خانه  |  فروشگاه  |  مجلات  | کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات

پدیدآورندگان  | محصولات  |  کتاب ریگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونیکی

ویژه نامه | حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » مجلات

کاربر: مهمان (خالی)

 

تازه های نشر

 




اشاره:



عطر تند نارنج

شاعر و منتقد جوان و نام‌آشناي معاصر، آقاي سيامك بهرام‌پرور، مجموعه‌اي از غزلهاي متفاوت خويش را در مجموعه‌اي با عنوان فوق گرد آورده و به همت انتشارات داستان‌سرا به زيور طبع آراسته است، 32 غزل محتواي اين كتاب 112 صفحه‌اي را شكل داده‌اند. نكته قابل توجه مقدمه كوتاهي است كه غزلسراي نامي معاصر جناب محمدعلي بهمني بر اين مجموعه نوشته‌اند كه خالي از لطف نديديم ضمن آوردن نمونه‌اي از غزلهاي مجموعه، مقدمة جناب بهمني را هم از نظر خوانندگان عزيز بگذرانيم.
29/6/1358


غروب بود و عطش بود و پايداري غم
و سيب وسوسه پوسيده بود، آدم هم!

صفا نداشت زمين بي‌تو، شرحه‌شرحه و خشك
و هاجرانه جهان مي‌دويد: بي‌زمزم!
ـ نه ابر زمزمه حتا!… بهار مي‌گنديد!
و وضع جو‌ّي دل بود همچنان مبهم!

درست توي همين گير و دار باران زد
و بعد پلك جهان هم پريد! تا آدم ـ‌

ـ بفهمد اين خود حو‌ّاست! اتفاق بزرگ!
همين كه آمده با ابر از آسمان، نم‌نم!

هزار و سيصد و پنجاه و هشت… شهريور…
درست بيست و نهم … ساعتِ… نمي‌دانم!!

1358 دلتنگي ـ
ـ گذشت و عطر تو را داشت، باغ دنيا، كم!

تو آن مسيح مؤنث! تو زاده‌اي زيتون!
كه روي دوش كشيدي صليبي از مريم! ـ

ـ و عطر آن همه مريم، غروب را آكند!
ـ وجلجتاي جهان مست شد! خدايان هم‌ ـ‌

ـ المپ را به زئوس وا نهاده، پاكوبان
به شادباش زمين آمدند …ريم… رام … رم!!

به روي دست خدايان: بنفش،‌ نيلي، سرخ… !
و ساخت قوس و قزح،‌ آن هزار و يك پرچم!
و آفروديت به لبت بوسه زد … و زيبا شد!!
ونوس موي تو را شانه كرد: خم در خم!

… و بعد گريه‌ات آغاز شد، زمين خنديد!
هزار واژه شدي و جهان هزار قلم!

غزل شدي و قناري تو را تكل‍ّم كرد…
… و من درست از آن وقت عاشقت شده‌ام!!

