خانه  |  فروشگاه  |  مجلات  | کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات

پدیدآورندگان  | محصولات  |  کتاب ریگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونیکی

ویژه نامه | حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » مجلات

کاربر: مهمان (خالی)

 

گامی نو در تاریخ نویسی

 

اشاره:



دايره‌المعارف‌نويسي از مهمترين و جديترين كارهاي تحقيقي است به همين خاطر بسياري از كشورها كارهاي اينچنيني خود را در سطح ملي مي‌بينند و كار مي‌كنند. چندي پيش توسط انتشارات سوره مهر دائره‌المعارف انقلاب اسلامي براي نوجوانان روانه بازار نشرشد. اين موضوع بهانه‌اي شد كه با دو تن از عوامل و گردآورندگان به همراه يك منتقد (آقاي كوشكي) به نقد و بررسي و معرفي آن بپردازيم. به ويژه آنكه مدتها بود جاي خالي چنين كاري براي مخاطبان كودك و نوجوان احساس مي‌شد.


عليان‌نژاد: ... قرار بر اين بود، سال 79، نگارش اين دايره المعارف شروع شود. ابتدا شورايي پنج نفره براي انتخاب مداخل تشكيل شد. در ابتدا بر آن بوديم تا مداخل مربوط به انقلاب اسلامي را طي دوره زماني 40 تا 57، مثل حوادث، اماكن، اشخاص، مفاهيم و موضوعات مختلف شناسايي كنيم. پس از چند جلسه پي برديم اگر تنها اين مداخل را انتخاب كنيم، اكثرا‌ً مداخل جنبه سياسي پيدا مي‌كند كه شايد در حوصله نوجوانان و جوانان نگنجد. لذا يك‌سري مداخل ديگر را هم اضافه كرديم كه در مورد موضوعات مختلف مربوط به جهان اسلام، مفاخر ادب و هنر ايران و موضوعات تاريخي هم باشد تا لطافتي به كار داده باشيم. آن مداخل مربوط به سالهاي 40 تا 57 نبود. اگر دقت كنيد حدود 75 درصد مداخل مربوط به سالهاي 40 تا 57 است و 25 درصد باقي‌مانده مربوط به اين دوره تاريخي نيست. در زمينه دفاع مقدس، ما موارد شاخص مربوط به آن را در دايره المعارف گنجانديم؛ يعني از بسياري از شهداي دفاع مقدس يا شهرها صرف نظر شده است. دفاع مقدس، دايره‌المعارف جداگانه‌اي را براي اين موضوعات مي‌طلبد. ما براي تعيين شاخصها، معمولاً براي نامگذاري مجموعه‌مان از فرهنگستان زبان و ادبيات فارسي استعلام مي‌كرديم. مقدمه‌اي از اين كار را برايشان فرستاديم. آنها اسمهايي را براي عنوان اصلي كتاب پيشنهاد دادند؛ مثل عنوان «40 تا 57». اما چون موضوعات ديگري هم در اين مداخل آورده بوديم گفتند توضيح اضافه‌اي به آن عنوان اصلي اضافه كنيم كه عنوان فرعي‌اش هم باشد: «آشنايي با اسلام و انقلاب اسلامي» يا «آشنايي با اسلام و تاريخ اسلام». ولي ما تصميم گرفتيم عنوان آن را «دايره المعارف انقلاب اسلامي» بگذاريم ولي در مقدمه توضيح داديم كه علاوه بر آن مداخل، مداخلي از جهان اسلام و موارد ديگر نيز گنجانده شده است. ما، پيش از اين، براي «فرهنگ ناموران» نيز اسم واحدمان، يعني «فرهنگ رجال معاصر» را انتخاب كرده بوديم. در آن زمان، باز هم از دوستان استعلام كرديم و آنها هم «فرهنگ ناموران»‌ را پيشنهاد كردند. در مورد روزشمار انقلاب اسلامي، نيز چون به صورت گزارش بود مي‌خواستيم نام آن را «روزنامه انقلاب اسلامي» بگذاريم. اما با روزنامه بني‌صدر هم‌نام بود. لذا ما «روزشمار انقلاب اسلامي» را انتخاب كرديم. درباره چگونگي انتخاب مداخل، منبع اصلي ما براي انتخاب آنها قبل از تشكيل جلسات و پيشنهادات دوستان، كتابهاي مربوط به تاريخ معاصر بود و ما از فهرست ا‌َعلام آنها استفاده مي‌كرديم. مثلا‌ً فهرست ا‌َعلام دويست سيصد كتاب در مورد تاريخ معاصر را جداگانه استخراج و الفبايي مي‌كرديم. منبع ديگرمان، نظرات دوستان كارشناسي بود كه در طي ده پانزده سال اخير در دفتر يا خارج از دفتر، در اين باره كار كرده بودند و پيشنهاداتي داشتند. در آن شوراي پنج نفره، هر يك از اين دوستان درباره فهرستي كه انتخاب كرده بوديم، نظر و استدلالهاي خود را مطرح مي‌كردند و سپس رأي‌گيري مي‌شد و هر مدخلي كه رأي اكثريت را مي‌آورد به عنوان مدخل انتخاب مي‌شد.
پس از انتخاب مداخل، نگارش آنها آغاز شد. ما مي‌خواستيم مثل «فرهنگ ناموران»، براي نگارش شيوه‌نامه‌اي داشته باشيم. ولي ديديم موضوعات ما شامل ده پانزده موضوع مختلف است كه بايد براي هر يك از آنها، يك شيوه‌نامه تهيه كنيم. عملا‌ً از آنجا كه تهيه شيوه‌نامه براي اين مداخل ممكن نبود، از شيوه‌نامه صرف‌نظر كرديم و از نظرات و مقالات دوستان در شوراي دايره المعارف، استفاده كرديم. معمولا‌ً در اين مقالات سعي بر اين است كه همسان‌سازي شود و مطالب براي جوانان، به نوعي روان، ساده و قابل ‌فهم باشد. مقالاتي هم كه دوستان مي‌نويسند در آن شورا بررسي مي‌شود. معمولا‌ً قبل از بررسي در شورا، آقاي بهبودي كل اين مقالات را مي‌خواند. اصلاحاتي كلي از نظر يك‌نواختي متن با ساير مقالات انجام مي‌داد. اشكالات مطرح‌شده با نويسنده هر مقاله كنترل مي‌شد.

كوشكي: چاپ اين كار چند نكته مثبت داشت. معمولا‌ً در عرصه‌هايي كه كارهاي پژوهشي مي‌كنند مخاطب كودك و نوجوان را خيلي جدي نمي‌گيرند. اگر واقعا‌ً كار با اين دقت صورت گرفته باشد يعني كار كوچكي تلقي نشده باشد نكته مثبتي است. كار براي مخاطب كودك و نوجوان خيلي مهم است؛ آن هم كودك و نوجوان امروزي؛ نوجواني كه تقريبا‌ً حوصله خواندن ندارد و بيشتر معلوماتش را بصري كسب مي‌كند. لااقل سنگيني كار درك شده و اين نكتة مثبتي است كه ما در حوزة پژوهشي كمتر مي‌بينيم. الان اگر بچه‌هاي دبيرستان يا حتي ترم 1 و 2 دانشگاه، بخواهند كاري انجام دهند، تقريبا‌ً چيزي در دسترسشان نيست. چون الان ده سال است كه در دانشگاه درس مي‌دهم مي‌بينم بچه‌هاي دانشجو چه در علوم انساني، چه در رشته‌هاي ديگر، دستشان خالي است. اين خلئي جدي بود تا اينكه دوستان زحمت كشيدند و كاري را انجام دادند. نكته مثبت ديگر اين كار اين است كه اين اثر تقريبا‌ً به موقع چاپ شده است. يعني ممكن بود مثل بقيه موارد كه در حوزه فرهنگ جمهوري اسلامي اتفاق مي‌افتد نوش‌داروي بعد از مرگ سهراب مي‌شد! يعني آقاي لاجوردي دايره المعارف را در بنياد خودش چاپ مي‌كرد، ترجمه مي‌شد، بعد ما به اين فكر مي‌‌افتاديم كه بياييم آن را خنثي كنيم و ايرادهايش را بگيريم و خودمان آن را چاپ كنيم. بحث بعدي دو قسمت دارد؛ يكي بحث روش نگارش و به تعبيري متدلوژي كار و ديگر بحث محتوايي. به هر حال، دوستاني كه در آن مركز هستند صبغة فرهنگي دارند و مي‌دانند براي مخاطب نوجوان بايد از هر لحاظ كاري خاص انجام داد؛ از لحاظ گرافيك، تصوير و حتي طرح روي جلد. اينها موارد خوبي بوده كه به دقت رعايت شده است

