خانه  |  فروشگاه  |  مجلات  | کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات

پدیدآورندگان  | محصولات  |  کتاب ریگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونیکی

ویژه نامه | حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » مجلات

کاربر: مهمان (خالی)

 

راز کدام شمع؟

 




اشاره:

سي‌رايت ميلز در كتاب «نقدي بر جامعه‌شناسي آمريكايي» مي‌گويد: هر كتاب را مي‌توان در يك جمله خلاصه كرد. خوشبختانه در مجموعة «راز شمع» خود گردآورنده، اين كتاب را در يك جمله خلاصه كرده است: مجموعه‌اي از ترانه‌ها و آوازهاي ماندگار به انضمام زندگي‌نامه، تصويرها، مقاله‌ها و ....... (شما فرض كنيد سه نقطه)

اصولاً وقتي يك كتاب يا اثر هنري به دستم مي‌رسد، اولين سؤالي كه به ذهنم متبادر مي‌شود اين است كه اگر اين اثر وجود نداشت چه مي‌شد؟ آيا وجودش چيزي به غناي فرهنگ اين مرز و بوم افزوده يا خير؟
و اين سؤال را من، با كسب اجازه از گردآورنده و شما خوانندة محترم در آخر اين گفتار پاسخ خواهم داد. كتاب با يك مقدمه از ناشر شروع شده و با مقدمه‌اي از گردآورنده ادامه پيدا مي‌كند. در اين مقدمه، آقاي زرگر ابتدا از نبود آرشيو موسيقي گله كرده‌اند و بعد به موضوع بيمارگونة تحقيق در حوزة موسيقي اشاره دارند و در آخر گفته‌اند كه يك‌ صد هزار ترانه!!! را مكتوب و شناسنامه‌دار كرده‌اند كه قرار است در قالب صد جلد كتاب تدوين شوند كه كاري است دشوار و طاقت‌فرسا كه به همان نسبت براي ايشان شيرين و لذت‌بخش است.
در صفحه 13 نوشته‌اي بدون امضا با عنوان «داريوش رفيعي» كه در بادي امر گمان مي‌رود به قلم خود گردآورنده باشد به چشم مي‌‌خورد ولي با تعجب مي‌خوانيم: «زمان تشييع و تدفين داريوش رفيعي، گورستان ظهير‌الدوله تا آن روز چنين جمعيتي را به خود نديده بود، هوا سرد بود و برف همچنان مي‌باريد و صدايي نجواكنان در گوشم مي‌پيچيد: رختخواب مرا مستانه بنداز/ تو پيچ پيچ ره ميخانه بنداز.
تاريخ تولد آقاي زرگر در فيپا 1341 ذكر شده يعني چهار سال بعد از فوت داريوش. و بدين طريق كاشف به عمل مي‌آيد كه اين صدا در گوش ايشان نجوا نشده است!! و معلوم نيست نويسندة مطلب چه كسي مي‌باشند.
در صفحه 21 مطلبي به قلم پرويز خطيبي، از كتاب خاطرات هنرمندان به چاپ رسيده. در آنجا مي‌خوانيم: «... جنازة داريوش را با ساعتها تأخير در كنار مزار «قمرالملوك وزيري» به خاك بسپارند.» قمر سال 1338 فوت شد و داريوش 1337. چطور مي‌شود داريوش را كنار مزار قمر دفن كرده باشند. اگرچه مرحوم خطيبي به علت كهولت و دوري از منابع دچار اين اشتباه شده‌اند. انتظار مي‌رفت مؤلف با جمله‌اي كوتاه اين لغزش را توضيح مي‌دادند! اين از وظايف يك محقق است.

