خانه  |  فروشگاه  |  مجلات  | کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات

پدیدآورندگان  | محصولات  |  کتاب ریگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونیکی

ویژه نامه | حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » مجلات

کاربر: مهمان (خالی)

 

گفت و گو با حجت الاسلام والمسلمین دکتر مرتضی چیت سازیان

ابوذر حقگو

 

اشاره:

حجت‌الاسلام و المسلمين دكتر مرتضي چيت‌سازيان متولد 1341 در شهر مذهبي كاشان متولد شده است. مقطع سوم دبيرستان را در شهر كاشان گذراند و تا پيروزي انقلاب اسلامي در شهر كاشان بود. از سال 54 در كتابخانه‌اي در مسجد محلشان كارهاي هنري‌ ـ تبليغي و فرهنگي را شروع كرد.
ايشان از خاطرات اين زمان مي‌گويند: «خاطرم هست بچه‌ها را در تابستان جمع مي‌كرديم هم براي كلاسهاي اصول عقايد، احكام و قرآن و هم برنامه‌هاي هنري مثل تئاتر، سرود، دكلمه و مسائلي از اين قبيل را براي بچه‌ها داشتيم. من خودم متولي اين قضيه بودم و خدا را سپاس مي‌گويم كه قبل از انقلاب اين خلاء را كه در بين نوجوانان بود، اوقات فراغت آنها را با اين برنامه‌هاي فرهنگي، هنري پر كرديم.» او آخرين سال دبيرستان را در مدرسه البرز تهران گذراند و ديپلم رياضي و فيزيك را با معدل 19 از اين دبيرستان كسب نمود.
(جالب اينكه پس از آن ديپلم «علوم تجربي» را هم گرفتند و دو ديپلمه هستند.) چيت‌سازيان از حال و هواي انقلاب اين‌گونه مي‌گويد: «از آنجايي كه حال و هواي انقلاب به‌گونه‌اي بود كه ما را بر آن داشت از خيلي امور صرف ‌نظر كنيم، يادم هست كه در رشته مهندسي نفت قبول شده بودم كه با بورسيه دولت در كشور انگلستان در شهر لندن برويم و اين دوره را بگذرانيم، دلم نيامد كه آن موقع كه آغاز جنگ تحميلي بود كشور را رها كنم، پس مانديم و قضا و قدر اين بود كه وارد حوزه علميه شديم.»
چيت‌سازيان همزمان با تحصيل علوم اسلامي در مدرسه عالي شهيد مطهري تهران در رشته فقه و حقوق ادامه تحصيل داد و در سال 75 موفق به اخذ دكتراي فقه و حقوق شد‌ ‌ـ‌ عنوان پايان‌نامه او «حقوق مالكيتهاي هنري» بود كه شامل مبتكرين، مخترعين، هنرمندان از جمله عزيزاني كه در صحنه تئاتر كار مي‌كنند را مورد پژوهش قرار داده بود.
اين پايان‌نامه يك تحقيق مفصلي است كه جنبه‌هاي مختلف حقوق هنرمندان را از لحاظ حقوق مادي، معنوي، بيمه و... از ديدگاه حقوق اسلامي و همچنين تطبيق آن با ديدگاه حقوق بين‌المللي را مورد بررسي قرار مي‌دهد. ايشان هم‌اكنون استاديار و عضو هيئت علمي دانشگاه هستند و سابقه تحصيل در دانشگاههاي علم و صنعت، اميركبير، تهران، تربيت معلم و چندين مركز آموزش عالي را دارند. چند سفر تبليغي به خارج از كشور داشتند.
مسلط به زبانهاي عربي و انگليسي هستند. در مناسبتهاي مختلف به كشورهاي آسيايي، اروپايي و آفريقايي مسافرت نمودند و مردم را با مباني دين اسلام و انقلاب شكوهمند اسلامي آشنا كردند. مدتي هم امام جمعه موقت «شهر قدس» از شهرهاي استان تهران بودند، كه در آنجا اقامه نماز جمعه مي‌كردند. به بهانه حقوق هنرمندان گفت‌وگويي با ايشان ترتيب داديم كه در قسمت اول به خصوصيات اخلاقي و مباني اوليه حقوق هنرمندان پرداختيم و در قسمت دوم به معضلات و ريشه‌يابي آن و حقوق هنرمندان در جامعه نيم نگاهي داشته‌ايم اميدواريم ماحصل گفت‌وگوي قسمت اول مورد توجه خوانندگان عزيز مجله صحنه قرار بگيرد.

