خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » مجلات

 

شعر برخاسته از ذوق و دانايي

سید محمود سجادی

 

بدون شك داشتن ذوق هنري لازمه كار شاعر راستين زمان است و در همه ادوار شعري تجربه شده كه يك حقيقت وراء دانش و معلومات شعري هست كه كار سراينده را از ديگران متمايز مي‌كند و آن حقيقت يا موهبت همان «ذوق» و «استعداد» و «آنيت» و «روحيه شاعرانه» است. اما بايد تأكيد و تكرار كرد كه ذوق و شوق تنها و يا به گفته طعنه‌آميز و شوخ‌طبعانه ايرج‌ميرزا صرف «طبع روان» كارساز نيست و «معاني و بيان» هم بايد دانست.
ابن خلدون مورخ تونسي و جامعه‌شناس دقيق و نام‌آور قرن هشتم هجري در مقدمة كتاب «تاريخ» خود مي‌گويد: «... شاعر بايد چندين هزار بيت از آثار اساتيد را چنان مرور كند كه همه را به خاطر بسپارد و به حدي در ممارست بكوشد كه مضامين آنها مركوز ذهن وي شود. چون چنين كرد هنگامي كه اراده كند مضموني را بسرايد گنجينه خاطر و حافظة او چنان سرشار است كه خود به خود بهترين كلمات و لطيف‌ترين تعابير و الفاظ را جهت بيان مفاهيم ذهني خويش در اختيار دارد.» من شايد زياد معتقد به اين گفته نباشم كه شاعر بايد چندين هزار بيت شعر از بر داشته باشد اما بدون شك آشنايي و حشر و نشر با آثار شاعران سلف يا هم‌زمان خود به توسعه ميدان آگاهي، تعميق دانسته‌ها و نظم فكري و عادت شعري كمك مي‌كند.
براي دست يازيدن به دامن فرشته الهام يا الهه شعر بايد هم شايق بود و هم لايق. بايد شوق و ذوق شعر را در كنار آگاهيها و اطلاعات جامع شعري دارا بود.
فرشته شعر آن‌قدر زيبا و باشكوه و متكبر و پرهيمنه است كه به آساني به خانه اين و آن قدم نمي‌نهد. نبايد منتظر او ماند. بايد به طرف آن رفت، بلكه بايد به سوي او دويد و مشتاقانه و سخت‌كوشانه گوشه‌اي از دامن او را به دست آورد.
وقتي از شاعري مي‌پرسي كه آيا به تازگي شعري سروده‌اي يا نه؟ گاه با تأسف و تحسر پاسخ مي‌دهد كه: نه! چند وقتي است كه شعري نگفته‌ام. يعني اينكه فرشته الهام به سراغم نيامده. خوب مي‌توان به او گفت: تو چرا به طرف فرشته الهام نرفته‌اي؟!
كلامي كه زيبا، خيال‌انگيز، موزون، مقفي، منظم، مرتب، معنوي و ... و ... است2 شايستگي آن را دارد كه براي حشر و نشر با او تلاش بكنيد تا به ساحت پاكش راه يابيد. بايد عشق شاعري را در كنار علم شاعري به طور توأمان به دست آورد. هر كدام از اين دو به‌تنهايي ناقص و ابتر است بلكه بايد با هم و در كنار هم باشند؛ مثل دو بال يك پرنده، مثل دو مصرع يك بيت يا كلمه‌اي از دو كلمه مضاف يا مضاف‌اليه كه ادا نشده و پا در هوا بماند. صاحب المعجم مي‌گويد: «بدان كه شعر در اصل لغت دانش است و استدلال راست و از روي اصطلاح سخني است انديشيده، مرتب، معنوي، موزون، متكرر، متساوي، حروف آخرين آن به يكديگر ماننده ...»3 (ص 960 از چاپ علامة قزويني) خوب مسلم است براي پديد آوردن يك هم‌چو كلام منبعث از علم و هنر بايد به اسباب و لوازم آن مجهز بود. نظامي عروضي هم شاعري را «صناعت» مي‌داند. پس فقط نبايد به الهام و جوشش و ذوق و استعداد و غير‌ِ‌ه‍ُم دل خوش داشت. اگر كسي مي‌خواهد شاعر بشود بايد دانش شاعري را كسب كند همچنان كه اگر مي‌خواهد طبيب بشود بايد علم طب را به دست آورد. من هرگز نمي‌گويم شاعري را در دانشكده‌هاي ادبيات بايد فرا‌گرفت بلكه مي‌گويم بايد روحا‌ً، قلبا‌ً و عاطفتا‌ً شاعر بود. بايد شاعرانه زندگي كرد، شاعرانه فكر كرد، شاعرانه با كائنات پيرامون خود برخورد داشت و شاعرانه نفس كشيد و شاعرانه هم م‍ُرد. در اين صورت است كه از خاكستر يك ققنوس سوخته ققنوس ديگري پديد مي‌آيد و پرواز مي‌كند.