عليان‌نژاد: قبل از نهايي شدن طرح، ما تهيه طرح را به شخصي داده بوديم. در مراحل پاياني چون نتوانست نظر دفتر را تأمين كند به طور كامل رد شد و حدود دو سال كار چاپ عقب افتاد، چون مي‌خواستيم طرحي باشد كه جوانان را جذب كند.

كوشكي: در بخش فني هم به خوبي دقت شده است. قطعا‌ً، هر كاري مي‌تواند بهتر از آنچه كه هست باشد ولي في‌نفسه در اين كار دقت شده است و حوصله و ظرفيت مخاطب مخصوصا‌ً از لحاظ مصور بودنش مورد توجه قرار گرفته است. خيلي از موارد ارزش اين كار را بيشتر مي‌كند. اينكه شما به واسطة نوع كارتان ممكن است به تصوير كسي يا حادثه‌اي دسترسي داشته باشيد كه بقيه نداشته باشند در اين زمينه سعي شود از نايابها استفاده شود.

عليان‌نژاد: به‌طور نمونه، براي تهيه تصوير نوجواني امام خميني (ره) از منابع خارجي استفاده كرديم يا تصوير حضرت ابراهيم را از اثر رامبراند پيدا كرديم.

كوشكي: مي‌خواهم بگويم اين هم نكتة مثبتي براي كار محسوب مي‌شود. ولي يك بخشهايي هم هست كه شما توضيح داديد براي لطافت كار اضافه شده آن بخشهايي كه به جهان اسلام مرتبط است. به هر حال، ما اين اثر را به عنوان يك اثر علمي مد‌ّ نظر مي‌گيريم. يك اثر علمي يا بايد عنوانش‌ دقيق باشد يا بايد محتوا با عنوان سازگاري داشته باشد. چون مثلا‌ً يك كتاب ادبي مي‌تواند هر عنواني داشته باشد ولي در مورد دايره المعارف قضيه فرق مي‌كند. دايره المعارف به عنوان وزين‌ترين اثر علمي در حوزة علوم انساني محسوب مي‌شود. عنوان اين دايره المعارف مي‌توانست به فرض، «مفاهيم جهان اسلام و انقلاب اسلامي» باشد يا «دايره المعارف ايران و انقلاب اسلامي». در واقع هر دبيرستاني سراغ آن نمي‌رود. قطعا‌ً در رابطه با عنوان كتاب اين سؤال برايش پيش مي‌آيد و توضيح شما هم خيلي قانع‌كننده به نظر نمي‌رسد كه مثلا‌ً مفاهيمي مثل اپك را كه مثال مي‌زنم ممكن است به نحوي در ارتباط با انقلاب اسلامي باشد! محسن هشترودي، نه به جهان اسلام مربوط مي‌شود نه به انقلاب اسلامي! مگر اينكه بگوييم ايراني بوده. اگر ايراني بودن ملاك است، دانشمند ايراني كم نداشتيم، پس حالا چرا اين را انتخاب كرده‌ايد؟ يا مثلا‌ً فرض كنيد شما نشريه توفيق را انتخاب كرده‌ايد. درست است نشريه توفيق قدري از ساير نشريات مشهورتر است اما ما نشريه مشهور هم كم نداشتيم؛ من بعضي از موارد غير مرتبط را سريع نام مي‌برم: آتاتورك، آژانس يهود، استالين، ابراهيم خليل‌الله، ويتنام، اقبال لاهوري، هيتلر. اينها نه به ايران مربوط است، نه به جهان اسلام، نه به انقلاب. اين يكي را ديگر نمي‌توان به هيچ طريقي پذيرفت. من يا مخاطب نوجوان و جوان مي‌گويد محسن هشترودي را بپذيريم، اپك را به خاطر تحولات نفت و... بپذيريم، اين يكي را با چه عنواني بپذيريم؟

فيض: اينها جزء مفاخر بوده‌اند.

