خانه  |  فروشگاه  |  مجلات  | کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات

پدیدآورندگان  | محصولات  |  کتاب ریگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونیکی

ویژه نامه | حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » مجلات

کاربر: مهمان (خالی)

 

فقر و فوتبال

محمدجواد میری

 

اشاره:


نزديكي هاي سالن، يك رديف درجه دار و سرباز نيروي انتظامي ايستاده اند. " سرباز براي چي آورده اند؟ "
به درب سالن كه مي رسم صداي راهنما به گوشم مي خورد" زودتر بفرماييد داخل تا جاي خوب گيرتون بياد. "
اما توي سالن آن قدر پر است كه بايد روي اولين صندلي خالي بنشيني. چشم كه به نور ضعيف سالن عادت مي‌كند، مهمانهايي كه مي آيند و رديف هاي اول مي نشينند، شناسايي مي شوند. از حميد داوود آبادي و محمد نوري زاد تا" نظام " بررهو" وفا " ي وفا ! مجري مقدمات را كه تمام مي كند، برادران نيروي انتظامي مي روند روي سن.پچپچه بالا مي گيرد. مراسم با اجراي سرود جمهوري اسلامي و موزيكي به يادبود فتح خرمشهر توسط گروه اركستر نيروي انتظامي آغاز مي شود.

مجري جملاتي را در مدح حماسه‌آفرينان سوم خرداد سرهم مي‌كند و نوبت را به كارگردان فيلم مي دهد.
كارگردان با تشويق حضار مي رود روي سن. تشكري از حضور حاضران و اين كه " اين كار را به چشم سياه مشق نگاه كنيد. سياه مشق كسي كه تازه راه افتاده و دارد ياد مي گيرد. و عيب هايش را به من بگوييد." وبي معطلي، فيلم اكران مي‌شود." كدام استقلال؟ كدام پيروزي؟"

فيلم "با تشكر از همه كساني كه در ساختن فيلم، ياري كرده اند، بوي‍ژه تماشاچيان مسابقات فوتبال" و " به ياد جان باختگان حادثه نوروز 84 " آغاز مي شود. نوروز هشتاد و چهار. بازي ايران و ژاپن. بچه هايي كه در راه استاديوم آزادي غرق شادي اند." شما قرمزيد يا آبي؟ " بعضي ها قرمزند. بعضي ها آبي.و بعضي ها " ايران . فقط ايران. " و از همين جا ماجرا آغاز مي شود:دعوا بر سر آبي و قرمز. و اتحاد بر سر ايران در برابر ژاپن.
بازي تمام مي شود و دوربين به سمت بهشت زهرا مي رود: مراسم تدفين جان باختگان استاديوم. و گلايه بستگان آنها كه"يك نفر نيامد از ما حال بپرسد. " و نتيجه اين كه" توي هر جنگي، قربانيان زود فراموشدمي شن."

" جنگ بين چپ و راست، آبي و قرمز، ... اما فقط يك جنگه كه واقعيت داره:جنگ فقر و غنا "
و اين گفتار كمي تا قسمتي تصنعي - كه با صداي بازيگر كمي تا قسمتي تصنعي فيلم است - زمينه را آماده مي كند براي رفتن سر اصل مطلب. " قديما، گلادياتوراي فقير مي جنگيدند تا ثروتمندا لذت ببرند، حالا لژيونرايمايه دار با هم مسابقه مي دن تا بچه فقيرا سرگرم باشند. "
دوربين صحنه هاي جذابي از شيفتگي مردم به فوتبال و جنگ قرمز و آبي را نشان مي دهد. صحنه هايي كه مي تواند كل سالن را به خنده وادارد. مثل حمامي كه براي رعايت حال مشتريان، لنگ آبي هم دارد. يا پيرزني كه بعد از پيروزي ايران مي رقصد. يا نوجوانهايي كه با شور و هيجان، از عشق خود به" سلطان علي پروين " مي گويند. اما در حاشيه اين شيفتگي ، صحنه هاي ديگري هم هست. صحنه هايي شبيه تصويرسازي هاي مرتضي اميري اسفندقه در شعر" كدام استقلال؟ كدام پيروزي؟ "

پيرزني كه با دست هاي چروكيده ساندويچ درست مي كند تا هر كدام صد تومن در حاشيه استاديوم فروخته شود. بچه هايي كه با شلوارهاي كهنه و كفشهاي پاره صف كشيده اند تا سلطان و فوتباليست هاي محبوبشان به محل تمرين بيايندو از ماشين آخرين سيستمشان پياده شوندو در راه امضايي به آنها بدهند. و دختر گنگي كه با پدرش در حاشيه استاديوم" مانتوي مد مي پوشه / تا كه آدامس بفروشه " .و از آن طرف، ستاره هاي قرمز و آبي كه" توي زمين با هم رقابت مي كنند، اما دعوا كه ندارند. بيرون زمين با هم دوستند، فاميلند...
مثلاً توي مجلس هم نميشه همه راي مثبت بدن كه ؛ بايد هم راي مثبت باشه، هم راي منفي، كه هيجانش حفظ بشه."

نود دقيقه بازي. نود دقيقه تشويق و هياهو. نود دقيقه اضطراب و دلهره. نود دقيقه اشك و خشم. نود دقيقه شور و شيپور. نود دقيقه فيلم تمام مي شود بدون آنكه احساس كني زمان زيادي گذشته. حالا دومين مستند ده نمكي را ديده اي. اين بار، اكشن، هيجان انگيز و كمي تا قسمتي طنز؛ البته طنزي تلخ. اگرچه بازيگر و نريشن ها در دل فيلم ننشسته اندو اگر چه فيلم همزمان خواسته هم يادبود باشد، هم مستند، هم نمادين و ... اما آن قدر خوب از آب درآمده كه با ساير حضار حاضر در سالن، از ته دل برايش كف بزني.
يگ ساعت بعد، برنامه" ياردوازدهم " تلويزيون در تب و تاب جام جهاني، باز توي مغزت سوت مي كشد كه "كدام استقلال؟كدام پيروزي؟ "

 

» نسخه قابل چاپ     » ارسال صفحه برای دوستان

 

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 15681249