اولين تئاتري كه ديديد يادتان هست چي بود و چه تأثيري روي شما گذاشت؟

من در محيط كاشان زندگي مي‌كردم و كاشان قبل از انقلاب دو سينما داشت اما به خاطر گرايشهاي مذهبي ما به سينما نمي‌رفتيم. در منزل، ما هم طبيعتاً تلويزيون نداشتيم و محيط خانوادگي ما به گونه‌اي بود كه قبل از پيروزي انقلاب پدر ما نه براي ما تلويزيون خريد و نه ما اين اجازه را داشتيم كه تلويزيون ببينيم. اما خوشبختانه با تئاتر از همان دوران مدرسه «ابتدايي» آشنا بودم. تئاترهاي محدودي كه بچه‌ها بازي مي‌كردند و من بعضا‌ در قسمتهايي از اين تئاتر كه موضوعات خيلي ساده و بسيطي بود بازي مي‌كرديم. شايد نخستين تئاتر جدي كه من ديدم سال 56 قبل از انقلاب اسلامي بود كه در كاشان دانشجويان، آن زماني كه مركز آموزش عالي در كاشان بود، كاري را به كارگرداني جناب آقاي بهرام بيضايي ديدند. خيلي اين تئاتر براي من جالب بود و بچه‌هايي كه اين كار تئاتري را بازي مي‌كردند بچه‌هاي انقلابي بودند. خود آقاي بيضايي هم بر كار اين بچه‌ها نظارت داشت. موضوع اين تئاتر فرهنگي بود كه تاراج فرهنگ كشور را به نمايش مي‌گذاشت و در اين تئاتر به خوبي نشان مي‌داد كه چگونه شرق و غرب مي‌خواهند به نوعي ايران را از مسائل اصيل فرهنگي خودش خالي كنند.

فكر كنم نمايشنامه «ميراث» است كه داستان سه برادر در رابطه با ارث پدري‌شان است.

همين مقوله بود كه دانشجويان كاشاني بازي كرده بودند و من‌ آن شب كه اين تئاتر را ديدم ساعتها توي فكر فرو رفتم كه چقدر با تئاتر انسان مي‌تواند مسائل ملموس جامعه را به خوبي به مردم نشان دهد و بعد از ديدن من و دوستان مدتها مي‌نشستيم و اين تئاتر را به نقد مي‌كشانديم و مزايا و نقاط مثبت آن را مي‌گفتيم و كارگردان اين تئاتر انصافاً قدرت فكري خوبي داشت و از خلاقيت و ابتكار بسيار بزرگي برخوردار است. الان هم بعضاً من در روزنامه‌ها مي‌بينم كه آقاي بيضايي هنوز در صحنه تئاتر كار مي‌كنند. ايشان با گرايشهاي خاص خود و با آن آثار فكري كه دارد، كار مي‌كند كه گرچه من الان آثار ايشان را فرصت ندارم مطالعه كنم اما اثري كه از ايشان قبل از انقلاب ديدم دريافتم كه آقاي بيضايي از هنرمندي بالايي برخوردار است و اين اولين تئاتر جدي بود كه من آن را در سالن آموزش و پرورش كاشان ديدم و جمعيت زيادي هم آمده بودند؛ اين تئاتر شايد يك ماه طول كشيد و دانشجويان و دانش‌آموزان، دختر و پسر با استقبال زيادي مي‌آمدند و اين تئاتر را مي‌ديدند چون خيلي با وضعيت جامعه و وضعيت فرهنگي مردم ارتباط مستقيم داشت.

بعدها دنبال نكرديد كه باز هم تئاتر ببينيد؟

بله. بعد از آن هم باز از آقاي بيضايي يك تئاتر ديدم كه آن جذابيت قبلي را نداشت. ديگر گروههايي بودند در سالنهاي هنري كه تئاتر برگزار مي‌كردند و در مسائل مختلف جنگ تئاتر داشتند اما يك تئاتري را در تالار وحدت ديدم. يك تئاتري هم اوايل طلبگي خودم ديدم كه آن هم خيلي در ذهنم هنوز منقوش است. آن تئاتري كه در تالار وحدت ديدم راجع به زندگي امام حسين(ع) بود كه در سالهاي اخير هم ديدم كه تبليغ وسيعي هم مي‌كردند. حالا يادم نمي‌آيد كه اسمش چي بود! راجع به زندگي امام حسين(ع)، شهادتش، بردن اسراء به شام كه با جمعي رفته بوديم و اين تئاتر را ديديم همه دوستان همدوره‌اي بودند كه آن نمايش هم به شدت در ما تأثير گذاشت؛ چون من براي نمايشنامه و تعزيه ارزش بالايي قائل هستم. آنجا به خوبي حركت امام حسين(ع) در كربلا و حركت اسراء‌ به كوفه، شام را نشان مي‌داد.
ديدم جمعيتي كه رفته بودند و اين تئاتر را مي‌ديدند خيليهاشان متأثر شدند و ساعتها گريه مي‌كردند.

ـ اسمش «خورشيد كاروان» بود؟!