كوشكي: اگر محمدتقي بهار جزء مفاخر است، چرا كس ديگر نيست. حالا سعدي به خاطر شهرتش قدري پذيرفتني است. اما همان طور كه گفتم اشكال اصلي همچنان پابرجاست كه عنوان، مطلب را محصور مي‌كند چون اين كتاب، علمي است و يك كتاب عادي نيست. چرچيل چه نسبتي مي‌تواند داشته باشد؟! موزه جواهرات ملي، مصدق، پروين اعتصامي، حافظ شيرازي، نشريه تهران مصور، يزيد، ميرزاي ناييني، نماز، 29 اسفند 1329، نهضت جنگل، جنگ جهاني اول و دوم، انقلاب الجزاير، اعلامية جهاني حقوق بشر، حضرت نوح، جميله بوپاشا، جمال عبدالناصر، سرود اي ايران، اقليتهاي ديني، اميركبير، لغت‌نامه دهخدا (حتي خود دهخدا نيست، لغت‌نامه دهخداست) بحث مغول، لنين، مكه، ملاصدرا، ميدان توپخانه، فردوسي، عيد فطر، معاويه، مدينه، عيد نوروز، عيد غدير، عيد قربان، عيسي مسيح، ميرزا كوچك خان، دانشگاه الازهر، چگوارا، دايرة‌المعارف بزرگ اسلام، موزة ايران باستان، اينها چه نسبتي با عنوان كتاب و موضوع آن دارند؟! اين گونه مفاهيم ذهن نوجوان را درگير مي‌كند كه بالاخره چگونه بين بعضي از اينها ارتباط برقرار كند! به هيچ طريقي، يا به تعبيري رايج، لايتچسبك! نه به ايران برمي‌گردد نه به اسلام، نه حتي تاريخ اسلام است. بعضي از اين موارد هم هستند كه اهميت درجه دو دارند يعني يك نوع ارتباط بين اين مداخل با انقلاب اسلامي هست ولي درجه دو است. حالا ما مي‌گوييم اگر اين درجه دو آمده پس چرا آن درجه دو نيامده. ملاك برتري‌اش چيست؟ مثلا‌ً دانشگاه آذرآبادگان به خاطر ارتباط خاص آن در دايره المعارف ذكر شده است. يعني چون دانشجويان فعالي داشته‌اند و حتي يك كتاب هم مفصلا‌ً درباره علمكرد آنها چاپ شده است. ولي فرض كنيد دانشگاه شيراز در آن زمان خيلي فعال بوده، ولي از دانشگاه شيراز بحثي به ميان نيامده است! من احساس مي‌كنم دوستان به خاطر سنخيتهايي كه با بعضي از موارد داشته‌اند آنها را مهم تلقي كرده‌اند و در ساير موارد چون شايد اطلاعاتي نبوده يا سنخيتي نبوده، آنها را حذف كرده‌اند. مثلا‌ً در توضيحات شهر بافت چيز خيلي خاصي نمي‌بينيم يا بندر لنگه، بيشتر محل تبعيد بوده، سراوان خيلي تبعيدگاه تاپي بوده ما تبعيدگاههاي تيپيكال به قولي داشتيم، بندر لنگه يكي از آن تيپكالهاست. ولي بافت اين وسط چرا مورد توجه قرار گرفته معلوم نيست! بعد كشور انگليس يا جهانگير تفضلي از مقامات درباري است كه چون خاطراتش چاپ شده مورد توجه قرار گرفته. در واقع يك شخصيت درجه چهار درباري است و مدت كوتاهي سمتي داشته و بعد هم از گردونه قدرت خارج شده است. خيلي چهره‌هاي مهم‌تر از تفضلي مي‌توانست بيايد كه نيامده. مثلا‌ً شما هيروشيما به عنوان شهري كه بمباران شده آورده‌ايد ولي شهر سردشت تنها شهري است كه در دنيا مورد حمله شيميايي قرار گرفته و ايراني هم است و به دفاع مقدس هم مربوط است. به هر حال چون شما گفته‌ايد كه حوزه دفاع را هم پوشش مي‌دهيد، اگر قرار بود كه مدخلي بيايد، اولويت با سردشت بود نه با هيروشيما! اتفاقا‌ً راجع به سردشت هيچ اطلاعاتي وجود ندارد. در حالي كه در مورد هيروشيما اطلاعات به وفور يافت مي‌شود و اگر ما براي نوجوانان و جوانان ايراني دايره المعارف مي‌نويسيم اولويت اين است كه در مورد وطن خودشان بدانند تا حوزه‌هاي ديگر.
از سوي ديگر موارد مرتبطي كه مي‌توانست در دايره المعارف گنجانده شود اما نشده عبارت‌اند از: اسماعيل دقايقي، فرمانده لشكر 9 بدر، سيد احمد خميني، محمدباقر حكيم، 12 بهمن، شهر فاو، منطقه چزابه، منطقه فكه، شوش به عنوان شهر شهيدان گمنام كه يك مفهوم ساخته انقلاب اسلامي در جنگ بود، دادستاني انقلاب اسلامي، ناوچة پيكان، سكوي نفتي سلمان كه مهم‌ترين شاخصة حملة آمريكاست، سكوي سلمان از لحاظ هزينه‌هاي اقتصادي و مالي سنگين‌ترين ضربه را طي 25 سال از سوي آمريكا بر ما وارد كرده است، ناوچة سهند و سبلان كه دفاع از آن، قهرمانان ملي را آفريد و... كار دايره المعارف كار لطيفي نيست؛ هر چند كه براي كودكان باشد. لطافت دايره المعارف كودكانه مي‌تواند با سبك نگارش، مصور بودن، جملات كوتاه و ... حفظ شود يا حتي ريتم متفاوتي داشته باشد يعني مثلا‌ً داستاني باشد كما اينكه در نمونه‌هاي خارجي ـ گرچه نمي‌خواهم به آنها استناد كنم ـ كه براي كودكان نوشته مي‌شوند، ريتم داستاني به مقالات مي‌دهند. ما نمي‌توانيم بگوييم به دليل كم كردن خشونت يا خشك بودن، نمونه‌هايي را كه كاملا‌ً مرتبط بوده‌اند نياورده و در عوض نمونه‌هاي ديگري آورده شوند كه باعث لطافت كار شود! مثلا‌ً آنچه كه بسيار جاي تعجب دارد، نيامدن مطلبي درباره شهر دزفول است. در حالي كه شهرهايي كه اهميتشان در جنگ يا انقلاب كمتر از دزفول بوده است در دايره المعارف قيد شده‌اند. دزفول هم در انقلاب نقش فعالي داشته و هم شهر نمونه‌اي از نظر مقاومت مردمي بوده است. بيشترين ميزان موشكها به مردم اين شهر اصابت كرده است، يا مثلا‌ً مطلب درباره انور سادات وجود دارد ولي نام كسي مثل فتحي شقاقي كه به انقلاب اسلامي ارتباط بيشتري دارد، برده نشده است. فتحي شقاقي اولين كسي است كه در عالم عرب و اسلام، در آذر ماه سال 57، به اسم امام خميني (ره) كتاب مي‌نويسد و كتابش پنج بار تجديد چاپ مي‌شود و در مصر ناياب هم مي‌شود. مثلا‌ً از ميان كل كتابهاي شريعتي، فقط «آري اين چنين بود، برادر»، آمده در حالي كه اگر ملاك كودكانه بودن كتاب دكتر بوده «يك جلوش تا بي‌نهايت صفرها» خيلي به مذاق كودكان بيشتر خوش مي‌آمد! به هر حال آن مخاطب از شما مي‌پرسد چرا؟ چرا «آري اين چنين بود، برادر»، آمده؟ چرا كوير نيامده؟! چرا حسن و محبوبه آلادپوش آورده شده؟ آنها چه ويژگي خاصي داشتند كه مورد توجه قرار گرفته‌اند؟ اگر چريك بودنشان ملاك انتخاب بوده، ما كه از آنها افراد چريك‌تر داشتيم. اگر مسلمان بودنشان به معني عضويت در گروههاي مسلمان مطرح بوده، ما از اينها، مسلمان‌تر هم داشتيم! و اينها تازه شائبة ماركسيست بودن هم دارند! ولي مثلا‌ً ‌ مرضيه حديدچي دباغ يا طاهرة غيوران، از زناني بودند كه كاملا‌ً در جبهة اسلامي بودند و بيشتر از حسن و محبوبه هم شكنجه شدند و سابقة كار مبارزاتي‌شان خيلي بيشتر بوده، اما آنها آورده نشده‌اند.

عليان‌نژاد: بار اصلي دايره المعارف در گزينش مدخل است. انتخاب مدخل، بخش اعظم دايره المعارف محسوب مي‌شود.

كوشكي: گروه ابوذر متشكل از نوجوانان و جواناني بوده است كه سن ارشدشان در حد ديپلم بود. اينان در شهر نهاوند، يك گروه دانش‌آموزي تشكيل مي‌دهند به اسم گروه ابوذر. پس از گذشت يك سال از فعاليت اين گروه، ساواك شاه مستأصل مي‌شود و جالب است بچه‌هاي 14 و 16 ساله را دستگير مي‌كند و پنج نفر آنها را تيرباران مي‌كند. اين گروه هم در حوزه انقلاب و هم در حوزه نوجوانان و جوانان جاي مي‌گيرد در حالي كه در مورد اينها، هيچ اطلاعاتي وجود ندارد. اينها خيلي محق‌تر بودند كه بيايند تا فرض كنيد دكتر محمود حسابي يا حتي ويتنام. از اين موارد زياد است.

