خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » ویژه نامه

 

 
 

شهادت آیت الله سیدحسن مدرس: روز مجلس

مردی كه مثل هیچكس نبود!



تولد و جوانی

در سال ۱۲۷۸ هجری قمری (حدود ۱۲۴۰ خورشیدی) در روستای کچوی اردستان به دنیا آمد. در جوانی به قمشه و اصفهان رفت و به حوزه علمیه وارد شد. بعد به نجف رفت و هفت سال در درس ملامحمدکاظم خراسانی و سیدمحمد کاظم یزدی حاضر شد. پس از بازگشت به اصفهان در مدرسه «جده کوچک» فقه و اصول تدریس کرد.

مشروطه

در جنبش مشروطه به مشروطه خواهان پیوست و از موسسان «انجمن ملی» در اصفهان بود. در دوره دوم مجلس شورای ملی که پس از استبداد صغیر برپا شد، به عنوان یکی از پنج مجتهد طراز اول به نمایندگی از علما شرکت کرد.

قرارداد ۱۹۱۹

مدرس در جریان مطرح شدن قرارداد ۱۹۱۹ به شدت با این قرارداد مخالفت کرد. ولی در جریان بحث اعتبارنامه نصرت‌الدوله که از امضا کننذگان آن قرارداد و متهم به رشوه گیری از انگلیس بود از او دفاع کرد.

رضاشاه

او، همراه دکتر مصدق، از معدود نمایندگان مجلس پنجم بود که با انقراض سلسله قاجاریه و شاه شدن رضاخان مخالفت کرد. اما وقتی رضاشاه به سلطنت رسید سعی کرد با او مدارا کند. به همین دلیل در مجلس ششم هم به نمایندگی از مردم تهران شرکت کرد. اما در پایان این دوره مجلس رضا شاه که انتخابات با نظر او انجام می‌شد، مدرس را از نمایندگی محروم کرد. اعتراض او به جایی نرسید و کمی پس از گشایش مجلس هفتم دستگیر و تبعید شد.

مرگ

روز ۱۰ آذر ۱۳۱۶ در تبعید گاه خود در کاشمر درگذشت. او از مهر ماه ۱۳۰۷ در بازداشت و تبعید حکومت رضاشاه بود. گفته می‌‌شد گروهی از ماموران نظمیه، مدرس را به دستور مقامات شهربانی به قتل رسانده اند. این گروه پس از سقوط رضاشاه در دادگاهی که برای رسیدگی به اتهامات رئیس و ماموران نظمیه تشکیل شد، به قتل مدرس اعتراف کردند. با این‌همه جرئیات و انگیزه این قتل هنوز معلوم نیست.


آیت‌الله سیدحسن مدرس، زندگی و مبارزات
8 آذر 1384
پژوهشگر: محمدحسن رجبی


چکیده: آیت‌الله سیدحسن مدرس از علما و نمایندگان برجسته، مبارز و ضد استبدادی مجلس شورای ملی ایران در قرن چهاردهم هجری بود که یاد مبارزات و پایمردی های او در مقابل استبداد و استعمار خصوصا رضاخان پهلوی جاودان مانده است. روز ده آذر سالروز شهادت این بزرگمرد تاریخ معاصر به دستور رضاخان است. این نوشتار نگاهی دارد به زندگینامه شهید سید حسن مدرس.