بله. اسم اين تئاتر «خورشيد كاروان» بود. اين اولين باري بود كه ما رفتيم اين تئاتر را ديديم و خيلي در ما تأثير گذاشت. شايد من گاهي هم فيلم سينمايي از تلويزيون مي‌بينم اما به اندازه‌اي كه من از تئاتر متأثر مي‌شوم از فيلم سينمايي متأثر نمي‌شوم؛ به همين جهت است كه تئاتر افرادش حضور دارند، حركاتشان را مي‌بينيم، جريان ملموس‌تر و محسوس‌تر است. اين را بگويم كه من شايد اگر يك فيلم سينمايي را تا آخر بخواهم ببينم احساس خستگي مي‌كنم اما تئاتر را ولو چندين ساعت هم طول بكشد به من احساس نشاط، شادابي و طراوت دست مي‌دهد و مي‌خواهم تا آخر تئاتر را ببينم آدم حتي براي بار دوم هم كه شده وقتش را بگذارد و اين تئاتر را ببيند. ديگر بعد از آن ما به مناسبتهاي مختلف اگر جايي تئاتر برگزار مي‌شد و كمي فضا و رنگ مذهبي، انقلابي در آن بود متمايل بوديم كه برويم اينها را ببينيم.

آيا شما تفاوتي به لحاظ موضوعات در تئاتر قائل مي‌شويد. يعني تفاوتي بين تئاتر مذهبي، با موضوعات ديگر از نظر شما وجود دارد. شايد بهتر باشد اين‌گونه بپرسم كه شما به عنوان يك روحاني ممكن است بگوييد كه اين موضوع تئاتري ارجح‌تر است بايد اول به آن بپردازيم و بعد به مقوله‌هاي ديگر بپردازيم.

من، نه. تمايز ماهوي بين اينها قائل نيستم معتقدم هر كدام در سبك خودش اثرگذار است. حتي يك تئاتري كه راجع به زندگي ساده روستاييان است كه آن هم اثر خودش را دارد. يك تئاتري كه راجع به دختران دانشگاهي است اثر خودش را دارد. يك تئاتري كه راجع به مردمان سياه‌پوست آفريقاست، اثر خودش را دارد. يك تئاتري كه راجع به ترسيم عقايد مذهبي است آن هم اثر خودش را دارد. من نمي‌خواهم بين اين مقوله‌ها تفكيك قائل شوم. اصل تئاتر يك سمت و سويي دارد و هر تئاتري يك پيامي؛ و تئاتر مي‌خواهد پيام خودش را براي ما بگذارد و بگويد چه پيامي دارد. لذا من چندان تفاوتي نمي‌بينم. بارها شده تئاترهايي در زمينه‌هاي غيرمذهبي ديدم كه آنها هم پيامهاي خوبي داشتند و در زندگي ما تأثير خودش را گذاشته است.

تاكنون در «تئاتر شهر» تئاتر ديديد؟

تا آنجايي كه خاطرم هست سالهاي 60 ـ‌ 59 يك‌بار تئاتر شهر رفتم كه شب هم بود تئاتري حدودا‌ً يك‌ساعته را ديدم. اما بعد از آن به علت مشغله درس و كاري تاكنون فرصت پيدا نكردم كه در تئاتر شهر از نزديك تئاتري را ببينم اما جا دارد كه به خاطر بچه‌ها كه علاقه‌مند به ديدن صحنه‌هاي تئاتر هستند اگر فرصتي پيش بيايد دوباره برويم و تئاترهايي كه در عصر حاضر بازي مي‌كنند، هنرمندان عزيزشان را از نزديك ببينيم.

شما مطرح كرديد مشغله زياد. آيا هيچ انگيزه‌اي باعث نشد مثلاً از طرف تئاتر شهر جلب‌ توجه بكند؟

دليل خاصي نيست من گاهي وقتها كه دانشگاه تهران مي‌آيم و به محل كارم كه نزديك همان تئاتر شهر است مي‌رفتم روي پرده‌اي كه در خيابان نصب شده نام تئاترها را مي‌ديدم كه تئاترهاي مختلفي آنجا برگزار مي‌شود اما فرصت نيافتم بروم. علاقه به ديدن تئاتر براي من بيشتر از علاقه به رفتن سينما و ديدن تلويزيون است. اما به نوعي اين حس در ما به وجود نيامد كه ما را تحريك كند كه اين تئاتر را ببينم اما اگر فرصتي پيش بيايد دوست داريم كه ببينيم.

شما با اين همه رفت و آمدي كه در سطح جامعه داريد وضعيت تبليغات تئاتر كشور ما را به چه صورت مي‌بينيد؟

من وضعيت تبليغات تئاتر را رضايتمند نمي‌دانم يعني تبليغ وسيعي روي تئاتر نمي‌شود و شايد بعضي مواقع دهه فجر، اعياد، مناسبتهايي است كه ما در شهر نوشته‌هايي از تئاتر مي‌بينيم ولي روي هم رفته تئاتر جايگاه خودش را به نحو احسن در جامعه باز نكرده است. شايد بگويم سالهاي پيش تئاتر اوج خودش را گذرانده، من اوج تئاتر را سالهاي 57 ـ 56 به ذهنم مي‌رسد كه آن موقع تئاتر به اوج خودش رسيد الان هم جا دارد كه هنرمندان كار بكنند و دوباره به يك نقطه طلايي از اصل تئاتر برسند و تئاتر را از اين مظلوميت بيرون بياورند. مردم به علت سهل‌الوصول بودن و دسترسي سريعشان به تلويزيون و سينما راحت‌تر مي‌روند و مي‌بينند. البته تلويزيون مخارجي هم ندارد سينما هم بليطش ارزان است. روي اين مسئله هم بايد كار شود، آيا از نظر مادي مانعي هم وجود دارد كه مردم تئاتر نمي‌آيند، شايد بليطش مثلاً يك قيمتي است. الان من از قيمتهاي بليط تئاتر هم خبري ندارم.