فيض: با تشكر از آقاي كوشكي كه فتح‌ بابي شد تا به نوعي كار دايره المعارف انقلاب اسلامي در سوره منعكس بشود. بحث اينكه دايره المعارف چه جايگاهي دارد، كاملا‌ً روشن است و موضوع جلسة ما هم نيست. اما موضوع نوع مدخل‌گزيني و كارآمدي و كارآيي اين دايرة‌المعارف است. فكر مي‌كنم قدري بيش از آنچه در مقدمه آمده، بايد گفته مي‌شد. اولا‌ پس از پيروزي انقلاب تا كنون دايرة‌المعارف در حوزه انقلاب اسلامي نوشته نشده يعني اصلا‌ً توليد نشده و اين خلأ همچنان وجود دارد.
تهيه اين دايرة‌المعارف مي‌تواند فتح بابي باشد براي دوستان ديگري كه در اين زمينه كار مي‌كنند تا بتوانند از آن به عنوان مقدمه‌اي براي كارهاي بزرگ‌تر و كارآمدتر استفاده كنند. در حوزة كودك و نوجوان و جوانان، يك كاري به عنوان «فرهنگ‌نامة انقلاب اسلامي» در كانون پرورش فكري انجام شد كه تقريبا‌ً كار مدخل‌گزيني و نگارش آن با كار اين دايره المعارف هم‌زمان شده بود و حتي از اينجا هم نظر‌خواهيهايي صورت گرفته بود. اين فرهنگنامه مجموعه‌اي است قابل تقدير ولي چيزي نيست كه مد‌ّ‌ نظر ما بوده و حتي نمي‌توانيم آن را مقدمة كار خودمان قرار بدهيم چون هم‌زمان انجام شده. نكتة ديگري كه در مدخل‌گزيني بيشتر مورد توجه بوده مربوط به وسعت انقلاب اسلامي است. به نظر ما، به جهت جهان‌شمولي كه در اوايل انقلاب مد‌ّ نظر بوده و ما معتقديم كه به هر حال، اسلام ديني است كه همه جا را فرا خواهد گرفت و انقلاب را مقدمة انقلاب امام مهدي (عج) مي‌دانيم، پس دايرة‌المعارف انقلاب اسلامي را هم نمي‌توانيم به يك مقطع زماني خاصي محدود بدانيم. به هر حال، هر چه هم عقب‌تر برويم جا دارد. منتهي به اين دليل كه بتوانيم طي يك ظرف زماني و مكاني كارمان را جمع كنيم، مجبور بوديم مقطعي خاص را مد‌ّ نظر قرار بدهيم. طي مقطع زماني 1340 تا كنون، سعي شده است از مشاهير و آن چيزهايي كه اشهر بوده استفاده شود؛ چه شخصيتهاي مثبت چه منفي. من نمي‌خواهم دقيقا‌ً مثبت و منفي به كار ببرم ولي به هر حال چيزي كه مي‌شود گفت انقلاب و ضد انقلاب، مرتبط و غير مرتبط، اعم از زمان و مكان. اگر شما كتابهاي تاريخي اين دوره را مطالعه كنيد، كتابهاي ادبي، روزنامه‌ها و شعارهاي دوره انقلاب را هم بررسي كنيد به اسامي متعددي برخورد مي‌كنيد كه در مقطع خاصي كاربرد مشخصي داشته‌اند يعني كاربردهايي كه به پيشبرد انقلاب كمك كرده است. مثلا‌ً، دورة ‌انقلاب عكس را مردم، به عنوان شعار به دست مي‌گرفتند. آن كسي كه به فرض، عكس دكتر مصدق را بلند كرده بود چه بسا نمي‌دانست كه عكس متعلق به كيست؟ يا زياد نسبت به او، به عنوان يك چهره مبارز سياسي، تعلق خاطري نداشتند؛ فقط چون دولت وقت با او مخالف بود عكس او را بلند مي‌كردند. اما وقتي عكس امام را بلند مي‌كردند او را مي‌شناختند. اما همه را كه نمي‌شناختند. شايد همه غير از قشر روشنفكر، شريعتي را نمي‌شناختند. ما مي‌خواهيم بگوييم كه آن مقطع تاريخي در حال فراموش شدن است و ما مي‌خواهيم جلوي اين فراموشي را بگيريم. ما مي‌خواهيم به نسلي كه در فضاي كنوني زندگي مي‌كند و با مسائل انقلاب و جنگ كمتر درگير است، بگوييم كه اگر خواستي با آن مقطع آشنا شوي مي‌تواني به اين مرجع هم رجوع كني. گرچه كامل نيست اما به عنوان يك دايره المعارف مي‌تواني به آن رجوع كني.

سعيدي: پس در آن مقطع زماني قرار نمي‌گيرد؟

فيض: چرا، قرار مي‌گيرد. دايره المعارف واجد يك‌سري ويژگيهايي است كه ما پيش‌تر آن ويژگيها را تعريف كرده بوديم. حالا اينكه چگونه بايد شعارهاي زيباي دوران انقلاب «ديو چو بيرون رود فرشته در آيد» را مطرح كنيم، بايد بگوييم كه اين شعار از كجا آمده است، اين ارتباطات است.
حتي شايد استالين را بتوان به نحوي ربط داد.
شما چرچيل را مثال زديد.

كوشكي: من گفتم چرچيل و استالين يا مثلا‌ً هيروشيما.

فيض: من مي‌خواهم بگويم كه يكي از منابع مدخل‌گزيني، همين كتابهاي تاريخي است كه مسائل يا اسامي كه در دورة انقلاب مطرح شده و زياد هم به گوش رسيده در آن منابع تاريخي مربوط به مبدأ انقلاب، زياد تكرار شده، از جمله همين روزشمار انقلاب اسلامي كه آقاي عليان توضيح دادند. ما به آن مدخل رجوع كرديم تا ببينيم كدام اسامي در آن زمان بيشتر تكرار شده است.
سپس اينها را گزينش كرديم و درباره آنها به بحث پرداختيم تا معلوم شود كه كدام بيايد و كدام نيايد. نتيجه آنكه، طبق استدلالهاي به عمل آمده، بعضيها پذيرفته شده، بعضيها پذيرفته نشدند. من نمي‌خواهم بگويم تمام مداخلي كه اينجا آمده صددرصد مرتبط هستند و آنهايي كه نيامده صددرصد بي‌ربط بوده‌اند. به هر حال ما يك طيفي را در نظر گرفتيم و از آن مداخل را در آورديم.

كوشكي: به هر حال، منظور اين است كه دايرة‌المعارف مستلزم يك منطق است. لطفا‌ً به طور اجمالي درباره اولويت‌بنديهايتان توضيح دهيد.

عليان‌نژاد: پيدا كردن منطق كار سختي است. ولي يك خط مشي را ملاك كار خود قرار مي‌دهيم و بر اساس آن ملاك گزينش مي‌كنيم. اما گاه، مفاهيم بسيار متفاوت و وسيع‌اند و انتخاب ملاك براي آنها كار سختي است.

كوشكي:اين مسئله براي من منتقد و مخاطب كودك سؤال ايجاد مي‌كند!

فيض: البته معتقد نيستم كه براي كودك سؤال ايجاد كند. اصلا‌ً كودك با هيچ يك از اين مفاهيم آشنايي ندارد. ضمن اينكه دايره المعارف كتابي نيست كه از اول تا آخرش را بخوانند، موردي مراجعه مي‌كنند. مسئله ديگري كه در نظر داشتيم اين بود كه اگر جواني كتاب تاريخ دورة دبيرستان را باز مي‌كند و به مواردي بر مي‌خورد، بتواند به اين دايره المعارف مراجعه كند. يعني توضيح كامل‌تري از آنچه كه در كتابهاي تاريخي‌شان آمده يا مي‌خواهند از آن استفاده كنند، ما در اينجا جمع كرده‌ايم. اگر فرض بفرماييد بيش از آنچه كه مورد نياز بوده است آورده شده، آن ديگر بحث جداگانه‌اي دارد. اما در باب مواردي كه كمتر در اين اثر آورده شده، دليل اين است كه به هر حال ما يك ليستي داشتيم كه اين ليست نتيجه حدودا‌ً هفتاد جلسه نشست براي مدخل‌گزيني است. در اين جلسات افراد مختلفي حضور داشتند كه از‌ آنها خواسته شده بود كه به اسامي اشخاص، گروهها و مكانهاي مختلف آن دوره تاريخي مراجعه و موارد مناسب را گردآوري كنند. بسياري از اسامي كه شما مي‌فرماييد در اين دايره المعارف وجود ندارد و شايد هم لازم بوده، نه همه اما بخشي از آنها مطرح شده ولي عمدة آن رأي نياورده است.