گفتيم از يك سوي شاعر بايد «ذوق سليم» داشته باشد، «لطافت روح» و «شفافيت عاطفه» داشته باشد، هنرگراي باشد از داشتن يك ذهن كريستال متبلور بهره بگيرد كه، مزخرفات و م‍ُبتذلات زندگي در خود فرو‌نبرندش و به قول معروف به پوست خربوزه‌اي دلخوش نباشد كه مولانا فرمود:
گاو در بغداد آيد هر زمان
بگذرد از اين سران تا آن سران
از همه عيش و خوشيها مزه
او نجويد غير قشر خربزه
و در كنار اين همه مجهز به دانش شعري باشد و بكوشد كه به معناي واقعي شاعر شود.
پس «جوشش» و «كوشش» لازم و ملزوم يكديگرند. نظامي عروضي در همين مقوله در «چهار مقاله» مي‌گويد: «.... ما اگر جواني ب‍ُو‌َد كه طبع راست دارد اگر‌چه شعرش نيك نباشد اميد بود كه نيك شود و در شريعت آزادگي تربيت او واجب باشد و تعهد او فرضيه و تفقد او لازم ...»
ذوق شعري لازم است، اطلاعات شعري نيز لازم. وقتي كه سعدي درباره شعر خود مي‌فرمايد: «حد همين است سخنداني و زيبايي را «قصد تفاخر و خودستايي ندارد چرا كه شأن او اج‍َل‌ِّ از اين شايبه‌هاست بلكه او واقع‌گويي مي‌كند و حتي با يك ديد انتقادي از شعر خود سخن مي‌گويد. او مردي دانشمند و هنرگراي بوده و از مطالعات عميق و پ‍ُردامنه‌اي برخوردار بوده. مي‌توان استادان مشايخ م‍َد‌ْر‌ِسي او را معرفي كرد، حتي دامنه تأثيرات و تأثرات او را به طور مستند پيدا كرد. با اندك جست‌وجويي در كتب مربوطه مثل تحقيقات محمدعلي فروغي و علي دشتي و خليل خطيب رهبر و سعدي‌شناسان و سعدي‌پژوهان ديگر به سير مطالعاتي او دست يافت. او شاعري است كه هم اصول سخنوري را با بالاترين معيارهايش مي‌داد و هم زيبايي و كمال و هم كمال زيبايي را به خوبي به كار مي‌برد، پيراستگي و آراستگي دروني و بيروني كه منبعث از ذوق سليم و فطرت شاعرانه او است در شعرش حضور دارد. سعدي نيز چون مولوي و حافظ و «ديگراني چند» هم روحا‌ً شاعر است و هم فكرا‌ً.