از 1500 تومان شروع مي‌شود تا 3000 تومان

پس قيمت بليط هم چندان گران نيست. اما اين نكته را مي‌خواهم به شما بگويم كه تئاتر را بايد به سطح جامعه كشاند يعني همه‌اش بگوييم در سالن تئاتر شهر تئاتر ببينيد، نه. آقا مراكز فرهنگي زياد است. شهرداريها در هر شهر براي خودشان چندين مركز فرهنگي ـ‌ هنري دارند. دبيرستانها، دانشگاهها، يك گروه تئاتر اگر راه بيفتد، فعال باشد و يك ابتكار و خلاقيتي بيابند تئاترشان را در مراكز عمومي‌ ـ حتي مساجد كه اين تعارضي با مسجد ندارد، رضايت يك امام جماعتي را جلب بكنند و بگويند ما تئاتري داريم مربوط به دختران جوان و نوجوانان است در تابستان بروند و اين تئاتر را براي مردم بازي كنند و اين تئاتري كه يك كار ارزشي هم هست. در مراكز فرهنگي‌ ـ‌ هنري شهرداري، در دانشگاهها حتي در پاركها اين را جاري بكنند. به نظر مي‌رسد يكي از جنبه‌هايي كه تئاتر پيشرفت نكرده به خاطر اينكه سعي كرده‌اند تئاتر را يك جاي مخصوص بازي بكنند درحالي‌كه شما ببينيد تلويزيون را هر كجا برويد و به برق بزنيد، فيلم خودش را نشان شما مي‌دهد. شما در اتوبوس هم مي‌توانيد تلويزيون ببينيد. در اتومبيل خودتان مي‌توانيد ببينيد. اما چرا ما تئاتر را در يك مراكز خاصي منحصر كرده‌ايم. خود آقايان تئاتر، مديران و متوليان اين قضيه بايد به اين فكر بيفتند كه تئاتر را همگاني بكنند. يك بسيج همگاني براي اينكه تئاتر را جاهاي مختلف نشان دهند يعني خودشان بايد بيشتر به فكر اين قضيه باشند كه عمومي‌اش بكنند و با عمومي كردن مردم جذابيتهاي تئاتر را ديدند مسلماً به سمت آن جلب مي‌شوند.

تئاتر با شهرداري ما رابطه خوبي دارد يا ندارد كه ما اصلاً نمي‌دانيم كدامش است. چون مجموعه تئاتر شهر 12% ماليات فروش بليط را به شهرداري مي‌دهد. شهرداري هم به ما يك‌سري يارانه و امكانات بدهد. امكانات اينها اين است كه سر چهار راه فلسطين يك‌سري پلاكارد بزنند و شهرداري هم مي‌گويد نبايد ديگر اينجا پلاكارد بگذاريد چون زيباسازي شهر تهران به هم مي‌‌خورد و پلاكارتهاي خودشان را مي‌زنند. اين داستان تازه است كه مي‌آيند سنگ‌فرشهاي آنجا را برمي‌دارند. سنگ‌فرشي كه يك قدمت تاريخي پيدا كرده و مي‌گويند اينجا زمين ماست و شما نمي‌توانيد كاري كنيد يا مي‌آيد در پاركينگ شروع به ساخت و ساز مي‌كنند و خيابانهاي آنجا را كلاً شلوغ مي‌كنند. خب اين تئاتري كه نه به جايي وصل است و نه اتفاق خاصي دارد و 12% پول بليطش را به شهرداري مي‌دهد و فرهنگسراهاي ما هم هر كدام براي خودشان يك مديريت دارند و وزارت ارشاد براي اينها فقط مجوز اجراي تئاتر داده، من هنرمند با يك حوزه مديريت هنري مواجه نيستم با حوزه يك تيم شهرداري مواجه هستم. آيا اين درست است؟

اينها محدوديتهايي در ضمن تئاتر است. من قبول ندارم يعني اين‌قدر بخواهند يك فعاليت هنري را در كشور محدودش بكنند كار درستي نيست و حالا هر ارگاني كه هست اين بايد قانونمند و ضابطه‌مند شود و محدوديت زيادي براي كار هنرمندان قائل نشوند. سخن شما هم درست است به هر حال در سطح شهر اينها را ما به عيان كه جاهاي مخصوص است مي‌بينيم كه مي‌گويند تبليغ كنند، جاهاي مخصوصي مي‌گويند بازي كنند كه اين به عهده خود هنرمندان تئاتر است اينها وقتي يك انجمن و تشكيلات قوي داشته باشند، جايي كه بتوانند حرفشان را بزنند من اصلاً نمي‌دانم كانون بازيگران تئاتر داريم يا نه؟ مثل كانون وكلا، اگر يك كانون و تشكيلاتي هنرمندان تئاتر داشته باشند شايد بتوانند به مقابله با اين ناهنجاريها بپردازند.

