در بر دارنده‌ي نوعي برهنگي ذهني است و به دنبال آن نوعي برهنگي روحي؛ حسي از فرهيخته بودن براي شالوده و اساس خودآگاهي». بعدها آلن گينزبرگ توضيح داد كه «نكته‌ي اساسي بيت اين است كه شما به برهنگي‌هاي مشخصي مي‌رسيد كه به واسطه‌ي آن‌ها مي‌توانيد جهان را به شيوه‌اي رؤيايي ببينيد. بيت، فهم كلاسيكِ آن چيزي است كه در شبِ تيره‌ي روحِ آدمي اتفاق افتاده است».
مشكل عمده‌ي اعضاي گروه بيت براي ساليان سال، چاپ آثارشان بود و اين موضوع خيلي قابل اهميت است كه چطور آن‌ها در سال‌هايي كه اميدي به چاپ و استقبال آثارشان نمي‌رفت، با دل‌گرمي به ادامه‌ي كار فكر كردند. ناشران معتقد بودند نوشته‌هاي آن‌ها غيرقابل فهم است و بنابراين ارزش چاپ كردن ندارد.
شهرت گروه بيت از زماني آغاز شد كه شعري از آن‌ها در گالري‌اي در سان‌فرانسيسكو خوانده شد. بعد از آن‌كه نويسندگانِ‌ موج اولِ نسلِ بيت به شهرت رسيدند، موج دوم در ادامه‌ي آن‌ها وارد ميدان شدند. برخي از مهم‌ترين اعضاي موج دوم عبارت بودند از: باب كافمن، اِدْ سَنْدْرِز، آنْ والْدمَن و تِدْ جُونْز. با به شهرت رسيدن بيت‌ها، مسأله‌ي چاپ آثارشان هم حل شد و حتي كار به جايي رسيد كه «سيتي لايتز»1 – كه هم يك كتاب‌فروشي و هم يك انتشاراتي بود – به‌طور اختصاصي به چاپ آثار نسل بيت پرداخت و طولي نكشيد كه اين كتاب‌فروشي به پاتوق اعضاي نسل بيت و دوست‌داران آن‌ها بدل شد. اين توضيح را البته بايد بدهم كه اگرچه نسل بيت به‌عنوان يك جريان تأثيرگذار در ادبيات شناخته شده است، اما زيبايي‌شناسيِ جديدي كه در قالب اين نسل ظهور پيدا كرد، گستره‌اي از هنرمندان مختلف را در بر مي‌گرفت و لذا نبايد اين جنبش را يكسره مرتبط با ادبيات دانست. به هرحال ايده‌ي مشترك تمام اعضاي نسل بيت اين بود كه در جهت مخالف با ايده‌آل‌هاي فرهنگِ غالب حركت كنند. اين حركتِ خلافِ جريانِ آب، هم در زندگي آن‌ها نمودار بود و هم در فعاليت‌هاي هنري و ادبي‌شان. از سوي ديگر، اشتراكات زيادي بود كه اعضاي گروه بيت را به هم پيوند مي‌داد كه عبارت بودند از: علاقه به استفاده از اقسام مواد تخديركننده، آزادي جنسي، علاقه به سوسياليسم، عشق به ادبيات و جست‌وجوي مشترك براي كشف حقيقت، و سبك زندگي خانه به دوشي. حقيقت اين بود كه جهان بيرون از حلقه‌ي ارتباطيِ اعضاي نسل بيت، جهان سياه و سفيدِ «مك كارتيسم» بود كه آدم‌ها را به جهت عقايد و علايق سياسي‌شان به مقابلِ دَرِ دادگاه‌ها مي‌كشيد و از آن‌ها استنطاق مي‌كرد. در چنين بُرهه‌اي، ايدئولوژيِ رايج مرادف بود با تبعيض نژادي، تبعيض جنسي و نگاه‌هاي خيلي باريك‌بينانه به آن‌چه هركسي «بايستي» انجام دهد. اما درون پناهگاه بيت‌ها، نشاني از جهان بيرون نبود. از سوي ديگر، سبك زندگي‌اي كه بيت‌ها براي خود برگزيده بودند، زياد با معيارهاي جامعه‌ي آن موقع امريكا جور در نمي‌آمد و به همين دليل فرهنگ غالب، همان ابتدا آن‌ها را طرد كرد. با تمام اين‌ها، اعضاي نسل بيت، چهره‌ي ادبيات و نوشتار و هنر را به كل دگرگون كردند و نوع جديد نوشتاري‌اي باب كردند كه تا به آن موقع در عرصه‌ي تجربگي نويسندگان امريكا مشاهده نشده بود و همين‌ها باعث شد نسل بيت به بخش مهمي از تاريخ ادبي امريكا تبديل شود.