كوشكي: من مي‌گويم كه اسم اين كار را مي‌گذاشتيد دايرة‌المعارف «تاريخ ايران و جهان براي نوجوانان»، آن موقع ديگر تمام اين اشكالاتي كه بنده مي‌گرفتم مرتفع مي‌شد. شما مي‌گوييد من مي‌خواهم دايرة‌المعارفي داشته باشم كه مثلا‌ً وقتي يك نوجوان كتاب تاريخ مي‌خواند و در موردي كنجكاو است، به اين كتاب مراجعه كند و مثلا‌ً ببيند كه چرچيل، استالين، روزولت در فلان تاريخ در تهران كنفراسي داشتند. توقع من منتقد و خود آن دانش‌آموز و نوجواني كه سراغ اين كار مي‌آيد دقيقا‌ً معني‌دار است چون مي‌داند سراغ چي‌ آمده. ولي وقتي كه مي‌گوييد «انقلاب اسلامي» به هر حال بايد اولويت‌بنديهايي داشته باشيد. يعني همان طور كه دوستان گفتند، در ابتدا شما مقطع تاريخي انقلاب اسلامي را در نظر گرفته‌ايد كه منطق كاملا‌ً شفافي دارد. بعد گفتيد كه اشخاصي كه در روند انقلاب تأثير مثبت يا منفي داشتند در نظر گرفته‌ايد كه اين هم دقيقا‌ً منطقي است. يعني به تعبير شما انقلابيها و جبهة مخالف انقلابيها، كه باز هم منطقي است. اما يك بار و همان طور كه گفتيد براي تلطيف ماجرا و اين فضاي يك‌دست، مداخلي اضافه مي‌شود. از اينجاست كه مشكل شروع مي‌شود. شما بحث حجم را مطرح كرديد؛ اما من مي‌گويم اگر اين مداخل بي‌ارتباط كم مي‌شد آن وقت براي مداخل مرتبط فضاي لازم باز مي‌شد.

فيض: اين نكته‌اي كه شما مي‌فرماييد درست است، منتهي ما هيچ كدام از مداخل را بي‌ارتباط نمي‌دانيم! عرض كردم وقتي به كتابهاي تاريخي مراجعه كنيد اسامي استالين، چرچيل و يزيد را مي‌بينيد. يزيد را نمي‌توانيم از تاريخ خودمان حذف كنيم.

كوشكي: ولي محبوبه آلادپوش را مي‌توانيم!

فيض: اينها هم دليل دارد. ما يا بايد موردي بحث كنيم يا كلي. علت اين است كه نام اين دو شخصيت مبارز عنوان يكي از معروف‌ترين كتابهاي ديگر شريعتي است و به همين خاطر در نظر گرفته نشده است.

كوشكي: نمي‌دانم دانش‌آموزان، نوجوانان و حتي جوانان ما در زمان معاصر چند اسم حسن و محبوبه چه به عنوان كتاب، چه به عنوان چريك مجاهد خلق شنيده باشند. شما فرموديد به عنوان اشهر ديگر!

عليان‌نژاد: اشهر آن مقطع، نه اشهر الان! چون اشهر الان را بايد كنار بگذاريم.

كوشكي: اگر اشهر آن مقطع هم باشد باز هم بعضي از اينها در آن مقطع خيلي مشهور نبوده‌اند يعني از آنها مشهورتر هم داشتيم مثل اصغر بديع‌زادگان و حنيف‌نژاد كه در فضاي سالهاي 56 و 57 از حسن و محبوبه خيلي مشهورتر بودند. اين را قبول داريد؟

سعيدي: شدت اين انتقاد را مشخص كنيد.

كوشكي: درصد بگذارم؟ اين مسئله صد درصد مدخل‌گذاري را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد. منطق اولويت‌بندي مدخل‌يابي، به شدت مغشوش است. حال از آن 75 درصد مداخل‌ داراي ارتباط معني‌دار صرف ‌نظر مي‌كنيم و مي‌پذيريم كه منطقشان مشخص است و اين 25 درصد است كه باعث مي‌شود مخاطب مدخل‌يابي را مغشوش بداند.
باشد اشهر مصاديق آن دوره را مد‌‌ّ نظر قرار بدهيم. اگر كسي بخواهد در مورد انقلاب اسلامي تحقيقي انجام بدهد، وقتي كه به اسم مبارك ائمه معصومين (ع) در اين دايره المعارف برخورد كند، اين سؤال برايش به وجود مي‌آيد كه اينها براي چه اينجا هستند و دنبال ارتباطش مي‌گردد. اما وقتي كه دايره المعارف را باز مي‌كند مثلا‌‌ً مدخل خود انقلاب يا امام خميني يا بعضي از شعارهاي مردمي را انتخاب مي‌كند. مي‌بيند كه آن اسامي آنجا هم هست. پس مي‌تواند ارتباط اينها را پيدا كند.

كوشكي: ما مفاهيمي مثل تانك ذوالفقار و موشك شهاب را آورديم. اينها ديگر اشهر زمان فعلي ما هستند. اما بحثي به عنوان حوادث تركمن صحرا نيز مطرح است. اتفاقا‌ً در مقطع زماني اسفند 57 تا سال 58، يكي از اساسي‌ترين بحرانهاي انقلاب، بحران گنبد و تركمن‌صحرا بود. در مورد اينها هيچ مطلبي نيامده كه اتفاقا‌ً مخاطب امروزي ممكن است بخواهد بداند آن زمان چه خبر بوده. ولي مثلا‌ً تانك ذوالفقار يا موشك شهاب آمده كه حالا مرتبط هم هست، يا بحث خودكفايي و ... اما بحث منطق در اولويت‌بندي مطرح است.

فيض: من قبول دارم كه مشكلاتي در اين دايره المعارف وجود دارد و ما در كارمان مثل دايره المعارفهاي عمدة ديگر عمل نكرديم؛ بسياري از اين نكاتي را كه شما به آنها اشاره مي‌كنيد، آمده، اما شايد به عنوان مدخل نيست؛ بديع‌زادگان و ديگران... ما نخواستيم كه اسامي تكرار شود و به اين نتيجه رسيديم كه با توجه به منابع و مخاطب ما و با توجه به كل كار، بهتر است اين كار در دل يك مدخل ديگر قرار بگيرد. همه هم رأي دادند و ما اين كار را كرديم. يعني بخشي از آن مواردي كه به آنها اشاره كرديد، اين طوري شده و در دل مداخل ديگر گنجانده شده است.

كوشكي: مثلا‌ً شايد سردشت در مدخل شيمياييها است؟

فيض: حتما‌ً هست. چون آنجا بحث گسترده‌اي در مورد بمباران و سلاحهاي شيميايي مطرح شده است كه براي خود ما هم خيلي جالب بود چه برسد به نوجواني كه اصلا‌ً در آن مقطع تاريخي نبوده.

كوشكي: حتي اگر به اين صورت هم باشد، يك سؤال ديگر پيش مي‌آيد. به هر حال، مخاطب در مراجعه به دايره المعارف، به مدخل مراجعه مي‌كند يعني فهرست ابتدايي يا انتهايي كار را نگاه مي‌كند. مثلا‌‌ً وقتي تركمن‌صحرا يا حوادث گنبد يا سردشت را پيدا نمي‌كند نااميد مي‌شود مگر اينكه ما عنوان تركمن صحرا را بنويسيم بعد ارجاع بدهيم كه مثلا‌ً مراجعه شود به جلد سوم حوادث....

فيض: ما در جلد سوم يك بخش انتهايي خواهيم داشت كه اين بخش به نوعي واژه‌گزيني است. يك چنين بخشي را به اين مجموعه ملحق مي‌كنيم كه كل اين سه كتاب را در بر بگيرد. شما پيش از اين به اسامي فتحي شقاقي و انور سادات اشاره كرديد. انور سادات كه ديگر بحث ارتباطش با انقلاب ايران مشخص است و نمي‌شود منكر آن شد. اما فتحي شقاقي را هم مي‌پذيريم، اما فتحي شقاقي براي چه دوره‌اي است؟ خيليها هم در آن مقطع كتاب نوشتند اما آن موقع وي مطرح نبوده است.