درست بيست و نهم… ساعت… نمي‌دانم!
به جان هر چه قناري… به جان عشق قسم!…


اتفاقي در غزل

محمدعلي بهمني
شعر «عقدنامه»ي سيامك بهرام‌پرور را كه مي‌خواندم، وسواس داوري رهايم نمي‌كرد. شروع خوبي داشت:
«انحك‍ُت…» عشق را و تمام بهار را!
«زو‌ّج‍ُت… » سيب را و درخت انار را!
جبر قافيه آزارم مي‌داد. اگر قافية مصراع نخست اين غزل‌‌ «بهار» نبود، شايد سيب در مصراع دوم، به جاي «انار» با ميوة‌ ديگري ازدواج مي‌كرد. بي‌سببي و بي‌نسبي در غزل، پسند من نيست.
«هذا موك‍ّلي…»: غزلم دف گرفت و گفت
تو هم گرفته‌اي به وكالت سه تار را!
ضعف لحن در مصراع دوم بيتي كه مصراع اولش از موسيقي جذ‌ّاب تكرار حرفِ (ف) سود دقيقي جسته بود، در انتخاب به ترديدم مي‌كشاند. خود را به پذيرة چندصدايي بودن هم نمي‌توانستم دلخوش كنم. «قالب» يا به باور من «شكل» غزل، با آن فخامت پيشينه‌دارش چگونه پذيراي زبان‌شكني شده است؟
نه‌ «بهرام‌پرور» را از نزديك مي‌شناختم و نه غزلهاي ارسالي‌اش به كنگرة شعر و قص‍ّة بندرعباس (1383) از جنس پسند من بود. اما ادامة غزل،‌ به انتخاب اول از ميان صدها غزل‌ِ ف‍ُرم، شوقم مي‌داد. چرايش را هم وقتي دانستم كه استقبال پ‍ُرشور گوش‌سپاران به اجراي شاعرش را به چشم مي‌ديدم. اين ناگهان، ماجراي مجموع شدن دفتر «عطر تند نارنج» است؛ مجموعه‌اي كه بدون ماجرا هم ديرازود، منتشر مي‌شد و به دستمان مي‌رسيد. اما جناب آقاي دكتر محمدجواد حق‌شناس كه كارنامة فرهنگ‌ستايي‌شان، ثبت هوش اهل قلم است، در ادامة محبتهايشان به من ـ اين شاگرد هميشة شعر ـ بنياني با نام «محمدعلي بهمني» را پاداش تلاش شاعران و داستان‌نويسان جواني دانسته‌اند كه آثارشان در كنگرة سراسري شعر و قص‍ّة بندرعباس براي دوستداران آثار برگزيده، چاپ و منتشر شود. كاري چونان ديگر كارستانهاي جناب دكتر حق‌شناس مؤثر و ماندگار.
مجموعة «عطر تند نارنج» آقاي سيامك بهرام‌پرور، اولين دفتر از اين آغاز مبارك است كه با هم‌دلي و هم‌باوري عزيز عزيزان جناب محمد ولي‌زاده، سرپرست نشر داستانسرا انجام‌پذير شد؛ مجموعه‌اي شايستة انتخاب، كه گفتن از توانمندي بسيار و ضعف اندكش، فرصتي ديگر و بهتر مي‌طلبد.
مختصر بگويم: اين مجموعه از جمله اتفاقهايي ا‌ست كه بايد در غزل امروز مي‌افتاد كه اگر نه با سيامك بهرام‌پرور، كه با نسل او اتفاق افتاده است؛ نسلي كه به پسند من و ما كاريش نيست، اما ما را به پسند او بسيار كار است.


اندوه جوان بودن

انتشارات سبزان مجموعه‌اي از شعرهاي خانم شبنم سادات كشفي را در كتابي هشتاد صفحه با عنوان فوق منتشر كرده است. تمامي حدود چهل قطعه شعر اين مجموعه در قالب سپيد سروده شده‌اند. قطعه شعر هزاره نوين از اين مجموعه را تقديم حضورتان مي‌كنيم.

هزاره نوين
صداي بهار
را مي‌توانستيم
در هزاره نوين
از آواز جبرئيلها بشنويم
ولي اينك
در هزاره دوم
در هجوم بي‌انتهاي افكارها
در پوسته ضخيم و كهنه احساسها
صداي بهار به گوش نمي‌رسد
در چندمين نگاه از سال است
كه نمي‌توان
درستي راه را جويا شد
با گذشت دمي كوتاه
آهي تازه
فرسنگهاست
كه بر جاده‌ها افزوده مي‌شود
در هزاره دوم
سراغي از ابريشم و شبنم نمي‌توان گرفت
بايد راه را پيمود
و دخيل بست بر جاده اميد
تا در نسل نوين
در جوانه‌هاي انديشه
اندكي
از عشق
صفا و صميمت دور را شنيد
يا كه نه
لااقل بوي بهار را فهميد
بايد اميد بست
بر كوچه‌هاي روز تاريكي.


از تو با من

عنوان فوق نام مجموعه‌اي است از شعرهاي خانم اكرم سليمانيان كه به تازگي و به همت انتشارات كنكاش دانش به زيور طبع آراسته شده است. در اين كتاب 160 صفحه‌اي حدود هفتاد قطعه از سروده‌هاي شاعر جاي گرفته است كه تمامي آنها سپيد مي‌باشند. شعر كوتاه مجال از اين مجموعه را مرور مي‌كنيم.


