خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » مجلات

 

فصلی از منظومه دیوان خدا

میراحمد میراحسان

 

اشاره:

سرچشمة آبي و سرچشمة آب
آبي رويداد صحراترين صحرا
آبي‌ا‌ي پيشگفتار‌ِ چشمباران طاهرة همة آسمانها و زمينها
در رويداد صحراترين صحرا
همان مادر آوانيوش خاندان ديگر‌وار ديگر كام
همان ساراي آن ساراي چشمسار و هاجر
داناي سرنوشت در بطن خويش
پيامبر و پيامبركار
پذيرفتار و پيماندار
رفتار آبي بر خارستاني كه فرو رفت در دل خواهد و
آب دارد و آبدارست دل خونبار
و آبي
آسماني‌است او
كه نوشيد زان حسن و ننوشيد ماه
آه‌ ام‌ابيها
پرپرگشتم درين بي‌پيامبران و تو را يافتم
در همين تاريك روشن‌ِ ز دود انجاميدم
تو را در تاريكي روشنايي‌ام!
تو را
يافتم
پس از مراهاي مرا بي‌تو كرده بودي
«راي» مرا
بي‌كرده بودي تو
‍[غريب را دل سرگشته
با وطن باشد]
ربايش جبروت طنين‌انداز
در امشب ناسوت من
طيف پوشيدة لاهوت
باز
رو به شب ملكوت من
اين
در امشب ناسوت من
اين
گرايش دروني لبخند فيروزه
پشت آسماني اندود باز آسماني ديگر
زمينة نادل فرسود و نانابود‌ِ بود
باز
و باز مي‌گردم و گردباد باداباد مي‌گردم و
مي‌گروم
به كنون تو باز مي‌گردم
اي كه مراهاي مرا
مراي خويش كرده‌اي بي‌خويش كرده‌اي
بي‌مراي بي‌خويش كرده‌اي
اينسان كه بي‌گونه نهاده‌اي يك امشب
بر گونة دل من
بي‌گونة دل من
اي دل گلگونة من
اي دلگونة من
[شبي خوش‌است
بدين قصه‌اش دراز كنيد]
آري آري سپس‌ِ خونريزي
سپس اين خونخوار تاتار
گياهخوي دلداده خواهد شد كنار آه
نسيم مقدس آوا
با دو سه گلبرگ روشن خون به سينه سار
و مي‌گرايد
آوا
عشق چنين سرايت مي‌كند از تو
آه خداي من! ـ بيكران و نگران من‌ ـ‌
عشق چنين دلگير مي‌گرايد به تو
كه زخم مي‌خوري از خيزاب خارستان فروگون لن
و خونين شكيب مي‌ورزي هربار
با آمين شعر
آن دو سه قطرة بازماندة وحي
بر سينه‌سار برگهاي فراسوي برگهاي بي‌تاب
از تابستان بيا بيا
[طر‌ّه را تاب مده تا ندهي بر بادم
چه مي‌زدايد مي‌انجامدست اين اين
دلتاي پر‌ّان
دمادم شبنمي دريا
خيزاب محو هوا
در بي‌كجاي شب رفته تا طيف
نزديك
بر سطح بازماندة مهتاب
آه من‌ِ من چه دور بودي
به سوي آه
سرشته يك‌ريشه
همدم شبنم اهل گل مجنون
دلخون
زادة همان ‌آب و همان خاك نخست
پيامبر نام
بي‌فرداي گيسوي برف
بي‌ديروز چنين زمان‌خوار
شكفتار كلمات تن‌ها
در كلمة تنها
فريفتار آن ديدار
غبار آن غياب
بر پيرهن حضور
خاكستر خاكسارم من
خار سرمست از با تو
دردي در خود فرو از بي‌تو

آيا اين خونخوار
سپس خونريزي و شنزار
گياه‌خوي تو خواهد شد؟
به سوي فرا
[زهي خجسته زماني كه يار بازآيد]
نسيم مقدس آوا
آواز نيلي پر
لب بستة ديگر لب آب
پيچك پرپرگمنام خو
لبالب نيلوفر
ماهوت گلبرگ و لاهوتگرا و تو
شنوده شدم آوازي ماهور و
فرا ريختم از زمينة دور
به سوي ملكوت صداي نزديك
به سوي بلي بلي‌ي نهان رگبرگ كام‌روا
متن آبي يكدست يكدست خار سرمست و
همدم گياه فراهست
چشم در چشم و سربه‌دامان
سرشتة يك‌ريشه
همدم شبنم
اهل گل
مجنون دلخون
بي با فرداي گيسوي برف
با بي‌نگران‌ِ بر درگاه
در روان روح رايحه‌ها
پيامبر نام و
زادة همان‌ آب و همان خاك نخست
خاكاب نخست
[ساقيا برخيز و در ده جام را]
بير نيلوفر برهنه فر
برابر دلارام آسماني همان كوكب اكبر
مجمع‌الكواكب صد پر
و چه مي‌ساخت در پيچيدن بي‌آ‌رام گردباد شيري گردباد شيري
وقتي كه مي‌پيچد بر ساختار پيچك دلارام گردباد شيري
و كهكشان كهكشان دلبر بر بر
اين ساقه نازكاراي جاري من است
به سوي مأواي هوايي بي‌هواهاي ديگر
گرفت‌ِ گفت‌وگوي تو
سر مي‌گرفت‌‌ِ آفاق:
همسرايي انجمن انجم
خوشه‌هاي گل‌آذين سنبلة آسمان
پروين سيمين‌ آوا
در خواهران صورتهاي آسماني
دو ذنبهاي بر سوها
رها گيسوان ور هاله دنباله‌هاي تابان
سر به دنبال رامشگر
و گل مي‌گرفت سوسنبر
وير مي‌گرفتم من طيف آوا
خاكستر فرو
قطرة خوناب
مردم سياه
دستاني فرا
كامخواه ماه
و ديگر تو
آن خاري سرمستم بر ساق نيلوفرين آبي
خاري سرمستم من خاري سرمست
خارم سرمستم خار سرمست
خار و
سرمست و
خار
سرمست
نگران بر درگاه اينجا
راحاي روح رايحه‌هاست آنجا اكنون
چشم بر راه جهانبان‌است و
سر بر تراز جهان با‌نوست
‍[مست از مي و
ميخواران از نرگس مستش مست]
چه مي‌زدايد مي‌انجامدست اين اين
دلتاي پر‌ّا
دمپراكند آكندة دمادم شبنمي دريا آكند
خيز نگاه محو هوا
بي‌منتهاي تنهاي هاله
نزديك و به خود آي
دايرة واله ليلاي مجنون
مجنون ليلا
باله‌هاي لاله ليلاي ليالي واله
ليلايي آلاله
مجنوني بال بال پروانه
لالة روشن شنوا
جام سرخ گلبرگ‌ِ آواي خدا
[كه كس مباد چو من در پي خيال محال]
آه من‌ِ من چه بي‌دور بودي به سوي او
مدهوش‌ِ شب‌ِ بازمانده مست
كه نزديك مي‌نشاندت در بر‌ِ نزديك
مهبانگ سياهي‌ترين سياهي‌‌ا‌ي ناپذير
گسترش ابر آواي ستاره‌زاي دم نقطة رخشان
فروريز ابرهاي چشم

 

» نسخه قابل چاپ     » ارسال صفحه برای دوستان

 

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 53636524