خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » مجلات

 

ادبيات داستاني مسيحي

نينوس مقدس نيا

 

مختصری از زندگینامه
کشیش نینوس مقدس­نیا
«نينوس مقدس‌نيا» در بيست و يكم تير 1341 در خانواده‌اي آشوري و مسيحي در شهر اهواز به دنيا آمد. از دورة كودكي تا جواني، در كليساي «شبان نيكو» اهواز (كه نيز نظر دو كليساي پروتستان انجيلي و اسقفي اداره مي‌شد) و تحت تعليمات مسيحي پرورش يافت، و ايمان مسيحي و علاقه‌اش به خدمت در كليسا، پايه‌ريزي شد. پس از اخذ ديپلم، در سال 1359 همراه با خانواده به تهران، نقل مكان كرد و با سكونت در اين شهر، به خدمت در كليساي انجيلي آشوري و تحصيل در دورة الهيات مسيحي پرداخت.
در سال 1365 پس از فارغ‌التحصيلي، به كليساي اهواز اعزام شد تا كليساي شهر خود را كه در اثر جنگ، چند سالي مانده بود، بازگشايي كند. يك سال بعد، به علت مهاجرت كشيش وقت و شبان كليساي انجيلي آشوري تهران، به مركز فرا خوانده شد و در چهاردهم تير 1366 (در بيست و پنج) رسماً به مقام كشيشي رسيد و مسئوليت شباني كليساي انجيلي آشوري تهران را به عهده گرفت.
او در حال حاضر علاوه بر انجام خدمات كشيشي در كليساي خود و سالهاي تدريس، در دورة الهيات مسيحي شوراي كليساي انجيلي ايران، به ترجمه و تأليف كتب و انتشار بولتنهاي داخلي و فصلنامه‌هاي كليسايي مي‌پردازد. در سالهاي 1371 تا 1375 «ماهنامه ستارة درخشندة صبح» را از دو شمارة بيست و ششم تا شماره هفتاد و چهارم با دو زبان آشوري و فارسي (آخرين شماره) با همكاري يوسف عيسايي، اداره كرد. سپس از سال 1379 انتشار فصلنامه «الف و ي» را آغاز كرد. كه تماماً به زبان آشوري است و به مسائل ملي و مذهبي آشوريان ايران مي‌پردازد. در سالهاي اخير، اين امكان براي او مهيا شد كه تحصيلات دانشگاهي خود را تا مقطع كارشناسي ارشد در رشتة مترجمي زبان انگليسي به پايان رساند.

داستان‌گويي و داستان‌نويسي، مؤثرترين روش انتقال پيام است. مخاطب، غالباً در برابر پيامي تازه و بديع، مقاوم است و هر حرف و سخن ناشنيده‌اي را به دشواري مي‌پذيرد. اما به كارگيري داستان، و بيان پيامي خشك و دشوار در قالب روايتي شيرين و سهل‌الهضم، توانايي پذيرش را در مخاطب افزايش مي‌دهد: خصوصاً اينكه، او درمي‌يابد كه پيام مورد نظر، عملي و در جهان واقعيات نيز قابل تصور است.
داستان‌گويي از شيوه‌هاي پيامبري عيسي مسيح بود كه آن را كراراً به كار مي‌گرفت. در اناجيل، حدود چهل داستان و م‍َث‍َل از مسيح ثبت شده، كه از نمونه‌هاي تك آيه‌اي گرفته تا روايتهاي طولاني، همه متضم‍ّن پيامي روحاني و معنوي‌اند كه در قالب داستان بيان شده است. مسيح تمام م‍َث‍َلهاي خود را از مسائل آشنا و زندگي روزمرة مردم مي‌گرفت: برزگري كه در مزرعه خود بذر مي‌پاشد، اما دانه‌هاي بذر در جاهاي مختلف مي‌افتند و ثمر گوناگون مي‌دهد (متي 13: 1 ـ 8 و 18 ـ 23)؛ نابه‌جا بودن وصلة نو بر جامة كهنه (مرقس 21:2)؛ و عاقبت مرد ثروتمند و گدايي به نام ايلعازر (لوقا 19:16 ـ 31).