شهید مدرس و عده ای از نمایندگان اقلیت مجلس پنجم شورای ملی آیت‌الله سیدحسن مدرس از علما و نمایندگان برجسته، مبارز و ضد استبدادی مجلس شورای ملی ایران در قرن چهاردهم هجری در 1287 ق در سرابه اردستان به دنیا آمد.
پدرش سید اسماعیل از سادات طباطبایی بود. در شش سالگی به همراه پدرش به قمشه رفت و نزد پدر بزرگش میر عبدالباقی درس خواند و پس از درگذشت میر عبدالباقی در شانزده سالگی برای ادامه تحصیلات به اصفهان رفت.
بعد از گذراندن مقدمات، به فراگیری دروس سطح پرداخت و در ضمن معقول را نزد میرزا جهانگیر‌خان قشقایی آموخت. دروس خارج فقه و اصول را نیز نزد استادانی چون شیخ مرتضی ریزی و آقا سیدمحمدباقر درچه‌ای خواند و سپس برای تكمیل تحصیلات خود در 1311 ق عازم نجف‌اشرف گردید و در مدرسه صدر ساكن شد. سیدحسن مدرس در طول دوران تحصیل در نجف روزهای پنجشنبه و جمعه كارگری می‌كرد و از آن راه امرار معاش می‌نمود. وی به مدت هفت سال از محضر درس آخوند خراسانی و سیدمحمدكاظم طباطبایی یزدی استفاده كرد و به درجه اجتهاد نایل شد و در 1324 ق، در سی ‌و هفت سالگی از راه اهواز و بختیاری، به اصفهان وارد شد و در آن شهر در منزلی محقر سكونت گزید.
مدرس به زودی در میان مردم اصفهان مشهور گردید. بزرگترین عامل اشتهار وی، ساده‌زیستی، صراحت كلام و مبارزه آشتی‌ناپذیر وی با متنفذان و مالكان بزرگ اصفهان بود كه همواره منافع خود را بر همه چیز ترجیح می‌دادند. او در جریان جنبش مشروطیت به حمایت از آن برخاست و در دوران استبداد صغیر با كمك حاج آقا نورالله اصفهانی، انجمنی مخفی بر ضد مستبدان تشكیل داد و با مشروطه‌خواهان بختیاری مخفیانه در تماس بود و همكاری داشت.
با دعوت و همكاری مدرس، نیروهای مشروطه‌خواه بختیاری به رهبری صمصام‌السلطنه، قوای دولتی را در اصفهان شكست دادند و حكومت آن شهر را در دست خود گرفتند و به‌عنوان غرامت خسارات خود، در صدد گرفتن مالیات از مردم برآمدند كه این امر با انتقاد و اعتراض شدید مدرس مواجه شد. صمصمام السلطنه نیز وی را دستگیر و تبعید نمود اما به خاطر اعتراض علما و مردم او را به شهر بازگرداند و در وضع مالیات تجدید‌نظر نمود، اما آنان همچنان توطئه می‌كردند و دوبار به او سوءقصد نمودند كه مدرس از آنها جان سالم به در برد.
همزمان با تشكیل دوره دوم مجلس شورای ملی، مدرس از سوی آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی ـ مطابق اصل دوم متمم قانون اساسی ـ به‌عنوان یكی از مجتهدان طراز اول به مجلس شورای ملی معرفی گردید و از سوی مجلس نیز پذیرفته شد و به ناچار اصفهان را به قصد تهران ترك گفت. در ذیحجه 1329 ق دولت روسیه تزاری به بهانة حضور شوستر امریكایی ـ كه امور مالیه كشور را برعهده داشت ـ به دولت ایران اولتیماتوم داد و متعاقب آن، قشون روس وارد بندر انزلی شد و تا قزوین پیشروی كرد. گرچه دولت این اولتیماتوم را پذیرفت لكن مجلس تحت‌تأثیر چهره‌هایی مانند مدرس به شدت با آن مخالفت كرد. در رمضان 1332 ق كه جنگ جهانی اول شروع شد، دولت ایران رسماً اعلام بی‌طرفی كرد اما قوای روسیه، انگلیس و عثمانی، بدون توجه به این بی‌طرفی وارد كشور شدند به زدوخورد با یكدیگر پرداختند. در محرم 1334 ق بیست‌وهفت نفر از نمایندگان مجلس و گروهی از رجال سیاسی و مردم عادی به منظور مقابله با تجاوزات روس و انگلیس به ایران، به طرف قم حركت كردند و در آن شهر «كمیته دفاع ملی» را تشكیل دادند و یك هیأت چهار نفری را برای اداره امور برگزیدند كه مدرس یكی از آنان بود. قوای روس، مهاجران را تعقیب كردند و آنان ناگزیر به غرب كشور رفته و از راه كرمانشاه، كرند و قصر‌شیرین خود را به اسلامبول رساندند. در همه مسیرهای داخل ایران، نیروهای روس مهاجران را تعقیب می‌كردند و زدوخوردهایی نیز میان آنان در می‌گرفت. مهاجران در تبعید، دولتی به ریاست نظام‌السلطنه تشكیل دادند كه در آن مدرس، وزیر عدلیه و اوقاف بود. مدرس در اسلامبول، در مدرسه ایرانیان آن شهر به تدریس پرداخت و اعضای دولت در تبعید نیز با سلطان عثمانی ملاقات كردند. در شعبان 1336 ق و با پایان یافتن جنگ جهانی اول، مدرس به همراه دیگر مهاجران به تهران بازگشت و در مدرسه دینی سپهسالار ـ كه نیابت تولیت آن را داشت ـ به تدریس پرداخت و در نظام اداری و آموزشی آن، تحولی به وجود آورد.
در ذیقعده 1337 ق، وثوق‌الدوله قرارداد ننگین 1919 را با انگلستان منعقد ساخت كه براساس آن اختیار امور مالی و نظامی دولت ایران در دست مستشاران انگلیسی قرار می‌گرفت. وثوق‌الدوله تصمیم داشت تا این قرارداد را در مجلس به وسیله طرفداران و دست‌نشاندگان خود به تصویب برساند اما براثر مخالفت‌های مدرس در مجلس و افكار عمومی، مجلس قرارداد مذكور را رد كرد و وثوق‌الدوله به ناچار از كار بركنار گردید. پس از كودتای سوم اسفند 1299 كه توسط رضاخان و سید ضیاءالدین طباطبایی صورت گرفت، بسیاری از آزادیخواهان دستگیر شدند. از جمله آنان مدرس بود كه به قزوین تبعید و در آنجا زندانی گردید. وی بیش از سه ماه در حبس بود و پس از عزل سید ضیاء آزاد شد. مدرس در انتخابات دوره چهارم مجلس شورای ملی كه در 1339 ق برگزار گردید، به نمایندگی مردم تهران انتخاب شد و در رأی‌گیری میان نمایندگان به نایب‌رئیسی مجلس نیز رسید. وی در آغاز این دوره با تصویب اعتبارنامه نمایندگان موافق قرارداد 1919 و همكاران وثوق‌الدوله مخالفت كرد و مانع تصویب اعتبارنامه آنان شد. مدرس در این دوره از رضاخان، سردار سپه، عامل كودتا كه پست وزارت جنگ را داشت و پایه‌های دیكتاتوری خود را مستحكم می‌كرد به شدت انتقاد نمود و گفت: «عجالتاً امنیت در دست كسی است كه اغلب ماها خوشوقت نیستیم. شما مگر ضعف نفس دارید كه این حرف‌ها را می‌زنید و در پرده سخن می‌گویید؟ ما [نمایندگان] بر هر كس قدرت داریم پادشاه را عزل كنیم، رئیس‌الوزراء را بیاوریم سؤال كنیم، استیضاح كنیم، عزلش كنیم و همچنین رضاخان را استیضاح كنیم، عزل كنیم. می‌روند در خانه‌شاه می‌نشینند. قدرتی كه مجلس دارد هیچ چیز نمی‌تواند در مقابلش بایستد...»
مدرس با دولت مستوفی‌الممالك به دلیل عدم قاطعیت كافی او، برنامه‌هایش و وجود رضاخان در پست وزارت جنگ مخالفت كرد و در خرداد 1302 دولت مستوفی را استیضاح نمود.
مدرس در انتخابات دوره پنجم مجلس شورای ملی كه در اواخر 1302 برگزار شد. علیرغم اعمال نفوذ نظامیان و مأموران شهربانی، به نمایندگی مردم تهران انتخاب گردید و از طرفی رضاخان به فرمان احمدشاه به نخست‌وزیری منصوب شد.
طرفداران رضاخان در داخل و خارج برای برچیدن رژیم قاجار و روی كار آمدن رضاخان، زمزمه ایجاد جمهوری در كشور را سر دادند. مدرس كه به نیت اصلی رضاخان و طرفدارانش پی برده بود با تغییر رژیم به مخالفت برخاست، اما همچنان نمایندگان هوادار رضاخان برآن امر اصرار داشتند و به منظور خاموش ساختن و عقب نشاندن مدرس، یكی از نمایندگان به او سیلی زد. خبر سیلی خوردن مدرس به بیرون از مجلس نیز كشیده شد و بلافاصله بازار تهران به‌عنوان اعتراض بسته شد و گروه وسیعی از مردم و روحانیون به تظاهرات پرداختند. در 2 فروردین 1303 تظاهرات دیگری در طرفداری از مدرس و مخالفت با جمهوری در اطراف مجلس شورای ملی برپا شد. رضاخان كه مخالفت شدید مدرس و نگرانی و اعتراض بسیاری از علما را از ایجاد جمهوری مشاهده كرد طی اعلامیه ای در فروردین آن سال، انصراف خود از ایجاد جمهوری اعلام كرد، و برای اطمینان دادن به علما به قم رفت و با علمای آنجا دیدار نمود. مدرس كه در مجلس در اقلیت قرار داشت از هر فرصت جهت افشای شخصیت دیكتاتوری رضاخان استفاده و مخالفان مدرس نیز از ایراد نطق وی در مجلس جلوگیری می‌كردند. سرانجام در روز 7 مرداد 1304، مدرس به همراه شش تن دیگر از نمایندگان مخالف، رضاخان رئیس‌الوزراء را به دلیل سوء سیاست داخلی و خارجی، قیام و اقدام بر ضد قانون اساسی و حكومت مشروطه استیضاح نمودند. رضاخان با تهدید و تطمیع و تزویر، همه را به همكاری و یا سكوت و انفعال كشانده بود و دیگر امكان موفقیت برای مدرس نمانده بود. مدرس این نكته را به خوبی دریافته بود و در پاسخ این سؤال كه آیا از این پس در مبارزة خود امید موفقیت دارد، گفت: «من در این كشمكش، چشم از حیات پوشیده و از مرگ باك ندارم. آرزو دارم اگر خونم بریزد، فایده‌ای در حصول آزادی داشته باشد. من تنها، از دستگاه سردار سپه نمی‌ترسم، اما او با تمام قدرت و جلال سلطنتش از من می‌ترسد.»
در دوره ششم مجلس با وجود آنكه تحت‌نظر كامل رضاخان و دخالت صریح نظامیان در سراسر كشور برگزار شد بار دیگر مدرس و تعداد دیگری از نمایندگان مستقل و مخالف رضاخان به مجلس راه یافتند. اندكی بعد به اشاره رضاخان، مدرس در 7 آبان 1305 مورد سوءقصد قرار گرفت اما به نحو معجزه‌آسایی نجات یافت و مدرس آن اقدام را تلویحاً به تحریك رضاخان دانست. او به مدت دو ماه بستری بود و در دی ماه آن سال در مجلس شركت نمود. در آبان 1306، حاج آقا نورالله اصفهانی، عالم مجاهد و متنفذ اصفهان همراه عده‌ای از روحانیون آن شهر در اعتراض به برخی از برنامه ها و اقدامات رضاخان به قم مهاجرت كرد و از علمای سراسر كشور خواست تا به ‌منظور اعلام همدردی و اعتراض به رضاخان به قم مهاجرت كنند.
مدرس نیز طی تلگرافی كه به حاج آقا نورالله مخابره نمود اقدام آنان را تأیید و اظهار همدردی و همكاری نمود.
در انتخابات دوره هفتم كه بار دیگر تحت نظارت شدید مأموران نظامی برگزار شد، اعلام گردید كه مدرس حتی یك رأی نیز نیاورده است و او با اشاره به تقلب وسیع در انتخابات به طنز گفت كه لااقل یك رأیی را كه به خودم دادم می‌خواندید! مدرس كه امكان ورود به مجلس را از دست داده بود، دیگر امكانی برای ابراز مخالفت نداشت و از مصونیت پارلمانی نیز برخوردار نبود. رضاخان كه مترصد چنین فرصتی بود دستور دستگیری او را صادر كرد. رئیس شهربانی وقت و چند تن دیگر از افسران و درجه‌داران در نیمه شب 16 مهر ماه 1307 به منزل وی یورش برده و او را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند و سپس به اتومبیلی منتقل كرده و بدون درنگ به یكی از روستاهای اطراف مشهد و سپس به شهر كوچك و دورافتاده كویری خواف تبعید نمودند. وی به مدت نه سال در آنجا تحت‌نظر شدید مأموران امنیتی قرار داشت و ممنوع‌الملاقات بود. در آبان ماه 1316، مدرس به دستور رضاخان به كاشمر انتقال یافت و در روز 10 آذر 1316 توسط چند تن از مأموران رژیم به شهادت رسید.
مدرس، مردی پرهیزگار، شجاع، عالم و وارسته بود و در بیان حقایق از هیچكس پروا نداشت. امام خمینی (ره) در بیانات خود مدرس را به دلیل صفات مذكور بیش از هر عالم دیگر می‌ستود و او نقش عمده‌ای در تكوین شخصیت سیاسی امام داشت. اوراقی كه از دست‌نوشته‌های او باقی ماند گواه آنست كه وی آثاری در زمینه فقه و اصول و تفسیر قرآن نیز داشته كه به دلیل غارت منزلش و انتقال كتاب‌ها و دست‌نوشته‌هایش به شهربانی، اثری از آنها برجای نمانده است.(1-1)