مجال
قلب اگر مجالي داشته باشد
كه عشق بورزد، غنيمتي است.
حكايت اين دو، حكايت آينه و تصوير است
كه با هم‌اند و برهم!
و من هزار تصوير آينه عشق،
اگر كه قلب مجالي داشته باشد
كه عشق بورزد…


جنس سوم

آرش آذرپيك و مهري مهدويان در اين مجموعه به طرح ديدگاههاي خود پيرامون ادبياتي پرداخته‌اند كه با صفت عريان از آن نام مي‌برند و در بخشي از كتاب نمونه‌هايي از اين نوع ادبيات و شعر را نيز آورده‌اند. شعري از آقاي رحمت غلامي متولد 1370 كه به شهيد حسين فهميده تقديم شده است را به همراه مقاله‌اي كوتاه از آقاي آرش آذرپيك با عنوان يك نيم‌نگاه كوتاه بر «فرا شعر عريان» براي آشنايي بيشتر با اين شيوه در پي مي‌آوريم.

«شهيد»
تقديم به شهيد حسين فهميده
بوي گردوهاي كال باغچه/ سيبهاي سرخ
لاله‌هاي پرپر/ عطر شهيد
õõ
ـ سلام بابا!
ـ ‌امروز چطوري!؟ ـ‌ واي مدرسه‌ام دير شد! {احتياط ـ كارگران مشغول كارند}
چاله‌ها يكي پس از ديگري پر مي‌شوند.
ـ‌حواست كجاست!؟ ـ موضوع انشاء
«شهيد نام عشق است و عشق آزادي‌ست»
ناگهان در انشا را مي‌كوبد
ـ چه كار داري ـ علي هست؟
ـ نزن، كاري نكرده‌ام!
و بچه/ معلم/ عينكي كه روي زمين
ـ چه ديوار بلندي!
ـ نه بايد برويم
ـ بشكن!
ـ مي‌شكنم!
ـ بشكن!…
گردو شكست و انشا تكرار شد.

يك نيم نگاه كوتاه بر «فراشعر عريان»
«فراشعر عريان» نيز همانند فراداستانهاي اين ديدگاه با هدف فرا ر‌َوي از متني شعرمدارانه و با نيت از ميان برداشتن روابط شبه «ساد و مازوخيستي»
شعر ـ شاعر ـ مخاطب
در شاكله‌هاي پيشتازانة ادبيات امروز حركت تكويني خود را آغاز كرده است و محركي پويا براي پيدايش المانهايي پايا و لايروبي برخي بازيهاي تفنن‌آميز در متن گرديده است و همان گونه كه قبلاً اشاره شد، حجم بيشتر اين فعاليتها فعلاً با داشتن رونمايي ظاهراً «پلي ژانريك» در كليتي شعرگونه موجب التذاذ داستاني از متن مي‌شوند، در اينجا لازم است به برخي وجوه و مؤلفه‌هاي «فراشعر عريان»ها اشاره گردد.
1. خيزش خودكار و ذن‌مآبانة واژگان كه با توجه به آنچه در «فراداستان عريان»ها ذكر گرديد، موجب راه يافتن واژگان به يك حضور كاملاً استثنايي، شهودي، ‌آزاد و بي‌جايگزين در متن مي‌شود.1

2. يك نگاه كاملاً هنرمندانه كه روساخت دستگاه دستوري را با عدول از جنبه‌هاي خطي به سمت اشكال «نقطه»وار سوق مي‌دهد و در كنار آن با محور قرار دادن حضور ديگرگون واژگان خارج از هر گونه تعريف، شناسه و توضيح گرامري، لايه‌هاي مستتر در زيرساخت را به اوج آشكارگي مي‌رساند، تا آنجا كه رسميت نظام دستوري تنها تا لحظه‌اي است كه بتواند مكاشفه‌ها و مكنونات حسي ـ فكري ـ ‌بصري نگارنده را به مخاطب القا ‌نمايد و لا غير.
3. حذف داناي كل، روابط اشباع‌شده و نياز و ناز مدارانه، با حضور استحاله‌پذير كاراكترهاي مختلف و حركت سي‍ّال ديالوگها و منولوگها بر پاية حوادث غافلگيركننده و فورگراندينگهاي زباني ـ روايي‌، در اشكال و فرمهاي مختلف يك يا چند پيرنگي و يك يا چند محوري، در بافتار «پلي فونيك‌ِ» متن.
4. استخراج و نمود دانشورانة تمام پتانسيلهاي دروني و بيروني واژگان در همة ابعاد، بر پاية بهره‌‌وري فعال از ديدگاههاي استاتيكي امروز ـ مانند: استفادة سي‍ّال و آزادنه از «سبيل گربة واژگان» يعني: موسيقي ـ كه با توجه به ادبيات ايران‌زمين مي‌توان گسترة اين ب‍ُعد لاينفك واژگان را ـ خارج از مقولة عروضي و غير عروضي بودن ـ در هفت دستگاه بنيادين تقسيم‌بندي نمود.
1. وزن عروضي سالم
2. وزن عروضي شكسته
3. وزن جامد نيمايي
4. وزن مركب
5. وزن پيوندي
6. موسيقي سپيد
7. انواع موسيقيهاي ريتمي ـ حسي ـ هندسي
8 . ... و بالاخره نمودار نسبي يك «فرا شعر» را با توجه به آثار ارائه‌شده توسط پيشگامان اين ديدگاه مي‌توان اين چنين تجس‍ّم كرد.