بعضي م‍َث‍َلهاي مسيح، در واقع كنايات تلخي حاكي از تنبيه الهي بر قوم برگزيدة خود، و گشوده شدن در‌ِ رحمت خدا براي تمام اقوام و ملل عالم بودند؛ مانند م‍َث‍َل باغبانان شرور (متي 33:21 ـ 46)، و جشن عروسي پسر پادشاه (متي 1:22 ـ 14). بيشترين تعداد م‍َث‍َلها و حكايات مسيح را در انجيل لوقا مي‌توان يافت. لوقا، بيست و هفت م‍َث‍َل مسيح را در انجيل خود آورده كه از اين ميان، دوازده م‍َث‍َل در اناجيل متي و مرقس نيز ذكر شده‌اند، اما پانزده م‍َث‍َل ديگر، مختص‌ّ انجيل لوقا هستند. از جمله، مي‌توان به حكايات بسيار مشهور «سامري نيكو»، «ثروتمند احمق»، «بيوه‌زن سمج»، و به خصوص، داستانهاي سه‌گانة «گوسفند گمشده»، «سك‍ّة گمشده» و «پسر گمشده» مذكور در باب پانزده انجيل لوقا اشاره نمود، كه قرنها نقل صحبت واعظان و مبش‍ّران مسيحي‌اند، و قلب و وجود هزاران حق‌جو را جذب محبت بخشاينده و نجات‌دهندة الهي كرده‌اند.
در تاريخ كليسا و طي قرون بعدي، ادبيات داستاني همچنان مورد توجه دنياي مسيحيت بود و كليسا از آن، در اعلام پيام نجات‌بخش خود بهره مي‌برد. در قرن دوم، داستان «شبان‌ِ ه‍ِرماس» به قدري نزد ايمانداران مسيحي، محبوبيت داشت كه حتي بعضي مايل بودند آن را به مجموعة كتب عهد جديد‌ْ ضميمه كنند. ماجراي اين داستان اخلاقي كه «اولين قصة مسيحي» محسوب مي‌شود1، از اين قرار بود كه نويسندة آن، يا همان «ه‍ِرماس» ـ برادر «پيوس» اسقف شهر رم در اواخر قرن اول ميلادي ـ در رؤياهاي متعددي كه مي‌بيند، از «فرشتة توبه» كه در واقع مانند «شباني» او را هدايت مي‌كند، نكات اخلاقي و اعتقادي بسياري مي‌آموزد تا ايمان او كامل شود.
قرون دوم و سوم ميلادي دورة آزار و جفا ديدن مسيحيان، تحت ظلم و جور امپراتوري رم بود. طبيعتاً داستانهاي مسيحي نيز در همين جهت، گسترش يافتند. ماجراي شهادت دلخراش صدها هزار مسيحي بي‌گناه، تنها به جرم پايداري بر ايمان و عقيدة خود، هر قلب سنگي را هم نرم مي‌كرد. محكوميت وحشيانة مسيحيان به سوخته شدن در آتش، طعمة حيوانات درنده شدن، و انواع مرگ توأم با شكنجه‌هاي وحشتناك، ماية اصي داستانهايي واقعي بود كه اغلب با عناصر قهرمانانه و گاه، مافوق طبيعي آميخته مي‌شدند. چنين ادبياتي، نه فقط اعلام مظلوميت مسيحياني بود كه بدون هيچ گونه مقاومت و يا مقابله به مثل، جان خود را فداي ايمان‌شان مي‌كردند، بلكه فروپاشي كفر و پيروزي ايمان را هم نويد مي‌داد.