بررسی اندیشه‌های شهید مدرس از نظر سیاستگذاری عمومی
16 مرداد 1384
پژوهشگر: دكتر حمیدرضا ملك محمدی (استادیار دانشكده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران)


چکیده: نوشتار حاضر با محور قراردادن یكی از شخصیت‌های مهم سیاسی ایران ـ‌ شهید مدرس‌ـ در دورانی كه مجلس مقننه به تازگی در ایران ایجاد شده بود، به نقش واسطه‌ای او در چارچوب سیاست‌گذاری‌های كشور می‌پردازد. مدرس و سیاست‌گذاری عمومی، نگاهی دوباره به فعالیت‌های این شخصیت سیاسی از چارچوب دانش سیاست‌گذاری است.

الف – مفاهیم اولیه

سیاستگذاری عمومی یكی از رشته‌های تازه تأسیس علوم سیاسی است كه در ارتباطی تنگاتنگ با سایر علوم قرار دارد و به كار تنظیم عملكرد عوامل تصمیم گیرنده در یك كشور، با هدف بهینه سازی شرایط عمومی اجرای تصمیمات و نیل به اهداف از پیش تعیین شده می‌آید. سیاستگذاری عمومی را با تعاریفی گوناگون شناسانیده‌اند كه از آن میان، برخی تعاریف ساده، كوتاه، اما پر معنا همچون: ‹‹علم عمل عمومی›› یا ‹‹علم دولت در عمل1››، از جایگاهی ویژه برخوردار است. پدیده‌ی سیاستگذاری عمومی از نگاه نظری و مفهومی بر پایه‌هایی چند گانه بنا نهاده شده است. از این رهگذر، مفاهیمی همچون: مرجعیت در ابعاد كلان و غیر كلان، واسطه‌گری و واسطه‌ها و سرانجام، چرخه‌ی سیاستگذاری عمومی، از جمله اركان اصلی در این دانش به حساب می‌آیند2
مرجعیت‌ها در واقع دلایل وجودی و اثباتی سیاست‌ها هستند و سیاست‌ها با ارجاع به آنها معنا می‌یابند و توجیه می‌شوند. بنابراین تغییر سیاست‌ها در وهله‌ی نخست، مستلزم تغییر در مرجعیت آنهاست. مرجعیت‌ها در نگاه غیر كلان، به مرجعیت یك قسمت، یك بخش یا یك حوزه‌ی خاص مثلا كشاورزی ، صنعت و نظیر آن باز می‌گردد و در نگاه كلان، مجموعه‌ی سیستم یا نظام كلی را در بر می‌گیرد. بنابراین، مرجعیت یك سیاست، به سیاستگذاری مربوط به آن، معنا می‌بخشد و به چرایی شكل‌گیری یك سیاست (به آن شكلی كه وجود دارد‌) پاسخ می‌دهد.

واسطه‌ها، از دیگر اركان سیاستگذاری محسوب می‌شوند. اینها بازیگرانی هستند كه به دلیل وجود یك سیاست یا اجرای آن، به یكدیگر مرتبط می‌شوند. واسطه‌ها در ارتباط مستقیم با مرجعیت سیاست‌ها هستند. كار واسطه‌ها، بوجود آوردن تصاویری است كه درك یك مسأله از طریق گروههای موجود در یك جامعه و سپس توصیف راه‌ حل‌های مناسب آن را امكان‌پذیر می‌سازد، بنابراین واسطه‌ها با موقعیت استراتژیكی خود در نظام تصمیم‌گیری، سازندگان چارچوبی علمی هستند كه بر اساس آن، بحث‌ها و گفت و گوها در مورد مسائل مختلف سیاستی صورت می‌پذیرد و در نهایت به اتخاذ یك تصمیم یا مجموعه‌ای از تصمیمات منتهی می‌شود و سرانجام، مرجعیتی برای یك سیاست تعیین گشته یا تغییر می‌نماید. بنابراین نقش واسطه‌ها در تصمیم گیری‌ها، نقشی كم بدیل و بی مانند است زیرا آنها، دیدگاه خویش را به تصمیم گیران منتقل می‌نمایند و آنگاه بر تصمیمات اتخاذ شده تأثیر می‌گذارند.