كوشكي: معاصر پيش از اتفاق موشك شهاب بوده؟

عليان‌نژاد: بحث موشك شهاب با فتحي شقاقي متفاوت است. فتحي شقاقي براي آن طرف آب است، موشك شهاب براي خودمان! يعني مي‌خواهيم به نوعي توانمنديهاي خودمان را بعد از انقلاب، به رخ بكشيم.

كوشكي: پس جورج بوش چي؟!

عليان‌نژاد: منظور جورج بوش پدر است. بسياري از افراد حتي آنهايي هم كه هم سن و سال خود ما هستند، بعضي از نكات واضح انقلاب اسلامي را نمي‌دانند! از وقايع تاريخي انقلاب كه بسيار مبرهن هم هست اطلاع ندارند. ما چه توقعي داريم كه يك نوجوان بداند؟! ما مي‌خواهيم بگوييم كه آقاي نوجواني كه علاقه‌مند هستي ـ چون زوري كه نيست‌ ـ مي‌تواني در اين كتاب، چيزهايي پيدا بكني. نكتة ديگر اينكه مي‌گوييد آنها دارند آپولو هوا مي‌كنند ما داريم به حافظ مي‌نازيم. اين خيلي رايج شده. مي‌گويند پيشينة ما چيست؟ ما حافظ و سعدي داريم آنها كجا را گرفتند به كرة ماه رفتند؟! اصلا‌ً مقايسه اين دو با هم درست نيست.

كوشكي: من اعتراضي به اين موضوع ندارم كه چرا موشك شهاب يا مقوله خودكفايي آمده است من گفتم كه از لحاظ زماني با هم معاصر هستند.

فيض: عرض مي‌كنم فتحي شقاقي براي آن طرف آب است. خيليهاي ديگر هم هستند چون اگر آن را مي‌آورديم مي‌گفتند چرا آن يكي نيامده!

كوشكي: در حالي كه اولويت براي آن طرفيها هم مطرح نبوده چون آن طرف آبي هم زياد داريم...

عليان‌نژاد: بله داريم. باز تكرار مي‌كنم كه درباره مقطع تاريخي انقلاب هر چه بگوييم، باز بيشتر از آن را مي‌توانيم بياوريم. اگر چهار تا ديگر آورديم به خاطر تكمله است نه اينكه از دايره‌مان خارج شده‌ايم. موشك شهاب به عنوان يكي از توانمنديهاي انقلاب مطرح است.

كوشكي: ولي گروه ابوذر قطعا‌‌ً چون نوجوان‌ترين گروه چريكي است.

عليان‌نژاد: گروه ابوذر هم پيشنهاد شده بود اما رد شد. ما مداخل جلد دوم و سوم را كم كرديم ولي اين بسته شده و اعلام شده ولي مثلا‌ً در رابطه با مدخل جميله بوپاشا ديديم هيچ نسبتي نمي‌توانيم برقرار كنيم پس حذفش كرديم.
براي حذف مداخل براي اضافه كردن آنها هنوز از نظر دوستان استفاده مي‌كنيم.

كوشكي: در بحث تاريخ‌نگاري، همه ادعا مي‌كنند كه بايد بي‌طرف بود، اما واقعيت اين است كه هيچ تاريخ‌نگاري بي‌طرف نيست.

فيض: اما من به شما مي‌گويم كه دوستان ما اينجا جزء بي‌طرف‌ترين تاريخ‌نگارها هستند. اين بي‌طرفي آنها، گاهي ناخواسته بي‌طرفي منفي هم شده! اينجا حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي است، اين را فراموش نكنيد. در مورد بي‌طرفي، آدم احساس مي‌كند كه بين مثبت و منفي هيچ تفاوتي قائل نمي‌شود، با اينكه اينجا براي سازمان تبليغات اسلامي است اما افراد خيلي هم گرايشهاي مثبت ندارند.

كوشكي: من از تاريخي كه آقاي نجاتي نوشته عيب‌جويي نمي‌كنم كه مثلا‌ً چرا براي گروه اقليت، صد صفحه نوشته ولي براي گروه شهيد نواب صفوي سه صفحه نوشته؟! ايشان در حوزه ايدئولوژيكش عمل كرده است. ممكن است شما بگوييد علمي رفتار نكرده است. ولي من مي‌گويم شما كه اعتقاد داريد هيچ كس علمي رفتار نمي‌كند!

فيض: علمي عرض نكردم بي‌طرف گفتم.

كوشكي: حالا بي‌طرفي، به معني علمي هم هست. من مي‌گويم بهتر است بي‌طرفي با گرايش مثبت باشد به هر حال خاستگاه اين دايره المعارف نبايد فراموش شود. من اين را مي‌خواستم انتهاي كار بگويم اما حالا موضوعش پيش ‌آمد و گفتم.

فيض: البته من اين بحث را كه مطرح كردم مي‌خواستم بگويم كه ما اتفاقا‌ً قدري اين طرفي افتاده‌ايم. يعني درست مخالف نظريه شما! اگر قرار باشد يك كاري مورد توجه قرار بگيرد و حداقل به آن اعتنا بكنند، اين شائبه جانبداري را بايد از خودش دور كند. ما سعي داشتيم كه روي خط بي‌طرفي جلو برويم، به‌‌رغم اين كار ما وابسته به يك ارگان حكومتي هستيم و عنوان يا تيتر اسلامي هم داريم و بايد مصالح حكومت را هم در نظر بگيريم. ولي با همة اين احوال، سعيمان بر اين بوده كه روي جاده بي‌طرفي پيش برويم.

كوشكي: من مي‌خواهم حتي بگويم در اين زمينه نه تنها موفق نبوديد ـ اين برداشت من است ـ بلكه اين بي‌طرفي به اين سمت رفته كه امتيازي هم به طرف مقابل داده بشود؟ حال، مصاديق آن را خدمتتان عرض مي‌كنم.
در صفحه 188 آمده است كه مسجدالاقصي بر فراز تپه‌اي بنا شد كه روزي معبد سليمان بر آن بنا نهاده شده بود. اين بنا شدن مسجد‌الاقصي بر فراز تپة هيسل باور صهيونيستها است. حالا من نمي‌‌دانم شما از چه منبعي استفاده كرده‌ايد؟! يعني دقيقا‌ً آنها بر همين مبنا بيت‌المقدس را خالي مي‌كنند. اگر اين امر را درست بدانيم واقعا‌‌ً حق با آنهاست و بايد آن معبد را آزاد كرد. در حالي كه ما مي‌گوييم اين مسئله صحت ندارد.

عليان‌نژاد: من از چند جا كه پرسيدم گفتند هر دو روايت هست. البته ما آن موقع چنين دقتي را نكرديم. حتي با اتحاديه بين‌المللي و سازمانهاي غير دولتي كه فكر مي‌كنم دختر امام خميني (ره) هم مسئول آنجا هستند، تماس گرفتيم. هنوز جواب روشني به ما ندادند و در منابعي كه در ايران منتشر شده و دست صهيونيستها هم در كار نيست، اين نكته آمده است. به فرض هم كه اين اعتقاد آنها درست باشد، اما حقي به آنها داده نمي‌شود.