يعني شما انتقادتان روي مديران تئاتر است؟

من انتقادي به آن معنا ندارم اما شايد بخواهم بگويم اهمال‌كاري كرده‌اند به اين معنا كه خودشان نخواسته‌اند دنبال اين قضايا بروند اگر خودشان جديتي داشتند، روي اين قضيه كار مي‌كردند. اين موانع همه جا پيش مي‌‌آيد آدم وقتي مي‌خواهد يك كاري انجام دهد همه جا با او مقابله مي‌كنند چون اگر بتواند با اين موانع مقابله بكند كارش پيش مي‌رود.

با توجه به اينكه شما يك روحاني هنرمند هستيد و حتي تز دكتراي شما هم در رابطه با حقوق هنرمندان بوده، چون مبحث ما هم در رابطه با حقوق هنرمندان هست مي‌خواستم يك تاريخچه حقوق هنري به ما بدهيد و اينكه حق چيست و حقوق هنرمند چه طريقي دارد؟

خداوند در سوره قلم آيه يك مي‌فرمايد...ن و‌َالقلم و ما ي‍َسطرون.....
يعني از سمت قلم كه مبدأ آفرينشهاي هنري است و با قلم و كتابت و تدوين نمايشنامه كار هنري تئاتر شروع مي‌شود. اين به اهميت هنر از ديدگاه اسلام مي‌پردازد. اما در قديم ما آثار فرهنگي و هنري گسترده‌اي نداشتيم و هنرمندان هم توقع بهره‌برداري مالي از آثار خودشان را نداشتند و هيچ حمايت قانوني هم از هيچ ارگاني از كار هنرمندان انجام نمي‌شد. اما امروزه شما هنر را در جنبه‌هاي مختلف مي‌بينيد و بحث مالكيتهاي ادبي و هنري هم در حقوق ايران و حقوق غرب مطرح است. در دانشگاهها هم رشته‌اي است به نام حقوق مالكيتهاي هنري و دانشجويان در اين رشته درس مي‌خوانند و با اين مسائل آشنا مي‌شوند. غالب گونه‌هاي مختلف هنري بايد به نوعي مورد حمايت قرار بگيرد، شعر، نمايشنامه، تئاتر، سرود، آثار سينمايي، نقاشي، موسيقي، نرم‌افزارهاي كامپيوتري هر كاري كه در آن به نوعي ابتكار و خلاقيت به كار رفته و يك اثر محسوب مي‌شود براي صاحب آن اثر ايجاد حق مي‌كند، يعني بايد مورد حمايت قرار بگيرد. شما چگونه است كه وقتي پول مي‌دهيد يك مالي مي‌خريد، آن مال شما مي‌شود وقتي تراوشات فكري توي كاغذ مي‌آيد نمايشنامه را مي‌نويسيم، سرود را اجرا مي‌كنيم شعر را با نبوغ خودتان مي‌سراييد، يك فيلم سينمايي توليد مي‌كنيد اين هم مثل مال بيروني براي شما ايجاد حق مي‌كند، يعني در جامعه ارزش دارد. كسي حق ندارد فيلمنامه شما را بي‌جهت تكثير كند. الان در كشورهاي اروپايي حقوق مالكيتها به شدت رعايت مي‌شود و دادگاهها و محاكم قضايي، كساني را كه تخلف بكنند محاكمه مي‌كنند، تحت عنوان Copyright حقوق معنوي، كسي حق ندارد موسيقي كسي را روي فيلم خودش بگذارد بايد اجازه بگيرد، كسي حق ندارد موسيقي كسي را در تلويزيون خودش به اجرا بگذارد كسي حق ندارد نقاشي شخصي را بدون اجازه تكثير كند، كتابي را بدون اجازه منتشر كند يا ترجمه كند.
اصلاً آن طوري كه من اطلاع دارم دادگاهها جريمه‌هاي سنگين مي‌ب‍ُرند كه اينها مراعات بشود. خوشبختانه در ايران هم چند سالي است كه اين بحثها دارد به ثمر مي‌نشيند البته از قبل از انقلاب ما قانوني داشتيم تحت عنوان قانون حمايت حقوق مولفان، منصفان و هنرمندان كه اين قانون در سالهاي قبل نوشته شده و در ماده 2 اين قانون آمده كه اثر مورد حمايتي اين قانون، جزوه، نمايشنامه، شعر، سرود، نقاشي، نقشه‌هاي جغرافيايي، تصوير، خطهاي تزئيني، پيكره، آثار معماري، اثر عكاسي‌ ـ جالب است به شما بگويم كه چند سالي است كه روزنامه‌ها و مجلات كسي را چاپ مي‌كنند كنارش اسم عكاس را مي‌نويسند چون كس ديگري حق ندارد اين عكس را بردارد و براي خودش استفاده كند بايد اجازه‌اش را از آن شخص بگيرد ـ ميراث فرهنگي، هر اثري كه در آن خلاقيت و ابتكار به كار برده شده باشد اين اثر حقوقي شمرده مي‌شود و اثر حقوقي به اين معنا كه به ازاي آن بايد مالي داده شود حالا در اوايل اسلام ما يك قوانين كلي داريم براي حقوق هنرمندان كه چون امروزه گسترة آن خيلي وسيع شده هم قانونگذار به اين مسئله پرداخته و هم فقهاي ما اين قضايا را به نوعي حقوق مشروع مي‌دانند كه در آخر اين بحث من نظريات فقها و علما را در زمينه حقوق هنرمندان براي شما بيان خواهم نمود.