راز رشید

راز رشيد مجموعه‌اي از شعرهاي عاشورايي است كه به كوشش دكتر محمدرضا سنگري و به همت انتشارات سوره مهر به تازگي منتشر و به دوستداران شعر آييني تقديم شده است. آثار درج‌شده در اين كتاب در سه بخش با عناوين، برگزيده شعرهاي عاشورايي، برگزيدة شعرهاي عاشورايي كودك و نوجوان و برگزيدة شعرهاي عاشورايي شاعران جوان گرد آمده‌اند و از حيث غالب نيز به چهار بخش غزل، مثنوي، سپيد و رباعي تقسيم شده‌اند. شعري سپيد از زنده‌ياد سيد حسن حسيني را تقديم حضورتان مي‌كنيم.

راز رشيد
سيد حسن حسيني
به گونة‌ ماه
نامت زبانزد آسمانها بود
و پيمان برادري‌ات
با جبل نور
چون آيه‌هاي جهاد
محكم
تو آن راز رشيدي
كه روزي فرات
بر لبت آورد
و ساعتي بعد
در باران متواتر پولاد
بريده‌بريده افشا شدي
و باد
تو را با مشام خيمه‌گاه
در ميان نهاد
و انتظار در بهت كودكانة‌ حرم
طولاني شد
تو آن راز رشيدي
كه روزي فرات
بر لبت آورد
و كنار درك تو
كوه از كمر شكست


اتاقي كه لزوماً مركز جهان نيست

انتشارات بوتيما (مجموعه‌اي از شعرهاي سپيد آقاي محمدحسن مرتجا را در كتابي با عنوان فوق كه حدود شصت صفحه دارد و از 23 قطعه شعر شكل گرفته، منتشر كرده است. شعري با عنوان «اموات پنج تا شنبه» از اين مجموعه را مرور مي‌كنيم.
اموات پنج تا شنبه
به قد يك بسم ‌الله
توي چشمهاي جن خيره‌ شده‌ام
انگار مرگ هم همين طوري است
دست نمي‌دهد بيشتر
به سنگ قبرها… آن قدر خيره مي‌شوم… آن قدر خيره مي‌شوم
كه قبول كنند تكه‌اي كوچك از آنهايم
تكه‌اي كوچك بودن از آنها هيچ حرفي نمي‌آورد
حتا از خودم به خودم
مثل حالا كه همين هيس‌ِ سنگي
به اندازة اين كلمات پخش مي‌شود
در مه‌اي كه فرصت نمي‌دهد… نداده

شايد،‌ از اين است كه خالي آنها
كنار دستمان هي زنگ مي‌زند
اما به هيچ وجه حرف نمي‌زند

بيا اين قدر خيره مشو
سنگ قبرها خسته و عصباني‌اند
و راست مي‌گفت شاعر
«راز مرا كسي داند
كه از اين سو به آنسويم بگرداند» 2
آن‌ سو مچالة باد
اين سو، شير… خط
و… و آرش و آرشي كه به چلة كمانش گهواره را رها مي‌كند، تا مرز زندگي را رقم بزند