اگر يك شاعر ايراني به آثار گذشتگان بي‌اعتنا باشد، گنجينه دانش و فرهنگ و فرهيختگي اين ملت بزرگ را نشناسد، پس چگونه مي‌تواند از كلامي منسجم، متين، فخيم، دلنشين، رساننده و جامع و مانع برخوردار باشد؟
ملاحظه بفرماييد، ما، در كشوري زندگي مي‌كنيم كه همواره مهد علم و تمدن و فضيلت و دانايي بوده. كتاب و كتابخانه در جوامع علمي نقش تعيين‌كننده‌اي داشته و بعضي از شاعران مطرحمان (مثلا‌ً مسعود سعد سلمان) كتابدار و كتابگزار بوده‌اند و همچنين ابن سينا دانشمند شاعر جهاني كتابدار بوده و از معاصران نيز خانم پروين اعتصامي كه لااقل در عرصه شعر زنان ايران پديده‌اي مبارك بوده است كتابدار بوده و يا محمد زهري شاعر نوپرداز صاحب سبك كتابدار و كتابگزار بود و خانم ميمنت ذوالقدر (مير‌صادقي) شاعر و محقق معاصر كتابدار و كتاب‌شناس بود و گروهي ديگر از شاعران شناخته‌شده كه دائما‌‌ً در كتابخانه‌ها پرسه مي‌زده‌اند و به قول معروف «كرم كتاب» (Book worm) بوده‌اند مثلا‌ً مهدي اخوان ثالث (م. اميد) كه هميشه در كتابخانة نه‌چندان بزرگ اما بسيار ارزشمند خودش و يا كتابخانه ملك، ملي، مجلس شورا و كتابخانه‌هاي ديگر تفحص و تحقيق داشت. مقدسي در كتاب احسن التقاسيم خود مي‌گويد: «در دستگاه عضدالدوله ديلمي كتابخانه‌اي بوده عظيم، چنان‌كه هيچ كتابي در انواع علوم تأليف نمي‌شده مگر آنكه در آن كتابخانه گرد مي‌آمده و كتب مربوط به هر يك از انواع علوم را در اتاقهايي معين و عليٰحّد‌ِه مرتب ساخته بوده‌اند و اين كتابخانه را فهرستهايي بوده كه اسامي كليه كتب و مشخصات آنها را در آن فهرستها درج كرده بوده‌اند و خواستاران، هر كتابي مي‌طلبيده‌اند مي‌توانسته‌اند به آساني بيابند ...»4 تاريخ ادبيات، صفا، ج اول).
ابن عميد را كتابخانه‌اي بوده حاوي صد بار شتر كتاب در علوم و فنون مختلف و انواع ح‍ِكَم و آداب ... (ابن مسكويه). «كتابخانه صاحب‌بن عباد را در سفرها چهار‌صد شتر مي‌كشيده‌اند ...» (يتيمه الذهر ثعالبي و روضات الجن‍ّات). مطمئنا‌‌ً بسياري از اين كتب و اسناد و مدارك علمي و پژوهشي مورد مراجعه و استفاده شاعران اين عصر به‌خصوص شاعراني كه به ضرورتهايي با دربار و بزرگان حكومتي، حشر و نشر داشته‌اند قرار مي‌گرفته. ما از مطاوي و مندرجات اشعار شاعران بزرگ مي‌توانيم به خوبي استنباط كنيم كه آنها با كتاب و كتابخانه در تماس و ارتباط بوده‌اند. كما اينكه فردوسي براي تهيه و تدوين كتاب عظيمش منابعي مكتوب در اختيار داشته و ناصر خسرو و خاقاني و ظهير فاريابي و كمال اسماعيل و ديگران و ديگران همگي اهل مطالعه و تحقيق و تدقيق بوده و اگر چنين نبودند بي‌شك داراي شعري به آن فخامت و متانت نمي‌شدند.