ديدگاه حقوقدانان و فقها راجع به حقوق هنرمندان در يك جامعه چيست؟

مسئله حقوق هنرمندان از قرن 17 ميلادي بيشتر در كشورهاي اروپايي شروع شد چون شما مي‌دانيد بالاخره اين مسائل مانند تئاتر و سينما و... ابتدا غربيها روي آن مسئله كار كردند گرچه ما مسئله تعزيه و نمايشنامه و اين قبيل امور را داريم كه ريشه در تاريخ ايران دارند و پيشينه تاريخي اينها به دوردست باز مي‌گردد. بعد از اين در ايران نخستين‌بار سال 1309 هجري شمسي يك قرارداد مالكيت ادبي و صنعتي بين دو دولت ايران و‌ آلمان بسته شد تا اينكه طرحها همين‌طور ادامه پيدا كرد تا نخستين قانون مدون در زمينه حقوق هنرمندان مربوط به سال 1348 كه در 33 ماده و سه تبصره اين قانون به تصويب رسيد و در اين قانون جنبه‌هاي مختلف حقوق هنرمندان، حقوق مالكيتهاي ادبي هنري، حق اخلاقي، حق ابتكار و خلاقيت به نوعي در اين قانون آمده است و به خوبي حقوقدانان ما در اين زمان به اين قانون پرداختند. گرچه كار حقوقدانان ما يك كار كاملي نبود و يك نارساييهايي داشت كه در چندين ساله اخير، چندين بار اين ماده قانوني مورد بررسي قرار گرفته و يك قانون كامل‌تري الان نوشته شده است.
اما نظريه فقها در اين رابطه. فقهاي ما هم گرچه افرادي هستند كه مخالف حقوق مالكيتهاي فكري‌اند ولي غالب فقها پيروي مي‌كنند كه هر كسي كه يك اثر حقوقي دارد براي او بايد منافع مالي در نظر گرفت. آنها ادل‍ّه خاص خودشان را دارند خصوصاً مسئله زمان و مكان در اين قضيه خيلي مهم است زماني اثر هنري بعد وسيعي نداشت و زياد تبليغ و پخش نمي‌شد، خود هنرمند هم از اينكه اثرش را ديگران استفاده مي‌كنند توقعي از آنها نداشت لذا در آن زمان چندان آثار حقوقي برايش باب نمي‌شد اما امروزه مي‌بينيم كه اين‌طور نيست وقتي كه شما يك نرم‌‌افزار كامپيوتري مي‌بينيد كه يك دانشمندي سالها وقت صرف آن كرده و يا يك تصنيفي مي‌بينيد يا موسيقي يا يك نمايشنامه مي‌بينيد كه يك هنرمند تئاتر روزها، هفته‌ها، ماهها وقت صرف اين كرده است. اين درست نيست بي‌جهت يكي اين را بگيرد و بخواهد پخش كند و در ازاي آن مسائل مالي را در نظر نگيرد به همين خاطر هست كه فقهاي ما براي اين حقوق ارزش قائل هستند و استنباطهايي كه از مراجع تقليد شده من خيلي از اينها را از مراجع عظام دقيق خصوصاً مقام معظم رهبري ديدم كه در زمينه حقوق هنرمندان، حق‌التأليف، حق CDهاي كامپيوتري، ترجمه و نقاشي و... مي‌فرمايند همه اينها براي آن سازنده و مبتكرش حقي ايجاد مي‌كند و بدون اجازه او مشروع نيست كه اين را براي ديگران تكثير كنند و در اختيار ديگران قرار دهند. اين نشان مي‌دهد كه حقوق مالكيتهاي فكري حقي است كه بدون اجازه صاحب آن حق قابل انتشار نيست.

نظر حضرت امام را در رابطه با حقوق هنرمندان بفرماييد.