سرانجام، چرخه‌ی سیاستگذاری عمومی، جان كلام دانش سیاستگذاری عمومی است. از خلال این چرخه كه شامل مراحلی همچون: شناسایی مسأله، تحلیل و گسترش برنامه، اجرای برنامه، ارزیابی برنامه و پایان برنامه است 3، مشكلات پیدا و نهان مراجع درك می‌شوند، مشكلات به مسائل تبدیل می‌گردند، حل مسائل به شیوه‌های گوناگون، مورد توجه و ارزیابی قرار می‌گیرد، فرایند تصمیم سازی فعال می‌شود، تصمیم اتخاذ شده به اجرا در می‌آید و در نتیجه، فعالیت‌های یاد شده، مورد ارزیابی و سپس تأیید یا اصلاح و تغییر قرار گرفته و چرخه به فعالیت خود ادامه می‌دهد. فعالان اصلی این چرخه؛ تصمیم گیران رسمی و غیر رسمی در جامعه هستند كه به صورت فردی یا گروهی، مسائل را تا سطح ورود به تقویم سیاستگذاری، یعنی برنامه‌ی كاری تصمیم گیران اصلی و فعال سازی فرایند تصمیم سازی، پیش می‌برند.

ب – زمینه ظهور بازیگرانی نوین

در دوره پیش از مشروطیت ، به دلیل عدم تمایز ساختاری در عرصه‌ی قدرت و انباشت مجموعه‌ای متنوع از قدرت در فردی واحد با عنوان پادشاه، سیاستگذاری، قالبی كوچك می‌یافت و تا حد تصمیم گیری فردی كه در نهایت، تناسب تصمیم با مقتضیات زمانی و مكانی در آن سنجیده می‌شد، تنزل می‌كرد. مشاورانی همچون صدر اعظم‌ها، آنهم به شرطی كه خوش فكر و پاك نهاد بودند، شاید می‌توانستند مطلوب و مثبت را بر تصمیمات شاه بر جای گذارند و تصمیم‌گیران بیرونی یعنی قدرت‌های بزرگ و نمایندگان آنها بویژه سفرای روسیه و انگلستان، نفوذ و تأثیر خود را به گونه‌ای دیگر بر تصمیمات كلان كشوری تحمیل می‌كردند. از این رهگذر، مرجعیت كلان سیاست‌ها، جایی در دستان این بازیگران محدود و كم شمار بود و نهادهای برخاسته از مردم و متكی به آنها یا اساسأ وجود نداشت، چنان كم رنگ بود كه در سایه‌ی تعیین كنندگان مرجعیت‌های كلان، چیزی به حساب نمی‌آمد.

با ظهور جنبش مشروطه خواهی، به عنوان حركتی تفكیك طلب در قوای كشوری و بر هم زننده‌ی انباشت قدرت در نقاطی مشخص و محدود، زمینه‌های دخالت عامه‌ی مردم از نگاهی كلان و منتخبان آنها رد مجلس شورا، به شكلی خاص، در سیاستگذاری كشور فراهم آمد.

پیش از این، سرزمین ایران، تا آن زمان كه اسناد تاریخی حكایت دارند، تجربه‌گر تجربه‌ای مستمر از پادشاهی‌های خودكامه و اقتدارگرا بود. مرجعیت‌های كلان و غیر كلان، فارغ از دغدغه‌ی اندیشیدن به حقوق ملت، از جمله حق حضور در تعیین سرنوشت خویش، تعیین می‌شد. در این حال، آمیزه‌ای از كم خردی، بی مسئولیتی و قدرت طلبی پادشاهی خود سر از یك سو و نكته سنجی، آینده‌نگری و هوشمندی قدرت‌های بزرگ صاحب منافع در منطقه، خطوط اصلی چهره‌ی مرجعیت كلان سیاستگذاری را در ایران ترسیم می‌كرد.

ظهور پدیده‌ی مجلس با ادعای داشتن حق برتر در تعیین مرجعیت كلان سیاست‌ها در جامعه، بی شك می‌توانست در تعارضی پر حرارت، با انگیزه‌ها و رویكردهای نظام پادشاهی و منافع قدرت‌های خارجی قرار گیرد.

از این رهگذر زمینه‌های ظهور بازیگرانی نوین فراهم آمده بود. اینك حاضران در مجلس یعنی نمایندگان مردم، ایفاگر مهمترین نقش‌ها در این زمینه محسوب می‌شدند. این افراد اگر چه نمایندگان و برگزیدگان مردم بودند، اما خود، به واسطه‌هایی تبدیل می‌گردیدند كه زبان عمومی جامعه را به زبان قابل فهم برای دیگر عوامل مؤثر در تصمیم سازی تبدیل كرده و با وارد كردن مسائل حوزه‌های گوناگون به تقویم سیاستگذاری ، راه را برای یكی از پراهمیت‌ترین مسائل در عرصه‌ی سیاستگذاری عمومی ، یعنی تنظیم رابطه‌ی كلان – غیر كلان هموار می‌ساختند. در چنین شرایطی است كه مدرس، گام در مجلس گذارده و به عنوان یكی از وكلای مردم ، تا 5 دوره در این منصب به فعالیت می‌پردازد.

ج – مدرس ؛ واسطه‌ای در سیاستگذاری عمومی

كار واسطه‌گری در سیاستگذاری عمومی با سه مؤلفه‌ی اصلی در ارتباط است. این سه مؤلفه یعنی: مرجعیت كلان، مرجعیت غیر كلان و رابطه‌ی كلان – غیر كلان، در واقع پایه‌های سیاستگذاری را تشكیل می‌دهند. بر این اساس، مهمترین فعالیت‌های مدرس در مجلس، در چارچوب پرداختن به این سه وظیفه در سیاستگذاری عمومی و از منظر یك واسطه در این كار ، جای می‌گیرد.

1. نگاه مدرس به مجلس

نگاه مدرس به مجلس، حكایت از جایگاه مجلس در اندیشه‌ی او دارد. او در این خصوص گفته بود كه ما بر هر كس قدرت داریم. از رضاخان هم هیچ ترس و واهمه‌ای نداریم. ما قدرت داریم پادشاه را عوض كنیم. رئیس الوزراء را بیاوریم، سؤال كنیم، استیضاح كنیم، عزل كنیم. برای مجلسی كه می‌تواند سلطنت را تغییر دهد، عوض كردن وزیر جنگ نباید مسأله‌ای باشد .... هیچ قوه‌ای در مقابل ما كه برای اصلاح مملكت می‌كوشیم نمی‌تواند عرض اندام كند. 4

از این بیان مدرس چنین بر می‌آید كه او هر سه حوزه‌ی مرجعیت كلان، مرجعیت غیر كلان و تنظیم رابطه كلان – غیر كلان را جزئی از وظایف مجلس به شمار می‌آورد و بدین ترتیب، این نهاد را نه تنها همسنگ پادشاه، بلكه برتر از او نیز می‌دانست از نظر مدرس مجلس نهادی است كه صلاحیت وضع قوانین و دخالت در تعیین مرجعیت كلان و مرجعیت‌های غیر كلان را در كار سیاستگذاری كشور داراست و فعالیت‌های مجلس، تنها در این چارچوب است كه معنا پیدا می‌كند. مجلس از نگاه مدرس، برترین قدرت در كشور و مافوق دیگر قدرت‌ها محسوب می‌شد.