كتابخانه قلعه الموت يكي از مهم‌ترين و معظم‌ترين كتابخانه‌هاي دنياي آن زمان بوده. عطا ملك جوييني كه با مغولان به الموت رسيده بود در مورد كتابخانه قلعه گويد: «وقتي كه پاي در پاي لم سر بودم؛ بر هوس مطالعه كتابخانه‌ها كه صيت آن در اقطار شايع بود عرضه داشتم كه نفايس كتب الموت را تضييع نتوان كرد. پادشاه آن سخن را پسنديده فرمود و اشارت راند تا به مطالعه آن رفتم و آنچه يافتم از مصاحف و نفايس كتب را بر مثال ي‍َخ‍ْر‌ِج‌ُ ال‍ْح‍‌‍َي‌ِّ م‍ِن‌َ ال‍ْم‍َي‍ِّت‌ْ بيرون آوردم و آلات رصد ... و باقي آنچه تعلق به ضلالت و غوايت ايشان داشت كه نه بر معقول استوار بود و نه بر منقول‌ْ معتمد بسوختم» كه در اينجا با يكي از اولين مظاهر وحشتناك سانسور و كتابسوزان نيز مواجه مي‌شويم.
مطمئنا‌ً كتاب و كتابخانه و وسايط ارتباط جمعي جديد و وسايل اطلاع‌رساني گسترده و پيچيده مدرن مانند كامپيوتر يا اينترنت به طور صرف، صد در‌صد و منحصر هنر و دانش شعر و شاعري را به وجود نمي‌آورد اما اگر شخصي كه ذوق و زمينه و استعداد و روحيه شاعري داشته باشد و آن روحيه و ذوق در ج‍‍ِب‍ِل‍َّت او به وديعه گذاشته شده باشد و جلوه‌هاي جذاب شعر در وجودش متجل‍ّي باشد و زلال شعر در نهادش بجوشد بدون كوشش در جهت مجهز شدن به دانش و صنايع و بدايع شعري و توس‍ّع مجموعه لغات و اصطلاحات و عبارات و ممارست در آثار ادبي و فكري و فرهنگي جهان شعري يك بعدي، سطحي، ناكامل و نتيجتا‌ً فناپذير و فراموش‌شدني خواهد داشت. آن همه ناظمان و متشاعران متذو‌ّق‌ِ مذكور در ج‍ُنگها و كشكولها و تراجم احوال مثلا‌ً آتشكده آذر يا تذكره دولتشاه يا بهار عجم و غيره و غيره كه تنها مجهز به «طبع شعر» بوده‌اند و از آنها تنها ذكري و تك و توك بيتي و بيتكي و شعري و شعركي به جا مانده همان كساني هستند كه به داشتن ذوق شعري بسنده كرده و به جوشش شعر از به اصطلاح چشمه طبعشان دل خوش داشته‌اند.
شاعر بايد در خود قدرت شاعري را به نحو پويا و دايم‌الت‍ّزايد زنده و پ‍ُر‌جان و جنم نگه دارد. بكوشد تا به دانشها و دانستنيهاي زمان خود و نيز گذشته احاطه نظر داشته باشد. كتب لغت و فرهنگها و دايرة‌المعارفها و كتب درسي از قديم‌الايام تا كنون مشحون و مالامال از مستندات شعري يا منظوم هستند كه در بيان معناي يك لغت مشكل و شاد و گاه متروك يا يك اصطلاح علمي و ادبي؛ يك ضرب‌المثل، يك اسطوره، يك واقعة تاريخي، يك مكان جغرافيايي از سروده‌هاي شاعران گذشته شاهد مثال آورده شده و اي بسا كه اگر شاعران و سرايندگان ما آن همه محيط به علوم، فنون، دانشهاي ادبي و عقلي و نقلي نبودند ابيات و اشعارشان به عنوان تعريف و توضيح و شاهد مثال آورده نمي‌شد و آن واژگان و اصطلاحات در اثر به كار بردن شاعران استمرار پيدا كرده‌اند و با گوشها آشنا و بر زبانها جاري شده‌اند. بيان آركاييك شاعر‌‌ِ استاد در دوران خودمان «مهدي اخوان ثالث» كه به‌حق يكي از اولين بنيانگذاران شعر نوي نيمايي است و به شايستگي آبروي شعر معاصر ايران‌زمين است برخاسته از ذوق شعري و مطالعات لاينقطع ادبي و شعري و تاريخي او بود. نيم‌نگاهي به كارنامه درخشان شاعري او از «ارغنون» تا مثلا‌ً «زندگي مي‌گويد اما باز بايد زيست بايد زيست» و همه كارها و كتابهايش به ما مي‌باوراند كه او هم روحا‌ً شاعر بود و هم فكرا‌ً. او فكر و ذكرش شعر بود. نگاهش شاعرانه بود نفس كشيدنش شاعرانه بود دوستانش حلقه‌اي از شاعران و نويسندگان و اديبان بودند.