ترانه ها و تصنیف ها

عنوان اين بخش مخدوش است؛ اگر ترانه‌ و تصنيف از نظر گردآورنده مجموعه معناي متفاوتي دارد چرا توضيح داده نشده كه كدام ترانه و كدام تصنيف است؛ اگر هر دو يك معنا دارد چرا از هم تفكيك شده‌اند. حتي در جدولي كه ارائه داده‌اند در ستون اول مطلع تصنيف ترانه و در ستون دوم نام ترانه ذكر شده و بدين ترتيب معلوم مي‌‌گردد مؤلف هنوز تكليف خود را با اين دو واژه روشن نكرده و خواننده نمي‌داند كه مفهوم اين دو از نظر گردآورنده چيست؟ و مهم‌تر اينكه خيلي از ضربيها ـ كه داريوش در خواندن اين فرم از موسيقي آوازي استاد بود ـ با تصنيف يكي گرفته شده و همه به يك نام خوانده شده‌اند.

عناوین ترانه ها

معلوم نيست مؤلف نام آثار را چگونه برگزيده‌اند. اصولاً چند منبع براي عنوان اثر مي‌تواند مرجوع واقع شوند. 1. برچسب صفحه‌هاي گرامافون. 2. جلد نوار كاست. 3. مجله‌هاي موسيقي. 4. مجموعه آثار ترانه‌سرايان. 5. و در آخر عنوان از مؤلف كه وقتي عنوان دقيق مشخص نباشد؛ مي‌شود فراز شروع، جملة تكرار و يا شهرت اثر در افواه مردم را ملاك قرار داد و عنواني براي آن در نظر گرفت و البته توضيح «عنوان از مؤلف است» را نبايد فراموش كرد.
در اين مجموعه بعضي عناوين آن‌قدر طولاني هستند كه شباهتي به نام اثر ندارند: آمد ز درم خنده به لب/ رختخواب مرا مستانه بنداز/ ساغرم خالي و دل پرخون است و ...
در صفحة 39 تصنيفي را با عنوان «از فراقت اي دوست» آورده‌اند. اين اثر مشهورـ كه بعدها در گلهاي رنگارنگ شمارة 235 با صداي استاد قوامي و تنظيم جواد معروفي هم ضبط شده است ـ در جلد نوارهاي داريوش كه در آخر كتاب هم اسكن شده عنوانش «مرگ عشاق» است ولي معلوم نيست به چه دليل اسم تصنيف را عوض كرده‌اند!
برچسب چهار صفحه در انتهاي كتاب، حاوي نام چهار تصنيف است كه دو عنوان آن «پيام عاشق» و «عاشق سرگردان» اصلاً در متن ديده نمي‌شود و يا شماره‌هاي 4، 20، 22، 24، 28، 36 و 46 اصلاً عنوان ندارند. معلوم مي‌شود نام تصنيفها به سليقة گردآورنده تغيير يافته و اين امري ناپسند است.

دستگاه

اهل موسيقي مي‌دانند كه عنوان دستگاه ـ‌ بنابه عللي كه از حوصلة اين مقال خارج است ـ تنها به هفت دستگاه اصلي اطلاق مي‌شود و آوازهاي فرعي و منشعب را با كلمة آواز و مايه اشاره مي‌كنند. به طور مثال: ماية افشاري و آواز دشتي. در سراسر كتاب به آوازهاي فرعي عنوان دستگاه اطلاق شده است.
در شناسنامه آثار مدت اجراي تصنيفها به دقت نوشته شده مثلاً: 27/7 و يا 36/5 ولي دستگاه آن ذكر نشده؛ معلوم مي‌شود گردآورنده اين آثار را ـ كه تعدادشان هم كم نيست‌ـ شنيده و دقيقاً تايم گرفته، ولي نمي‌داند در چه دستگاهي است!!! در برخي آثار ـ مثلاً ص 58 ـ نوشته‌اند دستگاه شور (دشتي). معلوم نيست اين اثر در نظر ايشان شور است يا دشتي و يا مركب و در برخي ديگر به اشتباه ذكر شده به طور نمونه آواز: «آن دوست كه عهد دوستداران بشكست»‌در دشتي است نه بيداد همايون.
تصنيف شمارة 19 كه بند آخر تصنيف شمارة 26 است به صورت جداگانه يكي را در دستگاه افشاري!!! و ديگري را دستگاه دشتي!!! نوشته‌اند كه البته هر دو در شهناز است. مگر اينكه اجراي ديگري داشته باشد كه لازم بود نت‌نويسي شود.

