|
در ابتدا گوشه هائی از صدای افتخاری را گوش دهید:
☼ علیرضا افتخاری، بسیار كم مصاحبه میكند (میگویند اصلاً اهل مصاحبه نیست) و چیزی هم نمینویسد. او فقط میخواند و صدایش، محكمترین دلیل برای بودن اوست. صدای او ماندگارترین صدا در خاطره مردم در سالهای بعد از انقلاب است. اگر پیش از 1357 را در نظر بگیریم (كه دو سال پیش از آن، افتخاری در آزمون باربد نفر اول شده بود) و ملاك مقایسه را بین «صدا»های متعددی در نظر بگیریم كه هر كدام با ویژگیهای خودشان در میدان خوانندگی ظهور كردهاند، بدون اینكه بخواهیم به روش خطی و پلكانی (نفر اول، دوم، سوم...) به هنرمندان «نمره» بدهیم، باید قبول كنیم كه تواناییهای اجرایی علیرضا افتخاری مجموعهای است كه او را با هیچكس قابل مقایسه نمیكند و جایگاه خاص به او میبخشد. او این مسیر را در مدتی كمتر از بیست سال حضور مداوم در صحنه آواز پیموده و در زمانی كه كارخانه «خوانندهسازی» موسیقی ایران پركارتر از همیشه بوده است (هر كدام از این خوانندگان با همه ویژگیهای انحصاری و اختصاصی خود، با همدیگر قابل قیاس هستند و وجه مشترك بسیاری از آنها همان تقلید از استاد شجریان است چه قبول داشته باشند و چه با شدت آن را رد كنند.) افتخاری بهطور طبیعی از فشار سایه سنگین استاد بركنار مانده است. او از شهری برخاسته كه سنت آوازخوانی قوی داشته است و دارد، هنوز هم بهترین استاد ؟ آواز به سبك قدیم (استاد محمدطاهرپور) در همین شهر است، و سنت تكنوازی و جواب آواز نیز در آن به كمال است. (با وجود بزرگانی مثل استاد كسایی و استاد شهناز.)
☼ مشكل بتوان تواناییهای افتخاری در كار خود را در خوانندهای دیگر پیدا كرد. منظور از «توانایی» به قول قدیمیها فقط ششدانگ خواندن و چهچهه زدن نیست. در عصر وسایل پیشرفته ضبط و پخش، و در دورهای كه نود و چند درصد نیازهای موسیقایی مردم از طریق كالای صوتی تحصیل میشود نه از طریق اجرای زنده، این «توانا»ییهای فیزیكی كمتر به كار میآید. تسلّط افتخاری در خواندن سبكها و روشهای مختلف است و حتی موسیقی طبقات مختلف فرهنگی، نداشتهایم و نداریم خوانندهای كه هم بتواند ردیف استادش را خوب بخواند (البته اگر انگیزه و حوصله داشته باشد و تمرین كند)، هم مدل خوانندگان برنامه گلها را خوب از آب دربیاورد، هم ضربی و تصنیف قدیمی بخواند (نوار «آتش دل» با تنظیم استاد پایور را شنیدید)، هم از عهده ترانههای محلی خوب برآید و هم موسیقی مردمی را با همان لحن و لهجه حتی گیراتر و گرمتر از اصل ادا كند. درست مثل بازیگری منعطف آماده كه نقشهای متضاد و مختلفی را با مهارت اجرا میكند و خود را طوری به جای آنها میگذارد كه بیننده جریان زندگی و حضور را پشت این نقش «حس» كند. افتخاری در آواز چنین شخصیتی است. بازیگری به هزار چهره. ☼ علیرضا افتخاری در دورهای محبوبیت پیدا كرد كه تولید نوار كاست و سی.دی ـ كالاهای صوتی ـ به جای كنسرت و رادیو ـ تلویزیون، در زندگی هنرمند نقش و سهم مهم داشتند. این اقبال او بود كه هنرمندان معروف نسلهای قبل از او بهره زیادی از این پیشرفت فنآوری نداشتند. به بركت همین ما میتوانیم تقریباً به تمامی آثار او دسترسی داشته باشیم و هنرمند را بر اساس آثارش بشناسیم. در كارنامه هیچ خواننده دیگری در تاریخ آثار ضبط شده موسیقی ایران، این همه قطعات مختلف، متنوع، متفاوت با یكدیگر و متعلق به یك خواننده وجود ندارد. افتخاری به اندازه چندین نفر، خوانده و ضبط كرده است و كارنامهاش به طرز شگفتانگیزی «متنوع» است.