ادبيات «بيت»

ادبيات بيت، وحشي است و رام‌نشدني، و در عين حال كه صادقانه جلوه مي‌كند، نامربوط مي‌نمايد. با اين حال، خواندن آن نيرويي حياتي به انسان مي‌بخشد، چون پرانرژي است و كوبنده. يكي از اولين آثار نسل بيت، شعري است از آلن گينزبرگ به نام «زوزه» كه در 7 اكتبر 1955 در گالري‌اي واقع در خيابان فيلمورت سان فرانسيسكو خوانده شد. سطر اول اين شعر، چنين آغاز مي‌شود: «ديدم كه بهترين مغزهاي نسل من با جنون نابود مي‌شود، با فقر هيستريك عريان. افتان و خيزان خويش را به انتهاي خيابان سياهان مي‌كشند، در جست‌وجوي يك تزريق داغ...»2 ديگر اثر گينزبرگ به نام «شعرهاي ديگر» (1956) هم ازجمله آثار قوي نسل بيت محسوب مي‌شود. «در جاده» (1957) اثر جك كروك و «ناهار عريان» (1959) اثر ويليام باروز نيز از ديگر آثار قابل توجهِ نسل بيت محسوب مي‌شوند. همان‌طور كه گفتم، نسل بيت تأثير عميقي در شكل‌گيري ادبيات پس از جنگ در امريكا داشت نويسنده‌اي مثل ريچارد برايتگان، محصول همين نسل است و رمان معروف او «صيد قزل‌آلا در امريكا»3 (1975) – كه به زعم برخي،‌ جريان رمان پست‌مدرن با اين رمان شروع مي‌شود – را بايد در همين رده گنجانيد.
خلاصه اين‌كه، نسل بيت زندگي‌شان را در «اكنوني» سپري كردند كه از آن‌ها انتظار هم‌رنگي شديد با اجتماع مي‌رفت، اما آن‌ها به اين انتظار پاسخ ندادند و سرانجام با پافشاري و اصرار فراوان توانستند از نسلي معترض، به نمادهايي ماندگار در تاريخ فرهنگ و ادب امريكا بدل شوند. آن‌ها عزم‌شان را جزم كردند تا به يك‌ديگر عشق بورزند و زندگي شخصي‌شان را تعريف كنند و اين، همان چيزي است كه ما را به داستان زندگي آن‌ها رهنمون مي‌سازد. حرف آخر اين‌كه نسل بيت را نمي‌شود در يك سطر و دو سطر شناخت و شناساند؛ مجالي ديگر بايد.


پي‌نوشت‌ها:

1 - در ايران، محل‌هايي مثل كافه‌ي شوكا در تهران و يا كتاب‌فروشي شهر آفتاب در اصفهان، كاركردي شبيه به اين كتاب‌فروشي داشته‌اند، اما اين‌كه چنين محل‌هايي در شكل‌گيري جريان‌هاي ادبي در ايران چه تأثيري داشته‌اند، مجال ديگري مي‌طلبد.

2 - آقاي اميد شمس اين شعر را ترجمه كرده و در مجله‌ي زنده‌رود به چاپ رسانده است. ترجمه‌ي ديگري هم از اين شعر توسط آقاي حسين مكي‌زاده تفتي انجام شده كه قرار است چاپ شود.

3 - آقاي هوشيار انصاري‌فر كار ترجمه‌ي اين رمان را به پايان برده و قرار است توسط يكي از ناشران شهرستاني چاپ و منتشر شود.

 

» نسخه قابل چاپ     » ارسال صفحه برای دوستان

 

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 17361074