داستان «چهل گلادياتور» از اين جمله است. اين داستان قديمي، حكايت چهل گلادياتور است كه در شهر رم مسيحي مي‌شوند و به همين دليل از جنگيدن و كشتن براي تفريح امپراتور و تماشاگران، سرپيچي مي‌كنند. امپراتور رم، حكم مي‌كند كه آنان را در آن زمستان سرد، به يكي از درياچه‌هاي يخ‌بستة سوييس ببرند و برهنه بر يخها رها كنند تا از سرما بميرند. افسري كه در رأس سربازان رمي، مسئول اجراي حكم است، در حين راه تحت تأثير رفتار و ايمان اين مسيحيان قرار مي‌گيرد و يقين حاصل مي‌كند كه آنان خطايي كه مستوجب چنين مرگ دلخراشي باشد، انجام نداده‌اند. بالاخره به درياچة يخ‌زده مي‌رسند و طبق دستور، آن چهل گلادياتور برهنه و بر يخها روانه مي‌شوند تا بميرند. آنان دليرانه به راه مي‌افتند، در حالي كه سرودي با اين مضمون مي‌خوانند: «مسيحا، چهل گلادياتور در راه تو جنگيدند و به نفع تو ظفر يافتند. اكنون از تو تاج جلال را مي‌طلبند.»
درحالي‌كه سرودخوانان از افق ديد آن افسر و ديگر سربازان رمي دور مي‌شوند، ناگاه يكي از آنان برمي‌گردد و ترسان و لرزان، ايمان مسيحي خود را انكار نموده و خواهان عفو مي‌شود. افسر رمي كه مأمور اجراي مجازات است، با اكراه به آن منكر‌ِ ايمان مي‌نگرد و مي‌گويد: «آنان در سرودشان، «چهل گلادياتور» بودند و بايد «چهل گلادياتور» هم بمانند. من مسيحي مي‌شوم و جاي تو را پ‍ُر مي‌كنم. بيا، لباسهاي مرا بپوش!» و او هم دوان و سرودخوانان، به آن گروه مي‌پيوندد2.
داستانهاي شهداي مسيحي كليسا، در واقع گنجينة ادبي عظيمي است كه صدها جلد را در زبانهاي مختلف شامل مي‌شود.
ماجراهاي شهداي مسيحي، نه فقط در كليساي غرب، بلكه در شرق نيز، دستماية كتب ادبي قطوري شدند. با مسيحي شدن امپراتوري رم در قرن چهارم و توسط قسطنطين، مسيحيان ساكن شرق در امپراتوري ساساني، مورد سوءظن شاهان قرار گرفتند. در جنگهاي ايران و رم، شائبة گرايش مسيحيان ايران به همكيشان ر‌ُمي‌شان، موجب جفاهاي متعددي بر مسيحيان و تخريب كليساها در زمان شاپور دوم، يزدگرد اول و بهرام پنجم شد3. كليساي آن زمان ايران «كليساي پارس» ناميده مي‌شد و بالاترين مقامش پاترياك بود و ساكن در پايتخت يا مدائن اين كليسا، كه زرتشتيان مسيحي شده را هم در خود مي‌پذيرفت، و حتي آنان را به مقامات بالاي روحاني و كليسايي هم مي‌رساند، بافت و بدنة اصلي‌اش آشوري بود. به همين دليل، نه فقط انجيل، بلكه ادبيات نثر و نظم و نيز تواريخ آن به زبان آشوري ميانه (كه اصطلاحاً «آرامي» يا «س‍ُرياني» خوانده شده) به نگارش درآمده است. فقط كتاب «تاريخ شهدا و مقدسين مسيحيت» (مربوط به كليساي شرق آشوري در امپراتوري ساساني ايران)، هفت جلد قطور است كه در اوايل قرن بيستم، توسط روحاني دانشمند كاتوليك آشوري، «كشيش پ‍ُل ب‍ِجان» (1920 ـ 1838 م)، تصحيح و منتشر شد4.
«مار اپريم س‍ُرياني» (حدود 306 ـ 373 م) از مشهورترين قديسان كليساي شرق است كه شهرت عالم‌گير او در جهان مسيحيت، به خاطر خدمات بي‌شماري است كه به ادبيات مسيحي ارائه داده است. هر چند، او بيشتر به خاطر اشعار نغز و تفاسير بي‌همتاي خود شناخته شده، و بايد توجه داشت كه اغلب اشعار او ـ در واقع ـ بازگويي حكايات كتاب مقدس و يا روايات تاريخي، در قالب سروده‌هاي مذهبي است5.