حضرت امام در كتاب تحريرالوسيله خودشان در ضمن مسائل متحدثه در مورد حق مؤلف نظري دارند ايشان مي‌فرمايند: «آن چيزي كه معروف به حق چاپ نزد افراد است حق شرعي به شمار نمي‌آيد يعني مجرد چاپ كتاب و نوشتة جملة حق چاپ و تأليف محفوظ است در كتاب حقي به وجود نمي‌آورد و التزامي هم به دنبال خودش ندارد پس افراد مي‌توانند آن را چاپ كنند و كسي نمي‌تواند آنها را از اين كار منع كند. لذا حضرت امام دليل شرعي بر حق‌التأليف قائل نيستند. اگر بخواهيم حقوق هنرمندان هم به نوعي مثل حق‌التأليف بدانيم به تبع امام حقي براي هنرمندان در اين زمينه قائل نيستند كه آثار هنري‌شان را اگر افراد ديگر تفسير كردند اين منع قانوني داشته باشد. نظر امام اين است البته فقهاي بعدي آمدند و نظر امام را نقد كردند اين بحث رايجي است در حوزه‌هاي علميه كه اشكالي ندارد كه كسي نظر كس ديگري را مورد نقد و بررسي قرار دهد. اما روي هم رفته امام با اين مسئله موافق نيست.

چه اثري مورد حمايت قرار مي‌گيرد و نقش تئاتر در اين زمينه به عنوان يك حقوق به چه صورت است؟

آنچه مسلم است آثاري بايد مورد حمايت قرار بگيرد كه زاييده فكر خلاق و بديع هنرمند باشد لذا يك اثر فكري كه به اتكاي انديشه و نيروي تخيل خودش يك چيز نو را به جامعه عرضه مي‌دهد اين به نوعي ارزش بالايي را به دست مي‌آورد. افكار و انديشه‌ها تا وقتي كه در ذهن انسان است مورد حمايت قرار نمي‌گيرد. مثلاً الان كسي بيايد تئاتري را اجرا بكند و بعد بگويد كه من اين تئاتر را سه سال پيش مي‌خواستم بازي كنم اين اصلاً حقي براي خودش ندارد. اين فكر اگر در ذهن شما بود بايد بيان‌، نمايشنامه‌اش را مي‌نوشتيد و بعد اجرا مي‌كرديد الان گروه ديگري كه اين كار را كردند آنها پيش‌دستي نمودند و زودتر آمدند و صرف اينكه در ذهن شما مي‌گذشته اين حقوق براي شما ايجاد نمي‌كند پس ركن اصلي اثر هنري و ماهوي آن اين است كه بايد محسوس باشد و بايد در خارج آن ابداع شده باشد تا ما بتوانيم آن اثر را به عيان و مشهود ببينيم.
نكته دوم اينكه براي هر اثر هنري نمي‌توان حقوقي قائل شد مثلاً فيلمهاي مستهجن، اشعار توهين‌آميز، ترانه‌هايي كه متن خوبي ندارند، كتبي كه با دين منافات دارد اينها اثر هنري نيستند. كسي مي‌آيد فيلم‌نامه‌اي مي‌نويسد كه همه مقدسات را به سخره مي‌گيرد، اثر هنري محسوب نمي‌شود و براي پديد‌آورنده اين اثر حقوقي هم قائل نيستيم. آن چيزي كه ماده 2 قانون اشاره مي‌كند اين است: موارد قابل حمايت به وسيله قانون اين آثار هستند كتاب، رساله، جزوه، نمايشنامه، شعر، ترانه، سرود، اثر سمعي بصري، تئاتر، موسيقي، نقاشي، مجسمه، معماري، نرم‌‌افزارهاي كامپيوتري اينها آثاري هستند كه مورد حمايت قانون هستند و قانون از اين آثار به نوبه خاص خودش حمايت مي‌كند و آثار سمعي بصري كه همان آثار نمايشي، سينمايي تلويزيوني هست اينها به نحو شديدتري هم مورد حمايت هستند. حتي اين را هم قانون گفته كه اگر يك اثري با تشريك مساعي چند گروه به وجود بيايد مثلاً كارگردان، فيلمبردار، بازيگر، موسيقي، همه عواملي كه اين اثر سينمايي را به وجود آوردند همه اينها تحت پوشش و زير چتر قانون هنرمندان هستند يعني فقط كارگردانش نيست بلكه كساني هم كه بازي كردند و... اينها هم به نوعي از حقوق هنرمندان مرتفع و بهره‌مند مي‌شوند.

شما مي‌گوييد هنرمندان و چيزي كه در ذهن آنها است نمي‌توان آنها را جز حقوق دانست. حالا ما فرض بر اين بگيريم كه هنرمندي مي‌خواهد كار كند هيچ مشكلي هم ندارد اما يك مجموعه و مديريتي اجازه نمي‌دهد اين آدم كار كند و آن چيزي كه در ذهنش است، بريزد بيرون، حقوق اين آدم چه مي‌شود.