بيان او در ادامه و استمرار كلام فاخر و ماندگار فردوسي و خاقاني و ناصرخسرو و اديبين (پيشاوري و نيشابوري) و ايرج‌ميرزا و نيما بود. من بسيار بعيد مي‌دانم كه اگر مثلا‌ً ما فردوسي‌‌اي نمي‌داشتيم مي‌توانستيم اخوان ثالثي داشته باشيم. شعر معاصر ما نتيجه قهري و جبري و طبيعي اما با جهش شعر قدمايي ماست. مي‌بينيم كه براي توضيح و تبيين موازين علمي، اصطلاحات فقهي، علوم مربوط به هيبت و ستاره‌شناسي، علوم موسيقايي و حتي علوم غريبه مثل جفر و رمل و اسطرلاب و غيره و غيره و نيز عقايد و آرايي كه توسط علوم جديد منسوخ شده‌اند بايد به شواهد شعري شاعران مراجعه كنيم. ما امروز مي‌دانيم كه تمام اجسام در اثر قوه ثقل سقوط مي‌نمايند و تمام اجرام سماوي در اثر قوه جاذبه متحر‌ّك‌اند و زمين به دور خورشيد مي‌چرخد و زمين كروي است نه مسطح و .. و ... و ... در حالي‌كه قدما نظريات ديگر داشتند؛ زمين را ثابت پنداشته و خورشيد را متحرك. زمين را بر شاخ گاوي مستقر مي‌دانستند كه سالي يك بار آن گاو كذايي آن را از اين شاخ به آن شاخ خود ق‍ِل مي‌داد كه اين اعتقاد حتي در شعر حكيم عمر خيام نيز منعكس شده است.
به هر حال بطلان بسياري از اعتقادات علمي و آراي فلسفي و ح‍ِكمي عالمان و فيلسوفان قديم منسوخ شده و براي يك بررسي تطبيقي و انتقادي ناگزير از مراجعه به منابع منظوم هستيم. نظريه‌هاي علمي هميشه در سروده‌هاي شاعران ما نقش مشخص متمايزي داشته‌اند. كما اينكه مي‌توانيم از مندرجات و مطاوي اشعار شاعران قديم پي به دنياي دگماتيك و گاه خرافي گروهي از عالمان و نظريه‌پردازان متقدم كشور يا جهان ببريم. تعدادي از مكاتب جديد ادبي از جمله سوررئاليسم محصول نظريه‌ها و تئوريهاي جديد علمي مانند (تنازع بقا) و (بقاي انسب) داروين يا نسبيت اينيشتين كه نظرية (مطلق بودن زمان و مكان) را باطل كرد در آثار ادبي بسياري از نويسندگان و شاعران جهان مؤثر بوده است و نيز نظريه‌هاي فلسفي شوپنهاور و نيچه و هايدگر و ژان پل سارتر و ديگران كه توسط گروهي از شاعران مورد تبعيت قرار گرفت و در آثارشان منعكس گرديد. آشنايي شاعران با دنياي علم در تكوين و تكون و توسعه و تعميق شعرشان كاملا‌ً مؤثر بوده است.