داستانهاي شهدا در غرب، منحصر به جفاي مشركان به مسيحيان نبود، بلكه گاهي شهيدان‌ِ جنگهاي داخلي‌ِ ميان فرقه‌هاي مختلف مسيحي را هم، شامل مي‌شد. با آغاز نهضت پروتستان در اوايل قرن شانزدهم ميلادي در اروپا، درگيري بين گروه‌هاي متخاصم‌ِ كاتوليك و پروتستان در كشورهاي مختلف، به جنگ و خونريزي و برادركشي هم كشيده شد. اين درگيريها و جنگهاي مذهبي در اروپا، بيش از يك قرن طول كشيد، تا بالاخره دو جناح كاتوليك و پروتستان، حق حيات متقابل را به رسميت شناختند. از معروف‌ترين آثار ادبي اين دوره، كتاب «تاريخ شهدا» اثر «جان فاكس» (1587 ـ 1516 م) است كه (در سال 1563 م) در انگلستان چاپ و منتشر شد. «فاكس» در اثر جامع خود، از ماجراهاي شهيدان مسيحي‌ِ قرن اول ميلادي آغاز مي‌كند، اما بخش اعظم كتاب، به شهيدان نهضت اصلاحات و كليساهاي پروتستان اختصاص دارد6.
در تاريخ ادبيات مسيحي، هيچ كتابي نامي‌تر از «سياحت مسيحي» اثر «جان بنيان» (1688 ـ 1628 م.) نيست. مي‌گويند، پس از اختراع چاپ تا كنون، در دنيا هيچ كتابي به اندازة «كتاب مقدس» ترجمه، چاپ، منتشر و توزيع نشده است. كتاب «سياحت مسيحي» در رتبة دوم قرار دارد. از همان آغاز كار بشارتي كليساي انجيلي پروتستان در ايران (1834 م)، پس از چند سال، اين كتاب توسط «دكتر جاستين پركينز» (1869 ـ 1805 م)، بنيانگذار هيئت بشارتي پروتستان در ايران، به آشوري ترجمه و در اروميه به چاپ رسيد (1858 م). ترجمة فارسي آن نيز توسط مبش‍ّر و باني كليساي انجيلي فارسي‌زبان در تهران، «ج. ل. پاسر» انتشار يافت. از اين اثر ارزشمند، اكنون سه نسخة قديمي گوناگون به فارسي، در اختيار نگارنده است: نسخه‌اي به خط نستعليق و چاپ سنگي متعلق به سال 1301 هجري قمري (1877 م)؛ نسخه‌اي به خط نسخ و چاپ سنگي متعلق به سال 1894 ميلادي؛ و آخرين نسخة چاپ‌شده در ايران و توسط كليساي انجيلي و با چاپ سربي متعلق به سال 1940 م (1319 ه‍ . ش).
در سال 2001 م، كتاب «سياحت مسيحي» با بازنويسي «حسام مرتضوي» توسط «انتشارات ايلام» كه سازماني مسيحي مستقر در انگلستان است، به زيور طبع مجدد آراسته شد. لازم به ذكر است، در موجي كه در سالهاي اخير براي ترجمة آثار برجسته و كلاسيك مسيحي توسط مترجمان و ناشران غيرمسيحي ايران برخاسته ـ مانند «اعترافات آگوستين» (كه سه ترجمه و چاپ متفاوت به فارسي از آن موجود است) و «اقتدا (يا تشب‍ّه) به مسيح» (كه دو مترجم و ناشر آن را به فارسي منتشر كرده‌اند) و بسياري كتابهاي الهيات و ادبي ديگر مسيحي ـ اين كتاب «سياحت مسيحي» هم تحت عنواني متفاوت (كه البته ترجمة دقيق‌تري از عنوان انگليسي اين اثر، يعني Pilgrim's Progress هم هست) به نام «سير و سلوك زائر» توسط «گلناز حامدي» ترجمه و به همت انتشارات مدحت در سال 1381 منتشر شده است.