2. جامعیت، بنیانی برای مرجعیت

یكی از واژه‌هایی كه در ادبیات سیاسی مدرس، كاربردی قابل تأمل دارد، جامعیت یا عصبیت در معنای اتحاد، انسجام و یگانگی است. نمونه‌ی چنین اندیشه‌ای را در تفكرات دوركهایم و بحث‌های او از دو نوع همبستگی مكانیكی و ارگانیكی نیز می‌توان سراغ گرفت. 5 مدرس، این اندیشه را در پاسخ بدین پرسش مطرح می‌كند كه: قومیت هر قوم و بقا و شرافت آن به چیست؟ و سپس در پاسخ از حفظ ‹‹‌جامع››‌ آن قوم سخن می‌گوید و اینكه بقای هر قوم منوط به حفظ جامع بین افراد آن قوم كالجراد المنتشر، افرادی هستند متشتت و هیچ اثر و فایده‌ی اجتماعی بر آن افراد كثیره، مترتب نخواهد بود. ترقی و تعالی هر قوم به این خواهد شد كه جامع میان خودشان از نگهداری كنند و به واسطه‌ی ترقی آن جامع، ترقی كنند.6

بحث از جامعیت یا عصبیت با كار ـ ویژه‌ی تنظیم كنندگی اجتماعی، مدرس را به سوی مؤلفه‌های تقویت‌كننده‌ی این جامعیت می‌كشاند. تقویت جامعیت به همبستگی بیشتر اجتماعی منجر می‌شود و همبستگی بیشتر اجتماعی، كار تنظیم سیاست‌ها را چه در عرصه‌ی كلان و چه در عرصه‌ی غیر كلان، تسهیل می‌نماید. وجود یك جامعیت قدرتمند كه از آبشخور مؤلفه‌هایی همچون اسلام گرایی و ایران گرایی سیراب می‌شود، نه تنها كار دستیابی و پذیرش مرجعیت‌های كلان و غیر كلان را در سیاستگذاری تسهیل می‌كند، بلكه راهیابی مسائل گوناگون جامعه را نیز به تقویم سیاستگذاری عمومی ، با سهولت بیشتری امكان‌پذیر می‌سازد، زیرا فقدان جامعیت در مراحل پیش از در هم ریختن و فروپاشی یك سیستم ، به دلیل وجود تعارض‌ها ، و اختلافات میان گروه‌های موجود در یك كشور ، كار سیاستگذاری را با مشكلات بسیار پیچیده روبرو می‌سازد.

3 . مرجعیتی برای سیاستگذاری خارجی

اگر چه سیاستگذاری عمومی در بیشترین بخش خود به مسائل داخلی كشور می‌پردازد، اما بخشی از آن به رغم جای گرفتن در چرخه‌ی سیاستگذاری داخلی، تأثیراتی را در ورای مرزها بر جای می‌گذارد كه از آن با عنوان سیاستگذاری خارجی(Foreign Policy Making) یاد می‌شود. بحث از سیاست خارجی در دوره‌ای كه مدرس در منصب نمایندگی مجلس قرار دارد از اهمیت زیادی برخوردار است.

هم مرزی ایران با روسیه از یك سو و همجواری ایران با هند به عنوان پایگاه سیاسی ـ تجاری انگلستان در منطقه از سوی دیگر ، از این سرزمینی حائل ساخته بود كه چشمان روسیه، انگلستان، عثمانی و قدرت‌های دوست و دشمن آنان، تقریبأ هر حركتی را در ایران زیر نظر داشت. در این حال اگر چه سیاست‌های داخلی و خارجی ایران حاشیه‌ی فراخی از آزادی عمل نداشت و در بسیاری از موارد، مرجعیت كلان سیاست‌ها، محصول توافق و همكاری، تعارض و مخالفت و سرانجام، رقابت قدرت‌های خارجی بود، اما وجود واسطه‌هایی در سیاست می‌توانست در راهیابی برخی مسائل حساس و حیاتی به تقویم سیاستگذاری‌ها، مؤثر باشد.

حضور مدرس در مجلس به عنوان واسطه‌ای در دستگاه سیاستگذاری كشور، این امكان را به او می‌داد تا در خصوص تعیین و تشخیص مسائلی كه نیاز به وضع سیاست داشت به فعالیت بپردازد. از این رهگذر، سیاست خارجی از عرصه‌های مهمی بود كه مدرس اعتقاد به ضرورت وضع سیاست‌هایی اساسی در آن داشت. شالوده‌ی نظری سیاستی كه مدرس در حوزه‌ی سیاستگذاری خارجی بدان معتقد بود، رویكردی دو پایه‌ای است كه پایه‌ی نخست آن را بی طرفی و دومین پایه‌ی آن را موازنه‌ی منفی یا موازنه ، عدمی تشكیل می‌دهد.

در اولین گام او عقیده داشت كه ما بی طرفیم. نباید تمایلی نسبت به سیاست‌ها بشود. ما بی طرفیم ..... هر كسی تمایلی به سیاستی بنماید، ما یعنی ملت ایران با او موافقت نخواهیم كرد .7 ما یك ملت فقیر هستیم، ضعیف و باید بی طرف باشیم و باید بی طرف باشیم ...... اشخاصی آمدند و گفتند عقیده‌ی ما تمایل به سیاست انگلیس است. شاید یكی پیدا شود بگوید عقیده‌ی سیاسی من روس است ما ضد همه هستیم. ایرانی مسلمان باید مسلمان و ایرانی باشد ...... هر رنگی غیر از این داشته باشد ، دشمن دیانت ما و دشمن استقلال ماست.8

اندیشه‌ی بی طرفی مدرس در سیاست خارجی با دومین پایه‌ی این تفكر، یعنی موازنه‌ی منفی كامل می‌شود. در حالی كه بی طرفی می‌تواند حكایت از نوعی رویكرد خنثی را داشته باشد، اندیشه‌ی موازنه‌ی منفی چهره‌ی نوعی رویكرد فعال را به خود می‌گیرد. او در این زمینه عقیده داشت كه ایران باید سیاست موازنه‌ی عدمی را نسبت به همه مراعات كند.