☼ بسیار شنیده و خواندهام كه به انتخابهای علیرضا افتخاری در خواندن فلان یا بهمان قطعات، ایراد میگیرند. ایراد داشتن و ایراد گرفتن، چیز عجیبی نیست و جزء جداناشدنی كار یك هنرمند است. اما تمامیت وجود هنرمند را نمیشود براساس ایرادهایش داوری كرد. به هر حال آنهایی كه اشكالات نخبهگرایانه بر خواندهها و نوارهای او میگیرند، نسبت به خریداران و هواداران آثارش در اقلیت هستند و خوب این اكثریت است كه تكلیف هنرمند را معلوم میكند. مهم این است كه خواننده با آنچه میخواند احساس همدلی و صمیمیت كند و در صدایش «حضور» داشته باشد. اگر افتخاری موفقیتهای زیادی داشته، بخشی را مدیون همین است وگرنه صدای گرم و قوی در خوانندگی همهچیز نیست. او بر سكویی ایستاده كه هیچكس نمیتواند كاری را به او تحمیل كند و اگر او قطعهای را میخواند، به هر حال در چارچوب سلیقههایش میگنجیده است. وانگهی، افتخاری ثابت كرده است كه برای هر نوع خواندن ـ حتی موسیقی پاپ بر پایه ملودیهای سنتی و محلی ـ قدرت و توانایی دارد. اگر شرایط اجرای آثار هنری و نخبهگرا، اعم از آهنگساز و اركستر آماده و ترانه خوب و آهنگنواز ممتاز و ... و تهیهكننده بافرهنگ، آماده باشد، باز هم افتخاری است كه برای خواندن آماده است به ؟؟ دیگران، با كلی «منم»زدنها و افكتهای روشنفكری برای پوشاندن عجز و ناتوانیشان وقتی پای كار پیش میآید، عملاً زه میزنند... بگذریم كه شرایط اجرای آن كارهای نخبهگرایانه در حال حاضر از لحاظ اجتماعی اصلاً مهیا نیست. برای مثال، میتوانید گوش كنید و مقایسه كنید آثار پنجسال گذشته استاد شجریان را با آثار دوره پایور و لطفی و مشكاتیان، و یا آثار فعلی شهرام ناظری را در مقایسه با «گل صد برگ» و «آتشی در نیستان» و یا «یادگار دوست»، و یا دو سه نوار آخر تعریف (غیر از «كردانه»)را در قیاس با «به یاد ظاهرزاده» (آخرین چاووش استاد محمدرضا لطفی)، كه نشان میدهند شرایط ایجاد اثر هنری و «دقیق كار شده» چقدر دشوارتر میشود و در این بین از خواننده هم شاید كاری ساخته نیست. زیرا اثر هنری را تنها هنرمند نمیسازد بلكه شرایط اجتماع است كه میسازد.
☼ یادم آمد از ملاقاتی كه چندین و چند سال پیش با آقای منوچهر معروفی (فرزند استاد جواد معروفی) داشتم و سخن از ؟ آثاری به میان آمد كه پدر ارجمندشان برای اركستر بزرگ و آواز تنظیم كرده بودند و تا حالا هم اجرا نشده است. پرسیدم چرا اینها اجرا نشدهاند؟ جواب دادند: پدرم دنبال یك صدای خوب و رسا میگشت و هر صدایی را نمیپسندید. پرسیدم: اگر الآن زنده بودند این كارها را به چه كسی میدادند كه بخواند؟ جواب دادند: افتخاری. فقط به علیرضا افتخاری. ▄ ▄ ▄
بیش از چهار سال است كه آمار فروش نوارهای موسیقی ایرانی، ارقام تأسفآوری را نشان میدهند؛ سرمایهگذاری برای تولید كاستهای موسیقی سنتی با مخاطره جدی مواجه شده است؛ خوانندگان هر كدام نرخهایی دارند مخصوص به خود، چه معقول و چه «نامعقول»، كمتر كسی هست كه نامش ضامن فروش نوار باشد. مثل سوپراستاری كه حضورش در فیلمی ـ چه مورد پسند میباشد ـ ضامن فروش فیلم است. علیرضا افتخاری نامی است كه گوشهای از این تجارت لرزان تولید و فروش نوار موسیقی سنتی را روی پا نگهداشته است؛ فرقی نمیكند قبول كنیم یا نكنیم. این دو مطلب، سال گذشته در روزنامه بانی فیلم چاپ شده بود. مطلب اول از یك دوست اهل موسیقی است كه متأسفانه چندی پیش مرحوم شد، و دومی بدون آدرس روی پاكت از مازندران به دفتر بانیفیلم رسیده بود. چاپ شده هر دوی اینها را آقای میرعلینقی در اختیارمان گذاشتهاند كه با كمی تغییر چاپ میشود. رامین دربندی
|

سرمایهگذاری برای تولید كاستهای موسیقی سنتی با مخاطره جدی مواجه شده است؛ خوانندگان هر كدام نرخهایی دارند مخصوص به خود، چه معقول و چه «نامعقول»، كمتر كسی هست كه نامش ضامن فروش نوار باشد

|