پيش از اينكه پيش‌تر رويم، ذكر خلاصه‌اي از اين اثر داستاني جاويدان در مسيحيت، ضروري به نظر مي‌رسد:
سياحت مسيحي، شرح مسافرت و تجربيات يك جويندة حقيقت است كه از شهر هلاكت بيرون آمده و خواهان آن است كه به مقصد خود يعني شهر آسماني وارد گردد [شود]. به بيان ديگر اين سفر، سفر هر مسيحي است كه مي‌خواهد در زندگي خود به سعادت ابدي كه تنها در حضور خداوند است، دست يابد. نويسنده در اين كتاب، اتفاقات زندگي و عمر انسان مسيحي را در اين جهان، به صورت رؤيا بيان مي‌كند و هدف او اين است كه به مسيحيان، قوت قلب بخشد تا بتوانند زحمات و سختيهاي اين جهان شرير را تحمل نموده و به شهر آسماني وارد گردند7 [شوند].
«انتشارات نور جهان» كه از سوي دو كليساي پروتستان ايران، يعني كليساهاي انجيلي و اسقفي، از 1305 ه‍ . ش. (1926 م) رسماً تأسيس شده ـ البته قبل از اين تاريخ هم فعاليت داشت ـ در طي عمر طولاني و پ‍ُربار خود، علاوه بر چاپ كتابهاي تاريخي و تعليمي و كليسايي، توجه خاصي به ادبيات داستاني مسيحي داشت. در اينجا به ذكر بعضي از كتب منتشرة «نور جهان» كه از مضمون داستاني برخوردارند، پرداخته مي‌شود: ردا (خرقه)، در پي‌ِ عيسي، بن هور، ستارة درخشان يا داستان مجوسي چهارم، كجا مي‌روي؟ (يا هوسهاي امپراتور).
«نور جهان» بعضي از آثار ادبي و داستاني جهان را هم، براي اولين بار به فارسي منتشر كرده است؛ مانند: داويد كاپرفيلد «اثر چارلز ديكنز»، شهزاده و بينوا «اثر مارك تواين»، و تام ساير «اثر مارك تواين».
بعضي از كتابهاي «نور جهان»، داستانهاي حقيقي و شرح چگونگي ايمان آوردن اشخاص به مسيح بود؛ از قبيل: جوان طبال، چگونه به هدف زندگي خود پي بردم، چگونه نجات يافتم، خانة حسن، مردي كه در شنزار فرو رفت، مژدة نجات، فردوس پاداش جانبازي، يا سرگذشت سادو ساندر سينگ، س‍َن فرانسيس ا‌َسيسي، فقير‌ِ غني، قهرمان مسيحي، يا سرگذشت بنيامين بدل، كاگاواي ژاذپني، ميراث بهي، مارتين لوتر، جان وسلي.
در اين ميان، كودكان سهم خاصي داشتند. «نور جهان» چندين جلد كتاب «درس اخلاق» براي تدريس در كلاسهاي «كانون شادي» كه خاص كودكان در كليساهاي انجيلي و اسقفي تشكيل مي‌شد، منتشر كرد. ماية اصلي اين كتابها، داستان اخلاقي و آموزنده براي كودكان مسيحي بود. و البته، بسياري از ديگر كتابهاي كوچك و كم‌حجم «نور جهان»، در واقع داستانهايي براي كودكان بودند؛ از جمله: اردك پ‍ُرچونه، برزگر و مزرعه او، پدر مهربان، خاكستري، خدا را به من بشناسان، خرگوش بهانه‌گير، ستارة پادشاه، شبان و گوسفندانش، عيسي، دوست بچه‌ها، سرودي كه شبانان شنيدند، گربة مقل‍ّد، ميلينگ (دختر چيني)، ميمون مسخره، وقتي مسيح كوچك بود.