مدرس با بیان اندیشه‌ی بی طرفی در كنار موازنه‌ی منفی، كه پایه‌ای برای تفكر عدم تعهد تلقی می‌شود؛ به مثابه واسطه‌ای كه قصد تغییر مرجعیت كلان در سیاستگذاری خارجی را دارد، وارد عمل می‌شود. در حالی كه پیش از این مرجعیت كلان در سیاست خارجی كشور، معجونی از خواسته‌های شاه و اغراض دولت‌های بزرگ بود. با ورود مدرس به عرصه‌ی تقنینی كشور، برای نخستین مرتبه بعد از سال‌های استبداد و خودكامگی پادشاه ، راه تغییر را در پیش می‌گیرد، اندیشه‌ی یاد شده بیش از آنكه از منظر كاربردی و میزان تأثیر عملی كه بر روی سیاست‌های آتی كشور گذاشت حائز اهمیت باشد، از نظر ارائه‌ی تقكری جدید با هدف تغییر مرجعیت كلان در سیاستگذاری خارجی دارای اهمیت است. این اندیشه از سوی دیگر ،‌تنظیم رابطه‌ی كلان ـ غیر كلان را نیز بر عهده داشت. تغییر مرجعیت كلان، خواه نا خواه بر سیاست‌های موجود در بخش‌ها تأثیر می‌گذاشت كه مهمترین تجلی آن در عرصه‌های نظامی ـ امنیتی و اقتصادی ـ تجاری كشور قابل وارسی است . روشن است بی طرفی در كنار موازنه‌ی عدمی، آنهم برای دولتی حائل میان قدرت‌های بزرگ، از یك سو می‌توانست به برهم خوردن ترتیبات نظامی كشور و از سوی دیگر به دگرگون شدن روابط تجاری با دولت‌های بزرگ بینجامد. در این حال، ایران اگر چه فاقد پتانسیل‌های بخشی لازم برای پوشش دادن به تغییر مرجعیت كلان و هماهنگ سازی خود با آن بود و دولتهای بزرگ و طرفداران داخلی آنها از چنین تغییری طرفداری نمی‌كردند، اما بیان این اندیشه ، تجربه‌ای در راه شالوده شكنی و بنیانگذاری اندیشه‌های نو در حوزه‌ی سیاستگذاری خارجی محسوب می‌شد.

4. قانونگذاری؛ تثبیت مرجعیت كلان در جامعه

پیشتر به نگاه مدرس به دستگاه قانونگذاری كشور اشاره نمودیم. حضور مدرس در مجلس، از او واسطه‌ای ساخته بود كه در بخش سیاستگذاری تقنینی، در ورود مسائل مهم جامعه، به درون تقویم سیاستگذاری كشور، كمك می‌نمود. از این نگاه ، تلاش مدرس برای تثبیت و نهادینه سازی فعالیت‌های مجلس ، به عنوان نهاد قانونگذاری در كشور، قابل تأمل است . دلمشغولی مدرس از اینكه شاید در اذهان برخی علمای شریعت، اندیشه‌ی عدم جواز تأسیس نهادی كه با وجود قوانین موضوعه‌ی اسلامی، قادر به وضع قوانین باشد، بخشی از تلاش‌های وی را به سوی تبیین این مسأله سوق می‌داد. از این رهگذر، تفكیك فلسفه‌ی قوانین به فلسفه‌ی ماهیت آنها و فلسفه‌ی عملی آنها در مسائل اداری ، حكایت از تلاش مدرس در این زمینه دارد. او با تفكیك امر قانونگذاری مجلس‌ها از تصرف و تشریع در مبانی كلی اسلامی بر صحت فعالیت مجلس تأكید دارد. این مسأله در كنار نگاه مدرس به مجلس؛ به عنوان نهادی فراتر از دیگر نهادهای صاحب قدرت سیاسی؛‌ حكایت از آن دارد كه تثبیت مرجعیت كلان در جامعه به واسطه‌ی تقنین دستگاه قانونگذاری و در بالا دست آن، اعتبار مرجح قانون اساسی با این بیان كه هر كس باید عقیده‌ی خود را بگوید، اما حاكم ؛ قانون اساسی است،9 از اهمیت فراوانی برخوردار می‌باشد. تثبیت مرجعیت كلان در این بخش به تقویت مجلس در پرداختن به مرجعیت‌های بخشی می‌انجامید، بدین معنی كه مجلس صاحب قدرت در كنار ویژگی‌هایی كه مدرس برای احراز نمایندگی در آن برشمرده بود، به مجلس این امكان را می‌داد تا در دیگر زمینه‌ها به وضع قوانین راهگشا بپردازد. حاصل پرداختن مؤثر به دو بخش یاد شده یعنی تثبیت مرجعیت كلان از راه تثبیت حكومت قانون اساسی بر دیگر قوانین موضوعه و اعمال حكومتی آن از یك سو و پرداختن به وضع قوانین در حوزه‌های گوناگون و بخشی كشور از سوی دیگر، راه را بر تنظیم رابطه‌ی كلان ـ غیر كلان می‌گشود.

5. تزلزل دولت‌ها و ناكارامدی سیاستگذاری

امروزه قریب دو دهه است كه پدیده‌ای با عنوان تغییر در سیاست‌ها، هم در میان آنانی كه قدرت را در دست دارند و هم در میان تلاشگران برای تحصیل قدرت؛‌ به بحثی قابل توجه تبدیل شده است.10 اهمیت این مسأله بدان خاطر است كه بسیاری از اوقات، سیاست‌ها هرگز كامل نمی‌شوند، بلكه در میانه‌ی راه، از شكلی به شكل دیگر تغییر می‌كنند. از این رو، مسأله تغییر و در پی آن، جایگزینی سیاست‌ها، همواره مطرح خواهد بود. مشكل بتوان تصور كرد كه یك سیاست برای رسیدن به تمام یا برخی از اهداف خود، پدیده‌ای كامل، مطلوب و ایده‌آل به حساب آید. بهترین سیاست‌ها هم نمی‌توانند سیاست‌هایی دائمی و تمام و كمال باشند و اندیشه‌ی فریبنده‌ی سیاست‌های ظفرمند در همه‌ی شرایط ، مشكل می‌تواند از پوسته‌ی اندیشه‌ای خویش خارج شود و در دنیای واقعی، ظفرمندی خویش را حفظ كند.11 پس سیاستگذاری ، كاری مقطعی نیست كه از یك نقطه، آغاز و در نقطه‌ای دیگر كاملأ‌ به پایان رسد، بلكه به دلیل تغییر شرایط ، موقعیت‌ها و حتی مؤتلفه‌های تشكیل دهنده‌ی یك مسأله ، بازنگری و تغییر سیاست‌ها حائز اهمیت می‌گردند. اما طراحی ، اجرا و باز خوردگیری از سیاست‌های به اجرا در آمده ، نیازمند مدت زمانی خاص نیز هست . به بیانی دیگر، در چرخه‌ی سیاستگذاری ، انجام یك تغییر در سیاست‌ها و سپس ارزیابی تحولات مثبت و منفی حاصل از آن ، نیازمند گذشت دوره‌ای از زمان است كه در نبود آن ، تغییرات و اصلاحات ، چهره‌ای عمیق به خود نمی‌گیرد و مرز میان آنها و دستكاری‌های ظاهری مشخص نمی‌شود و ارزیابی آنچه صورت پذیرفته نیز بسیار غیر واقعی خواهد بود.