متن تصنیفها

از لغزشهاي فراوان متن تصنيفها كه نمي‌دانم آنها را اشتباه تايپي و يا اشتباه گردآورنده بخوانم مي‌گذرم.
در مورد تصنيف شمارة 20 ـ كه نام شاعر تصنيف باباطاهر قيد شده‌ـ بايد بگويم اين يك اثر بسيار معروف داريوش در سه‌گاه است كه با اين بيت شروع مي‌شود:
شب است و من شوق وصل تو را دارم
چه غافلم كز تو چشم وفا دارم
متأسفانه تمام متن با نقطه‌چين پر شده. معلوم نيست اين چه تصنيفي است.
در صفحه‌هاي 36، 41، 42 و ... كلمات عجيب و غريبي همچون:
آهاهاهاها يا هه‌هه‌هه داهه يا هه‌هه آها ـ هي‌هي واي ـ آخ هاهاها هه‌هه‌هه ـ آخ جان هي. ديده مي‌شوند گويا گردآورنده عزيز تلاش كرده‌اند تحريرها و غلتها را با فارسي بنويسند كه كاري است عبث. زيرا حدود 100 سال است كه در اين مملكت ن‍ُت مرسوم شده و اين آوازها را بايد نت مي‌نوشتند نه به اين صورت.

نتها

در آخر كتاب تنها ن‍ُت شش تصنيف بدون ذكر منبع آورده شده. حال صحبت من اين است اگر اين كتاب براي متخصصين است چرا تنها نت شش تصنيف آورده شده اگر براي خوانندگان عادي است چرا شناسنامه‌هاي اثر هيچ اطلاعات فني به خواننده نمي‌دهد؟ در اكثر تصنيفها حتي دستگاه تصنيف ذكر نشده كه علاقه‌مندان عادي وقتي تصنيف را گوش مي‌دهند لااقل بدانند در چه دستگاهي است. واقعاً مخاطب اثر معلوم نيست چه كسي است؛ اگر هدف تنها نوشتن متن تصنيفهاست كه هر كس پنج كلاس سواد داشته باشد مي‌تواند اين تصنيفها را در دفتري يادداشت كند.
حالا مي‌خواهم به سؤالي كه در اول اين نوشته بدون جواب مانده پاسخ دهم. به نظر مي‌رسد گردآورنده عزيز متخصص موسيقي نيستند و تنها در حد يك علاقه‌مند عادي دست به اين كارها مي‌زنند. اين‌گونه كارهاي فني را بهتر است كساني انجام دهند كه اشراف كامل به تاريخ و تئوري موسيقي داشته باشند تا علاوه بر بالا بردن سطح دانش علاقه‌مندان عادي، نوازندگان و متخصصان حرفه‌اي هم از آن بهره‌مند شوند.
در سرتاسر كتاب آقاي زرگر يك اظهار نظر فني و موسيقايي در مورد شيوه‌ خوانندگي و صداي داريوش رفيعي نكرده‌اند. اگر اين مجموعه هم به چاپ نمي‌رسيد چيز زيادي از دست نداده بوديم و با وجود آن هم نه تنها براي از «بين بردن خلأ صدها سالة ترانه‌هاي بي‌شناسنامه» قدمي برداشته نشده بلكه شكافي ديگر بر آن افزوده شده است. اين مجموعه از آشفتگي رنج مي‌برد و اين آشفتگي راه را بر يك نقد اصولي مي‌بندد.
ان‌شاءالله در آينده بتوانيم با مجموعه‌اي درخور شأنِ هنر داريوش رفيعي راز آن شمع خودسوخته را دريابيم.

 

» نسخه قابل چاپ     » ارسال صفحه برای دوستان

 

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 15679358