نوجوانان و جوانان نيز مي‌توانستند از كتابهاي خاص ردة سني خود برخوردار باشند؛ مانند: كوهستان سبز، مهر فرزندي، آدابان جوان، ابي لينكن، استيفان يوناني، بازگشت لاسي، با شهامت، بن فرانكلن، پادشاه نهر طلايي، پسر چوپان، پسر گداي جليلي، تام اديسون، تلاش لوئيزا (از كتاب زنان كوچك)، تلاش نيكو، ج‍ُرج كارو‌ِر، جين ا‌َد‌َمز، حكايات شيرين، سرگذشت اشخاص نيكوكار، سه عروسي (از كتاب زنان كوچك)، شهر درخشان، كتاب شادماني، كلارا بارت‍ُن، گنج در ميان برف، ناتان، نخستين بانوي پزشك، ويكي سگ راهنما و هايدي كه اين آثار، شم‍ّه‌اي از كتابهاي داستاني منتشرشده، توسط اين انتشارات مسيحي بسيار فعال و پ‍ُركار بود8.
در دهه‌هاي اخير و با پايان يافتن فعاليت «نور جهان»، سه انتشارات «حيات ابدي» و «آفتاب عدالت» و «آموزشگاه كتاب مقدس» كه به كليساي پروتستان ديگري در ايران به نام «جماعت رب‍ّاني» تعلق داشتند، خدمت پ‍ُرباري به ادبيات مسيحي و كليساهاي ايران انجام دادند. از كتابهاي تعليمي و الهياتي آنها كه بگذريم، اين كتابها را مي‌توان جزو ادبيات داستاني اين انتشارات محسوب كرد: قصة پيوستن، انجيل در پشت پردة آهنين، شعلة فروزان (زندگي ديويد برينرد)، قهرمان ايمان (زندگي ويگلزورث)، بيست و پنج داستان كتاب مقدس.
همزمان با آنها و در چند دهة اخير، انتشارات «كانون يوحناي رسول» وابسته به كليساي كاتوليك آشوري ـ كلداني‌ِ تهران نيز، به كليساها و مسيحيان ايراني خدمات بزرگي ارائه كرده است. كتابهاي ارزشمند بسياري، به خصوص در زمينة تعاليم كليساي كاتوليك و تاريخ كليساي شرق، از سوي اين كانون انتشاراتي در اختيار مسيحيان ايران قرار گرفته‌اند. در مورد كتب داستاني منتشره، توسط «كانون يوحناي رسول»، مي‌توان لااقل به اين كتابها اشاره نمود: د‌ُن ب‍ُسك‍ُو ـ يك زائر روس ـ داستان يك زندگي (ترز مارت‍َن).
نگارنده، پس از دستگذاري به مقام كشيشي و به عهده گرفتن مسئوليت شباني كليساي انجيلي آشوري تهران در سال 1366، توجه به ادبيات مسيحي و احياي گذشتة پ‍ُرافتخار انتشارات كليساي انجيلي آشوري را از جمله وظايف خود مي‌داند. با توجه به تاريخ يكصد و هفتاد سالة‌اين كليسا (در ايران) درمي‌يابيم كه اولين دستگاه چاپ سربي در سال 1840 م (1219 ه‍ . ش) وارد اروميه شد و توسط مبش‍ّران خارجي كليساي پروتستان در خدمت به كليساي انجيلي آشوري به كار گرفته شد9.
از همان ابتدا، علاوه بر چاپ انجيل و كتب مذهبي و تفسيري به زبان آشوري، به چاپ داستانهايي براي كودكان هم توجه مي‌شد؛ كه «حكاياتي از كتب مقدسه»، «دختر يك كشاورز والبريج»، «ج‍ِيني كوچولو»، «انگشتري طلا»، «بچه‌هاي فقيري كه مشهور شدند»، و «حكاياتي براي كودكان» از اين جمله‌اند10.