كوشكي: دقيقا‌ً مبناي تخريب مسجد‌الاقصي همين است.
بحث صفحه 209، از جمله مواردي است كه گفتم بي‌طرفي آن به قدري زياد شده كه منفي شده است. اين بحث مربوط به محسن پزشك‌پور است. شما محسن پزشك‌پور را كسي معرفي كرده‌ايد كه از حقانيت ايران در جنگ تحميلي دفاع كرده است.
اين بد نيست كه شما گفته‌ايد كه ايشان نماينده مجلس پهلوي در زمان شاه و هم‌زمان جزء سيستم بوده است. سيستمي كه عامل همه قتلها، فجايع، كشتارها و مفاسد بود. چون عضو آن سيستم بوده، لااقل بي‌طرفي بايد منصفانه باشد. يعني ايشان به‌رغم اينكه جزء سيستم دربار بوده، عضو مجلس هم بوده و كمك مي‌كرده. به تعبير امام صادق (ع) حتي كسي كه جوهر در دوات ستمگر و طاغوت مي‌ريزد، خود، منتسب به طاغوت است. براي ما باورهاي عقيدتي ملاك است. اينجا اصلا‌ً اين روي سكة منفي پزشك‌پور، ذكر نشده و تنها چهره مثبتي از ايشان ارائه شده است. به هر حال ايشان از رجال سياسي بوده و حتي اگر به ظاهر اينكه از ايران هم دفاع كرده و چندين بار تهديد به مرگ شده بوده به بهشت برود اين بي‌طرفي اشكال دارد. شما مي‌گوييد كه ايشان عضو فاسد پهلوي بود و در مقام نمايندگي مجلس نه در يك دوره بلكه در پيش از يك دوره فعاليت مي‌كرده است.

فيض: اينها شرح حال اين شخص است. حتي وقتي حزبش را منحل مي‌كند و به حزب رستاخيز مي‌پيوندد و سپس به مجلس مي‌رود نيز قيد شده است.

كوشكي: او را نكشته‌اند، مخصوصا‌ً آن قسمتي كه چند بار تهديد مي‌كنند. ممكن است من هم روزي چند بار تهديد به قتل بشوم، اينكه حالا خيلي اهميتي ندارد!
صفحه 178 دوستان آورده‌اند كه مجلس شوراي اسلامي در محل مجلس مشروطه برگزار مي‌شود اما درست اين است كه گفته شود در جوار محل مجلس مشروطه بوده است.

فيض: نكته‌اي را عرض كنم. آن زمان، آقاي ناطق ‌نوري اصرار داشتند كه محل مجلس را به محل مجلس مشروطه تغيير دهند. انتخاب اين جمله هم بر اساس نقل قول ايشان است.

كوشكي: با توجه به دقتي كه دوستان داشته‌اند، در صفحه 238 فرمودند كه تختي جزء چهره‌‌هايي بود كه مردم تصاوير او را در كنار عكس امام در دست مي‌گرفتند. نمي‌خواهم بگويم كه اين اتفاق نبوده، اما ببينيد كه براي معرفي تختي مي‌توانيم از گزاره‌هاي دقيق‌تري استفاده كنيم. واقعا‌ً در راهپيماييها، تصوير تختي بيشتر دست مردم بود يا تصوير دكتر شريعتي؟ مي‌توانستيم بگوييم در كنار تصاوير امام و دكتر شريعتي يا به تعبير شما دكتر مصدق. اين مسئله شائبه ايجاد مي‌كند، چون كسي كه اين را مي‌خواند چون اصلا‌ً آن حوادث را نديده احساس مي‌كند كه واقعا‌ً نكند تختي اين‌ قدر مهم بوده كه تصوير او را در دست مي‌گرفتند! البته تختي قهرماني بوده كه حتي مردم به او وجهه انقلابي دادند و شايعه خودكشي و اينكه او را كشته‌اند از مصاديق آن است. اما اينكه حالا واقعا‌ً عكس او در كنار عكس امام باشد. مي‌خواهد فراواني را برساند، كه البته اين طور نبوده. حتما‌ً خودتان در بحث انقلاب بوده‌ايد و ديده‌ايد.

عليان‌نژاد: اينجا قيد شده كه جزء چهره‌ها بوده. البته كه اصلا‌ً قابل مقايسه نيست.

كوشكي: بحث صفحه 199 در مورد معرفي پادگانها است. حادثه پادگان لويزان كار قشنگي است. بعد آنجا رقمها و تاريخهايي را زده‌ايد مبني بر اينكه حادثه در 25 آذر 57 رخ داده و طي آن 14 نفر كشته و 38 نفر مجروح شده‌اند. اما اصل مطلب اين است كه اين حادثه در 20 آذر رخ داده. 7 نفر كشته و 19 نفر نيز مجروح شده‌اند. من بر اساس گزارش سند و بولتن ارتش اين ارقام را مي‌گويم. چون اين بولتن محرمانه و ويژه خود ارتش است، رقم دقيق‌تر است.

عليان‌نژاد: منبع ما روزنامه‌هايي بوده كه بعد از اعتصاب چاپ شده است. اعلام اعداد و ارقام خيلي دقيق نيست.

كوشكي: بالاخره گزارشهاي ديگري هم هست. بحث ديگر هم اينكه متأسفانه، اسم مديران عمليات به غلط آمده است. اسماعيل سلامت‌بخش و اسم سرباز وظيفه هم كاملا‌ً غلط است.

عليان‌نژاد: ما با اين اسامي مشكل داشتيم. نهايتا‌ً يك نفر را فرستاديم تا قبور اين دو بزرگوار را پيدا كنند. تصاويري از قبرشان هم گرفتند. آخرين منبع ما سنگ قبر اين دو بود. وصيت‌نامه آنها را هم ديده‌ايم.

كوشكي: در صفحه 234 بخش تبعيد است كه در آن، تبعيد 14 ساله امام ـ كه تقريبا‌ً طولاني‌ترين تبعيد تاريخ ايران بوده ـ ذكر نشده، اما اگر مي‌آمد بد نبود. البته اين يك پيشنهاد است.
صفحه 252 در معرفي شهر تهران، شما نوشتيد شروع حمله موشكي سال 65 بوده در حالي كه سال 66 بود. حالا باز هم بايد تحقيق شود، شايد اين اختلاف به اين دليل است كه منابع من، منابع نظامي صرف بوده است. يك بحثي هم هست كه شايد سليقه‌اي باشد و جزء مواردي است كه غلط و درست ندارد؛ اينكه براي در امان ماندن از خطر موشكها، مردم و تعدادي از شهروندان تهراني به اطراف شهر پناه بردند و شهر را ترك كردند. اما اشاره‌اي نشده كه همين بخش از مردم، آن روزها زير موشك‌باران، در روز قدس راهپيمايي كردند، با اينكه تهديد شده بودند. اين نكته كه مردم تهران مقاومت كردند نيامده ولي حالا آن تعدادي كه رفتند آمده. به هر حال، وظيفه نويسندگان متعهد و منصف، حكايت قهرمانيهاي مردم است نه فرار مردم! من نمي‌گويم چرا آن فرار را آورديد، منتهي بايد گفته مي‌شد كه در كنار آناني كه تهران را ترك كردند، عده واقعا‌ً بيشتري ماندند و در روز قدس و 22 بهمن راهپيمايي كردند.

فيض: يك نكته‌اي راجع به خروج از تهران عرض كنم. اين اتفاق افتاده. در منابع محرمانه رسمي هم نشانه‌هايي وجود دارد. حتي در بحث انتخابات مجلس يا رياست‌جمهوري، پيشنهاد تعويق آن مطرح مي‌شود كه امام (ره) مخالفت مي‌كنند، يكي از دلايل، موشك‌باران و خالي بودن شهر تهران بوده است. ما در مداخل ديگري هم بحث قهرمانيها را داريم و به اين نكته اشاره شده كه بعضيها ماندند و راهپيمايي كردند.