از شب سرد زمين

طرح جلدي زيبا و عنوان فوق بر پيشاني كتابي مي‌درخشد كه در بردارندة 26 غزل و 27 دوبيتي و رباعي و دو چهارپاره از سروده‌هاي خانم زهرا محدثي خراساني است. اين مجموعه كه در 62 صفحه گرد آمده است به تازگي و به همت انتشارات سوره مهر منتشر و روانة بازار كتابهاي شعر شده است. غزل شكيبايي از مجموعه «از شب سرد زمين» را تقديم حضورتان مي‌كنيم.
شكيبايي
بتابان آسمان من نگاه آتشينت را
چراغان كن به لبخندي شب سرد زمينت را

براي ديدن يك آسمان صاف در پاييز
شكوفا كن نگاه سبز و باران‌آفرينت را

در اوج زرد دلتنگي به دنبال تو مي‌گردم
كمك كن تا بيابم باغ سبز ياسمينت را

شكيبايي برايم آرزو كن اي همه خوبي!
كه بي‌تابانه مي‌گريم نگاه آخرينت را

چراغان مي‌كني شبهاي تاريك سكوتم را
و مي‌خواني برايم شعرهاي دستچينت را

يقين دارم در آن صبحي كه چون خورشيد مي‌رويي
به م‍ِهري مي‌نوازي ماه من! عاشق‌ترينت را


كوتاه چون عمر

«كوتاه چون عمر» همان گونه كه از عنوانش پيداست مجموعه‌اي در قطعي كوچك است از شعرهاي بسيار كوتاه آقاي مهدي گل‌محمدي كه به همت خود مؤلف به زيور طبع آراسته شده‌اند ـ شاعر مجموعه را به همة كساني تقديم كرده است كه كوتاهي عمر را فهميده‌اند ـ تعدادي از اين شعركها را مرور مي‌كنيم.

آسيابان، پير شده بود؛
كسي سپيدي موهايش را باور نمي‌كرد.

حلقه در گوش،‌ زنجير بر گردن،
فقط كوچك شده‌اند و طلايي؛
اسيري ما ابدي است.

تا قبل از مرگش،
هيچ گاه بزرگ خاندان نبود.

دلش مي‌گيرد از غصه
براي شقايقهاي پرپر؛
در چراگاه گاوش را مي‌بندد
تا خون شقايق پايمال نشود.
روز بعد، كودك روستايي
به جرم گاوبندي زنداني مي‌شود.

ننگ درختان جنگل همين بس،
كه هم‌دست‌ِ دستان تبر شده‌اند.

كبوتر پر زد؛
صداي شليك؛
كبوتر پرپر زد.
ماه رمضان،
در ملأ عام حرص مي‌خورد؛
هنوز تا اذان خيلي مانده بود.

سهم ما از قوس رنگين‌كمان
دورنگي است.

نام زندان را «قصر» گذاشته‌اند،‌
نام قصر را «زندان».

سگ ولگرد كوچة ما،
به دنبال «هدايت» خويش مي‌گردد؛
با او «صادق» باشيد.

شعر شيرين مي‌سرايد و نان مي‌خورد مرد.
نان شيرين مي‌خورد و شعر مي‌سرايد نامرد.

پرسيدم: «صداي پاي آب» را خوانده‌اي؟
گفت: نيازي نيست. «سيل» را ديده‌ام.

قاضي خشمگين است؛
حكمش را اشتباه اجرا كرده‌اند.
سربازان حكومتي
جنازة تيرباران‌شده را
دار مي‌زنند.
با صداي رفت و آمدش، براي درخت لالايي مي‌خواند؛
درخت خوابيد؛ شكست؛ جان داد؛
اره دندانهايش را تميز مي‌كرد.

يك پنجره هديه، براي قناري در قفس؛
يك بغل بوسه، براي پنجره‌ساز؛
يك غزل ترانه، براي خلوت قفس؛
زنده‌باد آزادي.


پي‌نوشت:
1. ديوان شمس مولانا عالي‌ترين نمونة‌ كاربرد «مراقبة شناور» در ادبيات «پيشا عريان» است‌ و بهترين گواه بر روح عريان‌انديش مولانا اين بيت اوست كه:
«حرف و گفت و صوت را بر هم زنم/ تا كه بي اين هر سه با تو دم زنم»
2. از اخوان ثالث

 

» نسخه قابل چاپ     » ارسال صفحه برای دوستان

 

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 15681356