انتقاد شدید مدرس از دولت‌های چند ماهه و ناتوانی آنها از اجرای برنامه‌ها به دلیل تغییرات پی در پی ، حكایت از توجه او به لزوم ثبات در طراحی و اجرای سیاست‌ها دارد. ثبات زمانی دولت‌ها برای اجرای طرح‌ها، بویژه با توجه به شرایط آن دوره، كه در گونه‌ای از ناپایانی حاصل از حوادث مشروطه و سپس تغییر حكومت قاجار جای می‌گرفت، چنان اندك بود كه با آمدن و رفتن دولت‌ها ؛ سیاست‌ها بی آنكه به نتیجه‌ای خاص منجر شوند، جای خود را به دیگری می‌داد. این پدیده موجب می‌گردید تا در حالی كه شكل گیری مرجعیت‌های كلان و غیر كلان دچار مشكلات جدی گردد،‌ تنظیم رابطه‌ای كلان ـ غیر كلان كه از اصول بنیادین سیاستگذاری عمومی است ،‌تحقق نیابد.

د ـ نتیجه

مجموع پنج دوره‌ای كه مدرس در مجلس و در كار تصویب قوانین و تنظیم روابط میان بخش‌های گوناگون در كشور بود، مجموعه‌ای از سال‌های بسیار حساس برای ایران تلقی می‌شود. حیات سیاسی مدرس در این دوره‌ی كم سابقه، مجموعه‌ای از اندیشه‌ها و عملكردها را رقم می‌زند كه در پایان كار ، از نگاه پدیده‌ی سیاستگذاری ، تلاشی جدی برای تغییر برخی مرجعیت‌ها ، تثبیت برخی دیگر و سرانجام، تنظیم رابطه‌ی حساس كلان ـ غیر كلان در جامعه‌ی ایران آن روز است. اندیشه‌هایی بنیادین همچون جامعیت ، توازن عدمی ، امنیت ، روشنفكری ، قانون ، استبداد و ثبات و تزلزل حكومت‌ها در كنار مسائلی جزئی‌تر مانند؛ مالیات ، تأمین اجتماعی، معلمان خارجی و غیره، حكایت از تلاش بی وقفه‌ی مدرس در راستای حضور فعال و بازیگری مؤثر در چرخه‌ی سیاستگذاری عمومی دارد. وارسی اندیشه و عمل مدرس در طول حیات سیاسی او ، حكایت از آن دارد كه مدرس با درك ضرورت ساخت یا احیاء مباحث اساسی مورد نیاز برای تصمیم سازان و تصمیم گیران كشور،‌برای ایجاد دركی مشترك از آنچه خود بدان رسیده بود، با طرح آنها در مجلس ، در محافل دیگر یا در جمع‌های خصوصی ، با زبانی ساده و بی تكلم ، زمینه را برای ترویج افكاری دیگرگون از این دست در میان نمایندگان مردم و مآلا در میان خود مردم فراهم آورد. اگر چه نه او از مباحث سیاستگذاری عمومی به شكل امروزین آن با خبر بود و نه اساسا چنین دانشی در آن دوره، حتی در كشورهای اروپایی مطرح بود، اما بخش‌هایی اساسی از این دانش، كه بر شالوده‌ی جمع‌آوری داده‌ها از جامعه و تحلیل آنها استوار است ، به خوبی در اندیشه‌ی مدرس قابل بررسی است. نیاز به اطلاعات مربوط برای هماهنگی ، نیاز به هماهنگی برای برنامه‌ریزی، نیاز به برنامه ریزی برای ساماندهی، نیاز به ساماندهی برای پیشرفت و نیاز به پیشرفت برای بقاء در جهان، عناصری پایا و پایه‌ای هستند كه اندیشمندان و عملگران ایران آن روز، از جمله مدرس، به خوبی به اهمیت آن پی برده بودند.


شهادت آيت‌الله مدرس و روز مجلس
10 آذر 1316

چکیده: در شب دهم آذر 1316 برابر با 27 رمضان 1356 قمري به دستور رضاخان، عالم مجاهد آيت‌الله مدرس را پس از سال ها تبعید در نقاط مختلف، در کاشمر به شهادت رساندند

شهید مدرس و عده ای از نمایندگان اقلیت مجلس پنجم شورای ملی شهيد‌ آيت‌الله سيدحسن مدرس در سال 1387 قمري به دنيا آمد. او تحصيل خود را در علوم ديني در اصفهان، سامرا و نجف در محضر بزرگاني چون آيت‌الله ميرازي شيرازي، صاحب فتواي تحريم تنباكو و ... تا درجه اجتهاد ادامه داد؛ آنگاه به اصفهان مراجعت كرده و مشغول تدريس فقه و اصول شد. ايشان در جريانات مربوط به نهضت مشروطه به سمت سياست روي آورد. مرحوم مدرس در اين باره گفته است: «بعد از مراجعت از عتبات، در اصفهان فقط از امورات اجتماعيه، مباحثه و تدريس اختيار كرده بودم، تا زمان انقلاب استبداد به مشروطه، مجبورا اوضاع ديگري پيش آمد».
فعاليت سياسي ايشان با عضويت در انجمن ايالتي اصفهان آغاز مي‌شود و با انتخاب او به عنوان يكي از پنج تن علماي منتخب، براي دوره دوم قانون‌گذاري مجلس، در تاريخ 1289 شمسي، چهره‌ سياسي او شناخته‌تر مي‌شود. مدرس در اين مجلس نقش خود را به خوبي ايفا كرد. وي در دوره سوم نيز از طرف مردم تهران به نمايندگي انتخاب شد؛ ولي اين مجلس به علت فشار خارجي و آغاز جنگ اول جهاني يكسال بيشتر دوم نياورد.
مدرس از چهره‌هاي سرشناس كميته دفاع ملي بود كه جهت جلوگيري از پيشرفت نيروهاي روسيه تزاري به سمت پايتخت به قم مهاجرت كردند. او سپس عازم اصفهان، كرمانشاه، عراق، تركيه و سوريه گرديد و پس از دو سال به ايران بازگشت. با امضاي قرارداد 1919 وثوق‌الدوله، مدرس به مخالفت برخاست و با اين قرارداد ننگين به شدت مخالفت كرد و اجازه نداد ايران بين اجانب تقسيم شود. پس از كودتاي رضاخان و سید ضیاءالدین طباطبایی در سوم اسفند 1299، مدرس همراه بسياري از مليون و مبارزان دستگير شد و تا پايان عمر كابينه سياه سيد ضياءالدين طباطبايي در قزوين زندان بود. پس از آزادي به نمايندگي مردم تهران در مجلس چهارم انتخاب شد و به عنوان نايب رييس مجلس و رهبري اكثريت مجلس برگزيده شد. دوره پنجم مجلس در سال 1302 افتتاح شد و در اين دوران پر اهميت تاريخ مشروطه كه با تغيير سلسله قاجاريه و روي كار آمدن رضاخان همراه بود، مدرس رهبري اقليت مجلس را بر عهده داشت.
رضاخان كه به دنبال حذف قاجار و حاكميت خود بود، طرح جمهوري را مطرح كرد اما وجود مدرس و رفقاي او در مجلس كه فراكسيون اقليت را تشكيل مي‌دادند، مانع از به سرانجام رسيدن طرح جمهوری رضاخانی گرديد.
يكي از وقاع مهم مجلس پنجم استيضاح رضاخان، توسط مدرس بود؛ اما، رضاخان توانست با فريب و نيرنگ، مقدمات تصويب انقراض قاجاريه را فراهم كند و در تاريخ 9 آبان 1304 اين كار را عملي كرد و خود به پادشاهي ايران رسيد.
رضاخان در طي برگزاري انتخابات مجلس هفتم، اجازه نداد مدرس به مجلس راه يابد و ابتدا مدتي او را خانه‌نشين كرد و سپس در 16 مهر 1307 دستگير و به دامغان و مشهد و سپس به خواف تبعيد كرد. شهيد مدرس 7 سال در خواف توسط مأموران تحت نظر بود و در 22 مهر 1316 از خواف به كاشمر منتقل شد. در اين زمان رضاخان دستور قتل مدرس را به رييس شهرباني كاشمر داد ولي او به اين كار تن نداد و در نتيجه اين مأموريت به جهانسوزي، متوفيان و خلج واگذار شد. آنها در شب دهم آذر 1316 برابر با 27 رمضان 1356 قمري به سراغ آن عالم رباني رفتند و او را به شهادت رساندند و جنازه را مخفيانه به خاك سپردند.
قبر شهيد مدرس پس از شهريور 1320 و خروج رضاخان از ايران، توسط اهالي محل شناسايي و مشخص گرديد.