كوشكي: بحث بعدي درباره صفحات 203 تا 209 است كه يك قدري به جنگ ايران و عراق، ماهيت ملي و قومي بخشيده است، يعني جنگ عراق عليه ايران يا جنگ مردم ايران عليه عراق. در اين زمينه، قطعا‌ً آقاي سرهنگي و بهبودي نسبت به بنده اوليٰ هستند كه بگويند اولا‌ً، اين جنگ عراق با ايران نبود، يا حتي جنگ مردم ايران با عراق هم نبود. جنگ مردم ما با دنيا بود! و به تعبير دقيق‌تر، دنيا پشت سر عراق بود، و ا‌ِل‍ّا عراق آن‌ قدر مهم نبود كه حالا ما روايت 13 كشوري كه بالاي چند هزار نفر از آنها اسير داشتيم به زبان آوريم. چه‌بسا، كشورهايي كه به قول خودشان، فقط در يك روز، وزير اقتصاد عراق، شش و نيم ميليارد بلاعوض از امارات و قطر و كويت پول جمع مي‌كند، اين تصور نباشد كه واقعا‌ً ما با عراق نجنگيديم.

عليان‌نژاد : اگر در مدخل دفاع مقدس كامل عنوان نشده، در لابه‌لاي مداخل ديگر آمده است.

كوشكي: فراموش نكنيم كه ممكن است كسي از اول تا آخر اين را نخواند و فقط يك مدخل را نگاه كند.

عليان‌نژاد: در مورد جنگ توضيحي بدهم. فكر مي‌كنم اگرچه اسم دايره المعارف را گذاشتيم، اما بر اين نكته واقفيم كه اگر انقلاب نمي‌شد جنگي هم رخ نمي‌داد. براي همين، مداخل مرتبط با جنگ را هم آورديم. فكر مي‌كنم هميشه و هنوز هم ما در جنگ مظلوم واقع شديم و جاي كار و پرداختن بيشتري وجود دارد. اين اعتقاد را داشتيم كه ما فقط با عراق نجنگيديم. در مداخل ديگر، حتي آنجايي كه مرتبط با موشك‌باران است، گفتيم كه اين موشكها از كجا آمده.

كوشكي: يك بحث ديگر هم اين است كه اشهر زمان چه بوده است؟ فقط عبارت رزمندگان اسلام، سپاه اسلام و امثال اينها را داشتيم؟ پس در بيانات امام (ره) وصيت‌نامه‌هاي رزمندگان و شعارهاي آنها عبارتي نبوده؟!، اصلا‌ً رزمندگان را نديد گرفته‌ايم! تنها تعابير به كار برده شده كه رايج بوده مثل جنگ اسلام و كفر، جنگ سپاه اسلام با كفر جهاني، جنگ فقير و غني، جنگ رژيم بعث عراق و... اشكال از اينجا پيش مي‌آيد كه ممكن است يكي بپرسد مگر رزمندگان ايران در حلبچه، فاو يا مجنون دنبال دفاع از ميهن نبودند؟! كه آن موقع جنگ 2 + 6 مطرح مي‌شود. ولي وقتي مي‌‌گوييم رزمندگان اسلام و ماهيت مشخص شود، آن موقع ديگر كسي ايراد نمي‌گيرد، چرا رزمندگان ايران به دنبال دفاع از ميهن بودند يا در فاو و شلمچه چه كار مي‌كردند؟!

فيض: آن نكته‌اي كه درباره اشهر گفتم درباره انتخاب مداخل بود، نه نكاتي كه در ذيل آنها مي‌آيد. در نگارش مقاله نمي‌توان از كلمات و واژه‌هاي خاص و محدودي استفاده كرد، به هر حال براي تنوع جملات مجبوريم از عبارتهاي مختلفي استفاده كنيم.

كوشكي: ولي فراواني واژه‌هاي ايران، عراق و جنگ عراق عليه ايران زياد است. اصلا‌ً جنگ رزمندگان و سپاه اسلام نديدم!
بعد هم درباره نكته‌اي كه فرموديد مي‌پرسم. ورود ما به حلبچه و فاو براي چه بوده؟
يعني درباره جنگي غير از سپاه اسلام و كفر و فقير و غني به تعبير امام بوده؟!

فيض: اينها را قدري كنار بگذاريم و بحث را نظامي كنيم. وقتي فرماندهان به ديدار امام (ره) مي‌روند و امام مي‌گويند: «بايد در مرزها متوقف بشويد، گفته‌اند اگر متوقف نشويم، فردا وقتي آنها حمله كنند، حرفي براي گفتن نداريم. پس بايد جايي دستمان باشد كه با آن مبادله كنيم.

كوشكي: كوته‌نظري است كه فكر كنيم به خاطر آزادسازي خرمشهر و خاك جنگيديم!

فيض: به هر حال اگر بحث اسلام را كنار بگذاريم، بحث وطن مطرح است.

كوشكي: همه اين حب‌الوطن در ايمان است. به هر حال ما داريم به نوجوان ايراني امروز، خوراك مي‌دهيم، نبايد عبارات طوري باشد كه احساس كند جنگ، ماهيت ملي، قومي و ميهني داشته، واقعا‌ً اين طور نبوده. حتي يك مورد دفاع از وطن نبوده، بالاي 90 درصد طبق فرمان امام، بعد دفاع از اسلام و بعد دفاع از نواميس و بعد دفاع از ميهن و ايران اسلامي بوده است. در اين مقاله، يك مورد از رزمندگان اسلام، دفاع اسلام و جنگ اسلام و كفر نمي‌بينيم، در حالي كه در پيامهاي امام هست و عبارتهاي خود رزمندگان هم همين بود! اينجا احساس مي‌كنم يك نگاه ملي به قضيه حاكم است كه اصلا‌ً درست نيست.

فيض: من به عنوان يكي از كوچك‌ترين اعضاي اين مجموعه تشكر مي‌كنم از اينكه به اين موضوع پرداختيد و توجه و دقت خاصي مبذول داشتيد. اميدوارم همان طور كه شما توجه كرديد ديگران نيز توجه كنند. اين يك كار ملي است و انتقاد ديگران باعث مي‌شود به كاستيها پي ببريم. ديگران مي‌توانند از نقاط قوت اين كار استفاده كنند و مجموعه‌هاي متعددي از اين قبيل با موضوع انقلاب اسلامي تهيه كنند كه فكر مي‌كنم خلأ بزرگي در اين زمينه وجود دارد.

كوشكي: اين كار متولي نداشت و اين اهتمام باعث ماندگاري اثر مي‌شود. اين كار، كار وزيني است به همين خاطر خط به خط آن را خواندم و پيشنهادات خودم را مطرح كردم.

عليان‌نژاد: معمولا‌ً براي نوجوانان و كودكان مقالات پژوهشي در دسترس نيست. اتفاقا‌ً افراد بايد از اين سنين، با روشهاي دقيق علمي پژوهشي آشنا شوند. به خصوص در زمينه تاريخ انقلاب خلأ بزرگي وجود دارد كه بالاخره بايد كسي پيدا شود و اين خلأ را پر كند.
شهيد مطهري وقتي همه كارهاي سنگين خود را نوشت، تقريبا‌ً يكي از آخرين كارهاي او «داستان راستان»، بود اين به ما مي‌آموزد كه بايد خيلي پخته بود تا بتوان براي بچه‌ها كار كرد.

فيض: بد نيست درخاتمه، يادي هم از استاد خرمشاهي كنم كه جمله‌اي دارند مبني بر اينكه قبل از اينكه انقلاب فرانسه به وقوع بپيوندد، يك نهضت دايره‌المعارف‌نويسي آغاز شده بود. در ايران، اول انقلاب پديد آمد بعد نهضت دايره‌المعارف‌نويسي آغاز شد. هم اكنون اين قضيه بسيار رايج است و در جاهاي مختلف در زمينه دايره المعارفهاي فرهنگي كار مي‌كنند. اما درباره انقلاب اسلامي، متأسفانه كار جد‌ّي وجود ندارد.

 

» نسخه قابل چاپ     » ارسال صفحه برای دوستان

 

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 15680361