يكي اينكه آن نمايشنامه را نوشته و روي كاغذ آورده بعد نمي‌گذارند اجرا كند اين يك نكته است يك‌بار هم اينكه اصلاً روي كاغذ هم نياورده. اگر كسي هنوز نمايشنامه‌اي را روي كاغذ نياورده و هيچ جا ثبت نكرده هيچ اثري ندارد فقط در ذهنش است به رفقا مي‌گويد من چيزي در ذهنم است مي‌خواهم اين را ابداع كنم اين هيچ حقوقي برايش قائل نيستند. اما يك موقع هست كه نوشته اما اين نوشته را يك مركزي يك وزارتخانه‌اي، يك سازماني مي‌گويد الآن ممنوعيت دارد و نمي‌توانيد اين را تكثير كنيد و نمي‌توانيد الان در جامعه اجرا كنيد. اين اگر ثبت شده باشد و ديگران بفهمند، اين براي آن شخص يك اثر فكري به حساب مي‌آيد گرچه اجازة انتشارش را پيدا نكرده. پس فرق بين آن چيزي كه در خارج محسوس پياده شده و آن كه هنوز پياده نشده اين است.

مثال هم اينكه گروههايي هستند كه كار تئاتر مي‌كنند تمرين مي‌كنند و به آقايي كه نماينده يك مجموعه هنري است نشان مي‌دهند و يا مثلاً به رئيس تئاتر شهر نشان مي‌دهند و دلايلي برايش مي‌آورند البته مشكل با جامعه ندارد بيشتر مشكل سليقه‌اي است و مطرح مي‌شود كه خوب نيست چون با سليقه آن فردي كه نمايش را ديده جور درنمي‌آيد. اينها حقوقشان چه مي‌شود.

با يك مثال من براي شما روشن مي‌كنم. ما قانون ثبت اختراعات داريم. چيزي اختراع مي‌شود مي‌روند اداره ثبت اختراعات و مي‌گويند اين اختراع محسوب نمي‌شود. لذا فرد فردا مي‌آيد همان اختراع را با چند كار ديگري ثبت مي‌كند مسلم است كه قبلي را هر چقدر هم داد بزني مي‌گويند اين كار تو اين چند ويژگي را ندارد. تئاتر هم همين‌طور است اگر كسي تئاتري بسازد و بازيگران هم بازي كنند من نمي‌دانم در كشور آن مركز هنرهاي نمايشي اگر به آن مجوز مي‌دهد، يعني قانون اين اجازه را بهش داده كه مجوز بدهد، اگر قانون به سازمان همان تشكلهاي فرهنگي‌‌ ـ‌ هنري اين مجوز را داده پس آن مي‌تواند رد كند.

اين را بگويم من به عنوان رئيس مجموعه تئاتر شهر نمايش شما را مي‌بينم و مي‌گويم از اين كار نمايش خوشم نيامد

آن آثار حقوق خودش را دارند.

اگر بگويم خوشم آمد تازه اين آدم مي‌تواند اقدام كند كه بگويد وزارت ارشاد يا مركز هنرهاي نمايشي يك فردي بيايد نمايش ما را ببيند و وقتي ديد بگويد مشكلي با مسائل مذهبي و كشور و جامعه ندارد مي‌تواند اجرا برود. تازه آن موقع مي‌شود ثبت كرد يعني تا قبل از آن نمي‌‌توانست ثبت كند.

اين تابع مقررات است. اگر تا ثبت نكرده يك اثر حقوقي مورد حمايت قرار نمي‌گيرد و افراد مي‌توانند روي اين كار كنند تا ثبت كنند. اين بايد به آنجا بگويد كه من اين كار را كردم آنها اشكالاتي گرفتند، برو اشكالات را رفع كن و دوباره بيا. پس اگر يك اثر هنري را مدير تئاتر شهر نمي‌پذيرد اين به آن معنا نيست كه آن اثر هنري نيست. او مي‌تواند اين را در جاي ديگر راه بيندازد اما اگر او هيچ جا نرفت و اين را اجرا كند، و يك گروه ديگر آن را اجرا كرد براي آنها اثر حقوقي در نظر گرفته مي‌شود.

مركز هنرهاي نمايشي تا يك درخواستي از يك مجموعه طرفش نيايد، نمي‌آيد آن نمايش را ببيند و ثبت كند و مجوز اجرا دهد. آيا اين درست است.

نه، بايد ديد قانون چه اختياراتي را مي‌دهد. من اساسنامه را الان نمي‌دانم و نديدم چه هست. اگر در اساسنامه هست كه تنها مركزي است كه در كشور مي‌تواند اين اجازه را بدهد، اين مركز يك اختيارات قانوني دارد اما اگر اختيارات لازم را دولت يا وزارتخانه به اينجا نداده، او نمي‌تواند عهده‌دار اين كار بشود. طرف مي‌تواند آثارش را برود جاي ديگر عرضه و ثبت و اجرا كند. بستگي دارد قانون چگونه برايش تعريف كرده باشد.

ادامه دارد

 

» نسخه قابل چاپ     » ارسال صفحه برای دوستان

 

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 15680620