-------------------------

پی نوشت:

1-1علمای مجاهد، محمدحسن رجبی، پاییز 1382، مركز اسناد انقلاب اسلامی

1 پیرمولر، ‹‹‌سیاستگذاری عمومی ››، ترجمه حمیدرضا ملك محمدی، نشر دادگستر، 1379 .

2. برای مطالعه‌ی بیشتر نگاه كنید به پیشین.

3.CH. O. Jones, An Introduction to the study of Public Policy , Belmont , Duxbury press , 1970, 230-231

4 . فاطمه معاضدی و رویا خالقی سروش ، آنكه دیانت را عین سیاست می‌دانست ، روزنامه‌ی اطلاعات ، شنبه 13 آذر 1372.

5. نگاه كنید به ریمون آرون، مراحل اساسی اندیشه در جامعه‌شناسی ، ترجمه باقر پرهام ، تهران ، انتشارات انقلاب اسلامی ، 1363 ، ص ص 26-15 .

6. محمدرضا معتضدیان ، پیشرفت و ترقی اجتماعی در اندیشه سیاسی شهید مدرس، روزنامه كیهان. یكشنبه 8 آذر 1377.

7. محمد تركان ، مدرس در مجلس چهارم ، روزنامه همشهری ،، یكشنبه 4 دی 1373 .

8. همان .

9. علی مدرسی ، مدرس ، تهران ، بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی ، 1366 ، ص 173.

10. P. Sabatier , Top _ Down and Bottom up approaches to Implementation research : A crilical Analysis and Suggested sybthesis , Journal of Public policy , VOL . 6 . NO. 1 , 1986,PP. 21 _ 47 .

11 . P.May , Hints for crafting Alternative Policies , Policy Analysis , vol . 7 , No. 2 , spring 1981, pp . 224 _ 244.

و استفاده از منابع مرکز اسناد انقلاب اسلامی

 


ویژه نامه های دیگر

دریافت نرم افزار های کتابخانه دیجیتال (اندروید و ویندوز)

فراخوان ارسال مقاله فصل‌نامه «کتاب مهر» ویژه تابستان

حماسه قتل امیرکبیر

مسابقه طرح جلد کتاب های انتشارات سوره مهر

کتاب، فرهنگ، اسلام

شهادت استاد مرتضی مطهری و روز معلم گرامی باد

کتابخوانی باید سنّت رایج شود

فرهنگ سازمانی _ بخش اوّل

دوازدهمین سالگرد شهادت امير سپهبد علي صياد شيرازي

هجدهمین سالگرد شهادت سيد اهل قلم

ویژه نامه عید نوروز

گزیده ای از سخنان معصومین

بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار اهل قلم

میلاد پیامبر اسلام (ص) و امام جعفر صادق (ع)

دهه فجر از نگاه مقام معظم رهبری

ورود حضرت امام (ره) به ایران عزیز

کربلایی که من دیده ام ( بخش دوّم )

کربلایی که من دیده ام ( بخش اوّل )

دیار ملکوت (1)

حضرت امام رضا (ع)

هفته دفاع مقدس

رمضان ، ماه ميهماني خدا

روز خبرنگار

مهدی موعود (عج)

روز قلم

ویژه نامه ماه رجب

با تن پروري ذهني مبارزه كنيم

ورود آزادگان به میهن اسلامی

حضرت علی اکبر(ع)

امام حسین (ع)

سالگرد تأسیس سازمان تبلیغات اسلامی گرامی باد

به مناسبت میلاد زهرای اطهر(س)

سند چشم‌انداز و مسئولیت فرهیختگان در فضای انتخابات

دیار ملکوت (2)

روز عرفه

عيد بر عاشقان مبارك

امام محمد تقی(ع)

ویژه نامه هفته بسیج

حضرت فاطمه معصومه(س)

درگذشت طاهره صفارزاده را تسلیت عرض می کنیم

امام جعفر صادق(ع)

روز جهانی کودک

عید سعید فطر

بعثت از نگاه رهبر

به مناسبت ماه رجب

درگذشت نادر ابراهيمي را تسلیت عرض می کنیم

لاله هاي خونين خرمشهر

روز احسان ونيكوكاري مبارك

تسليت

تبريك

تبريك

بمناسبت تولد حضرت زهرا (س)

تربیت

حضرت امام موسی کاظم (ع)

خواجه نصیرالدین طوسی

زندگی پربار خمینی کبیر (ره)

شهادت امام محمدباقر(ع)

شهید دکتر مفتح

شیخ مفید

شهادت آیت الله سیدحسن مدرس: روز مجلس

آیت الله سید محمدحسین طباطبایی

نیمایوشیج

آیت الله قاضی طباطبایی

امام حسن (ع)

وفات حضرت خدیجه(س)

بزرگداشت مولوی

روز جهانی سالمندان

روز جهانی جهانگردی

شهریار

روز سینما

ابوریحان بیرونی

حضرت امام سجاد (ع)

اولین مولود کعبه

حضرت زینب

نوری بر فراز دار

شیخ شهاب الدین سهروردی(شیخ اشراق)

علامه امینی

مجاهد بيدار

اما... آدم باش

تاریخچه ای از گل سرخ

مسيح قرن بيستم

فع‍ّال، جامع، معنوی

گزیده ای از شقایق نامه سید حسن حسینی

دولت تازه ؛چالشها، موانع و فرصتها

آگهی ویژه

گرامی باد یاد و نامت ...

جامعه فرهنگی و هنری کشور گوهر گرانبهایی را از دست داد

فرهنگ سازمانی _ بخش دوّم

به سوی عرفات

دیار ملکوت (3 و 4)

خلیج فارس

یادبود

 

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 53528497