همچنان كه در شعر قدمايي آشنايي شاعران با زبان عربي و در دوران معاصر آشنايي با زبانهاي اروپايي كاملا‌ً تأثير داشته است. ما نمي‌‌توانيم منكر تأثير آرام و هنرمندانه شعر كساني چون مايا‌كوفسكي يا رابرت فراست يا استيفن اسپندر يا ژاك پروه‌ور يا ژان كوكتو يا ريلكه يا خوان رامون خيمه نز يا اليوت و از راپاند و پل والري و سن ژان پرس و فدريكو گارسيالوركا و شاعران جديد آمريكاي لاتين و غيره در شعر شاعران نوپردازمان از جمله احمد شاملو كه خود از مترجمان آثار تعدادي از آنان و معرفي‌كنندگان آنها بود يا در شعر فروغ و نادرپور و براهني و يا رؤيايي و احمدي و جز آنها گرديد و اين به هيچ‌وجه نقصي و شكستي براي شعر آنان نيست. شاعران با همه تفاوتهاي تاريخي و جغرافيايي و فرهنگي در دنياي واحدي سير مي‌كنند و علقه‌هاي مشترك فراواني دارند به‌خصوص شاعراني كه از پيله محدود زمان و مكان خود خارج شده و به بين‌الملل شعر نزديك گرديده‌اند.
پل والري شاعر و منتقد پ‍ُرآوازه فرانسوي مي‌گويد: «شاعر كسي است كه دشواريهاي همراه هنر در او موجد افكار تازه‌اي شود و شاعر كسي نيست كه دشواريها افكار تازه را از او سلب كنند ...» آندره موروا نويسنده اديب روشنفكر مشهور هم‌وطنش در توضيح و تأييد اين كلام او مي‌گويد: «شاعر كسي است كه بكوشد تا به وسيله كار مداوم بر همه دشواريهاي شعر پيروز گردد.» شعر ساده در بعضي مواقع مي‌تواند زيبا و دلنشين باشد مانند تعدادي از اشعار بوستان سعدي يا بعضي از ابيات غزلهايش يا بعضي قطعات مثلا‌ً ابن يمين از قدما و پروين اعتصامي يا ايرج‌ميرزا از متأخران و كارهايي از مثلا‌ً اخوان ثالث از معاصران اما سادگي مطمئنا‌ً تنها وجه امتياز آنها نيست.
بدون شك آن شاعران براي سرودن همان شعرهاي ساده نيز زحمات زيادي كشيده‌اند. وقتي كه شاملو شعر معروف پريا را به زبان كودكانه و شايد براي كودكان سرود يا فروغ فرخزاد شعر «به علي گفت مادرش روزي» را سرود ناگهان موج پ‍ُردامنه‌اي از كودكانه‌گويي يا ساده‌گويي يا عاميانه‌گويي و به كار بردن گويشهاي محلي و واژگان عاميانه در بين شاعران جوان راه افتاد اما هيچ‌كدام نتوانستند توفيق آن دو عزيز به خاك و خاطره پيوسته را به دست آورند. در كتاب مرجع بسيار مفيد مكتبهاي ادبي تأليف و گردآوري رضا سيد‌حسيني اين نظريه را از پل والري مي‌خوانيم: اگر شعر كامل‌ترين و خالص‌ترين هنرهاست از اين رو است كه قهرا‌ً بايد قيود متعدد گوناگوني را گردن نهد. اجبارا‌ً مطلق قيود و قواعد شاعر را وامي‌دارد كه از ميان ازدحام انبوه افكار و استعارات كه در روحش موج مي‌زنند و از ميان مبتذلات گوناگون آنچه را كه بايد گفت و نوشت به دقت برگزيند.

پل والري شاعر و منتقد پ‍ُرآوازه فرانسوي مي‌گويد: «شاعر كسي است كه دشواريهاي همراه هنر در او موجد افكار تازه‌اي شود و شاعر كسي نيست كه دشواريها افكار تازه را از او سلب كنند ...»

 

» نسخه قابل چاپ     » ارسال صفحه برای دوستان

 

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 53588132