نبايد از ياد برد كه «اشعة روشنايي» اولين نشرية چاپ س‍ُربي در ايران بود كه به زبان آشوري و توسط كليساي انجيلي آشوري اروميه از 1849 م (1228 ه‍ . ش.) تا 1918 م (1297 ه‍ . ش.) قريب به هفتاد سال منتشر مي‌شد11. همين باعث شد كه نگارنده نيز، به تقويت بولتن داخلي كليساي انجيلي آشوري تهران، به نام «ماهنامة ستارة درخشندة صبح» به دو زبان آشوري و فارسي، و نيز نشر كتب و جزوات، توجه بيشتري داشته باشد. با تعطيلي ماهنامة مذكور، از سال 2000 م (1379 ه‍ . ش) فصلنامة «الف و ي» صرفاً به زبان آشوري منتشر شد. در هر دو نشرية فوق، هيچ شماره‌اي بدون «داستان» نبوده و حتي در بعضي موارد از آثار نويسندگان برجسته جهان كه داستانهايي با مضمون خاص مسيحي نوشته‌اند، استفاده شده است. نمونة اين‌گونه داستانهاي به چاپ رسيده در «ماهنامة ستارة درخشندة صبح» به فارسي و يا در فصلنامة «الف و ي» به زبان آشوري، عبارت‌اند از: «غول خودخواه» و «آموزگار خ‍ِر‌َد» اثر اسكار وايلد، «كشيش» اثر گي‌دو موپاسان، «هدية سال نو» و «پليس و سرود كليسا» اثر ا‌ُ. هنري، «پروفسور د‌ِپل‍ِن» اثر اونوره دو بالزاك، «كودك» اثر آلبرتو موراويا، «نامه به خدا» اثر فوئنتس گرگوريه لوپزيه، «نخستين اعتراف» اثر فرانك اوكانر، «شرط‌بندي» اثر آنتوان چخوف، «افسانة كرانة رود ر‌ِن» اثر ويكتور هوگو، «درخت كريسمس بهشتي» اثر فيودور.
در خاتمه لازم است از دوست عزيزم اديسون ساعد هم كه در بين مسيحيان ايراني او را به خوبي مي‌شناسم يادي كنم او در داستان‌نويسي مسيحي قلم شيوايي دارد و چند داستان از او نيز در ماهنامة اين كليسا به چاپ رسيده است.

پي‌نوشت‌ها:
1. ميلر، ويليام. «تاريخ كليساي قديم در امپراطوري روم و ايران»، ترجمة علي نخستين، انتشارات اساطير، چاپ اول (اين ناشر)، تهران 1382، ص 100.
2. ماهنامة انتشارات حيات ابدي، شمارة 10، فوريه و مارس 1985.
3. نفيسي، سعيد. «مسيحيت در ايران»، به اهتمام عبدالكريم جربزه‌دار، انتشارات اساطير، چاپ اول (اين ناشر)، تهران، 1383، (صص 42، 85، 91).
4. سيمونو، نمرود، «پل ب‍ِيجان»، ناشر: مؤلف، چاپ اول، تهران، 1363 (1984)، ص 60.
5. مك‌وي، ك‍َتلين، «سرودهاي مار اپريم سرياني»، كانون يوحناي رسول، بي‌تا.
6. Foxe, John. "Foxe's Christian Martyrs of the World", Barbour & Company, Uhrichsville, USA, 1989.
7. بانيان، جان. «سياحت مسيحي»، بازنويسي: حسام مرتضوي، انتشارات ايلام، انگلستان، ژوئية 2001، (ص 4).
8. نقل از دو كتابچة «فهرست نشريات نور جهان»، 1340 برابر با 1961 و نيز 1348 برابر با 1969.
9. ا‌ِلد‌ِر، دكتر جان. «تاريخ ميسيون آمريكايي در ايران»، مترجم: سهيل آذري، انتشارات نور جهان، تهران، 1333، ص 10.
10. محمدي، محمدهادي و زهره قاييني، «تاريخ ادبيات كودكان ايران»، نشر چيستا، تهران، 1380، جلد چهارم، (صص 673 ـ 665.)
11. مجيدي، دكتر موسي، «تاريخچه و تحليل روزنامه‌هاي آذربايجان (1380 ـ 1230)»، كتابخانة ملي جمهوري اسلامي ايران، تهران، 1382، (صص 114 ـ 113.)
گ‍ِو‌َرگيز، هانيبال، «زاهر يرا دي باهرا، اولين روزنامة آشوري‌هاي ايران و جهان»، پژوهشنامة تاريخ مطبوعات ايران، (صص 481 ـ 466.)

 

» نسخه قابل چاپ     » ارسال صفحه برای دوستان

 

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 53655085